<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241</id><updated>2011-12-03T14:40:27.227-08:00</updated><title type='text'>سردارجنگل</title><subtitle type='html'>ادبی - سیاسی</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>160</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-5448661378079447318</id><published>2007-11-01T07:47:00.001-07:00</published><updated>2007-11-01T07:47:53.925-07:00</updated><title type='text'>برادر زهرا : : ما به خودکشی اعتقاد نداریم، می گوییم زهرا به قتل رسیده است و با همین اتهام از ستاد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;برادر زهرا : : ما به خودکشی اعتقاد نداریم، می گوییم زهرا به قتل رسیده است و با همین اتهام از ستاد امر به معروف شکایت کردیم&lt;br /&gt;برادر زهرا : : ما به خودکشی اعتقاد نداریم، می گوییم زهرا به قتل رسیده است و با همین اتهام از ستاد امر به معروف شکایت کردیمکانون زنان ایرانی : نزدیک به سه هفته از مرگ دکتر زهرا می گذرد. خانواده اش، سوگوار مرگ ناباورانه فرزندشان هستند. هنوز نگاه شاد و سرشار از زندگی زهرا را در آخرین خداحافظی فراموش نکرده اند. آنها هرگز چنین پایان غم انگیز و بی رحمانه ای را برای زندگی زهرای از دست رفته شان تصور نکرده بودند. جسم بی جان او اکنون در بهشت زهرا آرام گرفته است و پدر سالخورده و مریض در پی شکایت به اتهام قتل دخترش از ستاد امر به معروف همدان بین تهران و دادگستری همدان همراه با بار سنیگن غم در رفت و آمد است. هنوز وقت دادگاه داده نشده است و پرونده در مرحله بازپرسی است.برادر زهرا می گوید :”ما به خودکشی اعتقاد نداریم، می گوییم زهرا به قتل رسیده است و با همین اتهام از ستاد امر به معروف شکایت کردیم چون دلایل و شواهد بسیاری وجود دارد و ضمیمه پرونده است که نشان می دهد قتل صورت گرفته است با این وجود نمی دانیم چه نتیجه ای از دادگاه خواهیم گرفت.”در مورد اینکه گفته می شود گواهی پزشکی قانون مبنی بر سالم بودن بکارت درست نبوده و زیر فشار ستاد امر به معروف برای سرپوش گذاشتن به تجاوز و سپس قتل صادر شده است می گوید: “در درست یا نادرست بودن گواهی پزشکی قانونی اطلاع دقیقی نداریم. وقتی ما جسد زهرا را تحویل گرفتیم بلافاصله دفنش کردیم و از نظر روحی در وضعیتی نبودیم که خودمان به فکر گرفتن گواهی دیگری از پزشکی قانونی بیافتیم. مرگ زهرا آنهم به این شکل برای ما دور از انتظار بود .او داوطلبانه درحال خدمت به هموطنان مناطق محروم بود. با وجود این که می توانست به خاطر آزاده بودن پدر از انجام دوره ی طرح معاف باشد ولی به دلیل شوق به خدمت بیشتر داوطلبانه برای این وظیفه پیش قدم شده بود.”پدر زهرا از زندانیان سیاسی در رژیم سابق بوده و طبق قانونی که سال های زندان معادل آزادگی محسوب می شود، از قانون اجباری خدمت پزشکان در مناطق محروم معاف بوده است .دکتر پ.م همکار و هم اتاقی زهرا در گزارش وبلاگ یک پزشک دیگر، می گوید: ” زهرا به اصرار خودش و برا ی اینکه حقوقی داشته باشد به اینجا آمده بود و مشکلات و درگیری های معمولی همه ما را داشت. البته این اواخر روحیه اش خیلی هم بهتر و شاداب تر شده بود از فروردین ماه با یکی از گوینده های رادیو به اسم حمید آشنا شده بود و قرار بود با هم ازدواج کنند.”او رابطه بین زهرا و حمید را خیلی عاشقانه و احساسی می خواند و ادامه می دهد : “حمید استخدام صدا و سیمای تهران بود (البته اکنون به علت ماجرای مرگ زهرا اخراج شده است) و شنبه شب ها ساعت دوازده در رادیو فرهنگ یک برنامه ادبی را اجرا می کرد که زهرا شنونده پر و پا قرص این برنامه بود و این رادیو گوش دادن او در پانسیون همیشه موضوع شوخی بچه ها با زهرا بود . حمید جمعه ها در همدان یک برنامه رادیویی را کارگردانی می کرد و مجبور بود پنج شنبه ها از تهران به همدان بیاید و معمولا سعی می کردند در این فاصله کوتاه هم دیگر را ببینند. قرارهایشان هم همیشه در پارک بود.”دکتر پ.م اعتقاد دارد زهرا کاملا یک دختر مذهبی بود و می گوید:” دستگیری او به جرم بی حجابی و آرایش غلیظ خیلی بی معنی است. همیشه مانتوی بلند و مقنعه سر می کرد و این بحث همیشگی من با او بود که اصرار داشتم اگر کمی مقنعه اش را عقب ببرد و کمی آرایش کند خیلی خوش تیپ تر می شود، اما زهرا هیچ وقت حرف من را قبول نمی کرد و می گفت که حمید مرا همین طوری دیده و می داند که من همیشه همین طور هستم. باز هم می گویم و تکرار می کنم زهرا یک دختر کاملا مذهبی و مقید بود و این نهایت بی شرافتی است که بخواهند بازداشت او را و خون ریخته او را این چنین لوث کنند. زهرا فارغ التحصیل دانشگاه تهران بود. پزشک این مملکت بود جزو باهوش ترین و درس خوان ترین بچه های نسلی بود که سال ۷۷ کنکور دادند. خانواده زهرا و دوستانش به او افتخار می کنند.”&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-5448661378079447318?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/5448661378079447318/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=5448661378079447318&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/5448661378079447318'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/5448661378079447318'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/11/blog-post_01.html' title='برادر زهرا : : ما به خودکشی اعتقاد نداریم، می گوییم زهرا به قتل رسیده است و با همین اتهام از ستاد'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-9091151471646874781</id><published>2007-11-01T07:32:00.000-07:00</published><updated>2007-11-01T07:33:21.312-07:00</updated><title type='text'>عبدالکریم سروش کیست؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;عبدالکریم سروش کیست؟&lt;/strong&gt;&lt;a class="right active" href="http://www.iranian.com/main/blog/ethanol96-11"&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;رضا براهنی ـوقتی که ما چند وقت پیش در تهران متن 134 نویسنده را آماده کردیم، در جمعمشورتی اسامی نویسندگانی را که به ذهنمان می&amp;shy;رسید که باید جزو امضاکنندگان آن متن باشند با یکدیگر در میان گذاشتیم. اسم دکتر سروش هم مطرح ومتعاقبا رد شد. به دلایلی که برای همه روشن بود: درست در زمانی که همه&amp;shy;یاعضای کانون نویسندگان ایران، پس از اعدام سعید سلطانپور، عضو هیات دبیرانکانون بیم آن را داشتند که روانه ی زندان&amp;shy;های جمهوری اسلامی شوند، آقایدکتر سروش در رأس تصمیم&amp;shy;گیری&amp;shy;های فرهنگی جمهوری اسلامی قرار گرفته بود ونتیجه&amp;shy;ی آن تصمیم&amp;shy;گیری تعطیلی دانشگاهها، فرار مغزها از کشور، زندانی شدنتعداد بیشمار دانشجویان دانشگاهها و حتی اعدام آنها، و زندانی شدن تعدادیاز استادان دانشگاهها بود. در اجلاسی که در دانشکده&amp;shy;ی حقوق دانشگاه تهراندر بهار سال 60 تشکیل شد، و در آن دکتر سروش، جلال&amp;shy;الدین فارسی و دکترشریعتمداری از طرف آیت&amp;shy;اله خمینی به عنوان نمایندگان او شرکت کردند،اعتراض&amp;shy;های فراوانی به تصمیم&amp;shy;گیریهای غیر دموکراتیک در حق دانشگاهها صورتگرفت. در آن جلسه تعدادی از استادان دانشکده&amp;shy;ی ادبیات و علوم انسانیدانشگاه تهران نیز حضور داشتند که مشخصا عبارت بودند از خانم دکتر هماناطق، خانم دکتر آذر نفیسی، خانمی از بخش روانشناسی، آقای دکتر بهمننیرومند، و من. از آنجا که بخش اعظم اعتراض&amp;shy;ها از سوی من به عمل آمده بودـ به&amp;shy;رغم اینکه دیگران هم حرفهایی به اعتراض زده بودند، من بازداشت شدم.پس از آنکه از زندان اوین در اوایل زمستان همان سال آزاد شدم، دوباره رئیسدانشگاه وقت از من خواست که به اوین برگردم و از آنجا، نامه ای دریافت کنمکه بازگشت من به دانشگاه منوط به تصمیم خود دانشگاه است و من محکومیتی دردستگاههای قضایی نداشته ام، و در مورد پرداخت حقوق هم دانشگاه خود بایدتصمیم بگیرد. پیشتر، موقع مرخص شدن از زندان بود که دادیار شعبه از منخواست یا من رضایت شاکیان خود را جلب کنم و یا کسی با قباله بیاید بهاوین. من پرسیدم شاکیان من چه کسانی هستند، گفتند آقایان جلال الدین فارسیو دکتر عبدالکریم سروش . من ضمن اینکه بسیار تعجب می کردم، گفتم من به ایناشخاص دسترسی ندارم. گفتند اینها از استادان هستند. گفتم من از استاد بودناینها هم خبری ندارم، اما اگر اجازه بدهند برادر من کفالت مرا برعهدهگیرد، او هم استاد دانشگاه است. گرچه او هم قباله نداشت، اما پذیرفتند. آنموقع بود که من فهمیدم اعتراض من به آقایان شورای انقلاب فرهنگی کار دستمداده است. البته وقتی که چند ماه پیش تر در خیابان 16 آذر مرا بازداشت میکردند، از بازداشت کنندگان حکم جلب خواستم، و آنها حکم جلبی به امضایلاجوردی به من نشان دادند. چه رابطه ای بین دو جناح مختلف بود، دقیقاً درآن زمان روشن نبود. تا آن روز به نظر می رسید من جرمی مرتکب نشده بودم. درآن زمان برای گرفتن حقوق معوقه به اسنادی دسترسی پیدا کردم. رئیس دانشکدهی وقت به بانک ملی شعبه ی دانشگاه نوشته بود که حقوق دکتر هما ناطق، دکتربهمن نیرومند، دکتر آذر نفیسی، دکتر رضا براهنی و آن خانم استادیارروانشناسی را از حساب آنان برداشته به حساب دانشگاه واریز کنند. از آنجاکه دادسرای انقلاب سرنوشت مرا به خود دانشگاه واگذار کرده بود، دانشگاهتهران چند ماه بعد مرا از کلیه ی خدمات دولتی منفصل کرد و هرگز هم اجازهنداد که قدم به دانشگاه تهران بگذارم. از سرنوشت آن خانم روانشناس خبرندارم. خانم آذر نفیسی با روسری در دانشگاه دیگری به کار پرداخت و هماناطق و بهمن نیرومند از ایران فرار کردند. 2ـعلت امتناع جمع مشورتی کانون نویسندگان از سپردن متن 134 به آقای دکترسروش برای امضا این بود که آقای دکتر سروش در مقطع خاصی که مقطع قدرتگرفتن نظام جمهوری اسلامی برای قطع نفس روشنفکری از جامعه بود، در کنار آنقرار گرفته بود. و بعدها هم هرگز حاضر نشد حتی یک بار از مردم آزاده ای کهزجر آن سال ها را کشیده بودند، عذر بخواهد. امروز ممکن است آقای دکتر سروشرا با معیار دیگری بسنجیم، ولی آقای دکتر سروش هنوز گذشته ی خود را با آنمعیار نسنجیده است. بعضی ها گفته اند که چرا هایدگر هرگز از همکاری بانازیسم عذر نخواست. پس چه مانعی دارد که آقای دکتر سروش هم عذر نخواهد.اولاً آقای دکتر سروش ناخن کوچک هایدگر هم نمی تواند باشد ـ در حوزه یفلسفه ـ و ثانیاً این همه لعنت نامه درباره ی هایدگر نوشته شده، که یکهزارمش در ارتباط با حیات اولیه ی سروش نوشته نشده است. اما اگر هایدگر درزمان هیتلر به انجمن قلم می رفت، حتماً با اردنگی بیرونش می کردند،همانطور که فرستاده ی پینوشه را در هلند از انجمن قلم بیرون کردند و "آریلدورفمن" را که مخالف پینوشه بود به عضویت پذیرفتند. انجمن قلم سابقه ی اینمسائل را داشته است. وقتی که نورمان میلر، نویسنده ی معروف آمریکایی، درزمان ریاست انجمن قلم آمریکا، از وزیر خارجه ی آمریکا در چند سال پیش دعوتکرد که اجلاس جهانی انجمن قلم را در نیویورک افتتاح کند، نویسندگان دیگرآمریکایی به اعتراض برخاستند. انجمن قلم هرگز نمایندگان دولت ها را به جلسات خود نپذیرفته است. ممکن است شما و من هزار اختلاف با فرج سرکوهیداشته باشیم، اما او کاملاً حق دارد &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-9091151471646874781?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/9091151471646874781/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=9091151471646874781&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/9091151471646874781'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/9091151471646874781'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/11/blog-post.html' title='عبدالکریم سروش کیست؟'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-6103741159951212344</id><published>2007-09-16T21:51:00.000-07:00</published><updated>2007-09-16T21:54:34.685-07:00</updated><title type='text'>نجات پناهندگان سیاسی !!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;نجات پناهندگان سیاسی&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;!!&lt;br /&gt;دوستی به من میگفت که درایران وزارت اطلاعات و انجمن های وابسته اش که نام انجمن نجات را برخودشان گذاشته اند به خانواده او مراجعه کرده اند که زنگ بزنید و بستگانتان را که درخارج پناهنده شده اند به ایران بیاورید ! و نجاتشان دهید! این روزها در اخبار مختلف سازمان های سیاسی و دربعضی وب لاگ ها ی پناهندگان سیاسی هم مواردی را دیده ام. خوبست امشب کمی درمورد پناهنده سیاسی صحبت کنم. اساسا چرا ایرانیان پناهنده سیاسی شده اند ؟ معنای این ترم چیست ؟ الزامات پناهنده شدن چیست . پناهنده سیاسی کسی است که بدلیل عقاید سیاسی اش و اقداماتی که درجهت آن اعتقاد سیاسی اش انجام داده است . جانش درخطر قرار گرفته است یعنی اگر درکشور خودش میماند اعدامش میکردند ویا به زندان وشکنجه محکوم میشد&lt;br /&gt;بنابراین اگر کسی جانش در کشورش درخطر نبوده است هیچ دلیلی برای پناهنده شدن اش وجود ندارد و بنابراین دردادگاه پناهندگی رد میشود و به کشورش بازگردانده میشود. یک پناهنده سیاسی تازه وقتی دردادگاه قبول بشود باید سالها صبرکند تا به عنوان مهاجر و یا شهروند قبولش کنند. بعد از جریان 11 سپتامبر این مراحل بسیار مشکل شده است . و بارها و بارها شخص پناهنده را برای بازجویی به اداره امنیت و اطلاعات فرا میخوانند. بارها مدارک او را مرور میکنند و درمورد آنچه که دردادگاه اول گفته است سئوالات جدیدی میکنند و یعنی اینکه به اصطلاح رس یک پناهنده را می کشند تا به او اجازه اقامت دایم و یا تابعیت بدهند. این از روال پناهندگی سیاسی . اما اینکه چه شده است که حالا رژیم جمهوری اسلامی و دستگاه اطلاعاتی و امنیتی اش ! خواهان نجات پناهند ه ها یی شده است که از دست همین رژیم و همین دستگاه مخوف زندان و شکنجه و داغ و درفش اساسا گریخته اند و به یک کشور دیگر درعین غربت و بیگانگی پناه جسته اند ، البته خود طرفه داستانی است که باید فقط شنید و چهار شاخ نشست و به آن به تلخی اندیشید و لبخند زد و یا گریست&lt;br /&gt;بعد تازه آدم وقتی کمی فکر میکند دچار این ابهام میشود که این پناهنده مظلوم سیاسی را که تازه بعد از سال ها پرس و جو و دادگاه و تحقیر و بدبختی و ترس و لرز و کاغذ گرفتن و کاغذ دادن و هزار ویک جور بیچارگی یک مدر ک قانونی بدست آورده است و میتواند کمی احساس آرامش کند که جا و پناهی دارد . کسی بدنبالش نمیتواند بیاید . کسی تعقیب اش نمی کند و کسی نمیخواهد خودش و خانواده اش را اعدام کند این فرشتگان نجات میخواهند از چه چیز ی نجات اش بدهند و به چه چیزی برسانند ش؟&lt;br /&gt;دوست مذکور به من میگفت که برادرش درایران ورشکست شده است . یک مغازه فکسنی داشته است و برای راه بردن آن چند وام بانکی گرفته است . با بهره 24 درصد ( فکرش را بکنید 24 درضد سود یک وام بانکی ) بعد از مدتی که مرتب سود به اصل وام اضافه شده و باز سود و سود آنقدر میزان بدهی بالا رفته است که دیگر نتوانسته آنرا بپردازد . خانه و ماشین و مغازه و هرچه داشته از دست داده است . ضامن هایش دچار دردسر شده اند و فامیل ها که هرکدام دراین جریان ضررکرده اند ترکش کرده اند. از غم و غصه زیاد دچار بیماری شده است و نیاز به عمل جراحی پیدا کرده است . برای مخارج درمان و بیمارستان 7 میلیون تومان ( 7 هزار دلار) پول لازم دارد .و مانده است که چه بکند .&lt;br /&gt;تنها کمکی که این دوست توانسته است به برادرش بکند این بوده که بگوید هر طور میتوانید از ایران خارج بشوید . میگوید به پسرش که مهندس مکانیک است گفتم حتی اگر شده ویزای کاری هم بگیری بگذار و بیا اینجا . اگر بیایی بسرعت میتوانی کار پیدا کنی و به خانواده ات کمک کنی .&lt;br /&gt;حالا فکرش را بکنید که چه کسی میخواهد چه کسی را نجات بدهد . و معنی نجات اساسا چه میتواند باشد&lt;br /&gt;گروه گروه ایرانیانی که تحصیلاتی کرد ه اند و یا سرمایه ای دارند و بهرحال توان این را دارند که بتوانند از آن خراب شده ( ایران جمهوری اسلامی ) نجات یابند دارند مهاجرت میکنند. و آن دیوانه ها انجمن نجات راه انداخته اند که نجات یافتگان از آن جهنم بی سرو ته را دوباره برگردانند.&lt;br /&gt;معنای نجات یافتن درجمهوری اسلامی چیست&lt;br /&gt;1- کارت بیمه پزشکی ات را که دریک کشور اروپایی و یا کانادا و استرالیا و اینها بدست آورده ای و میتوانی هرروز و هرساعت که بخواهی به هربیمارستان و یا دکتر و کلینکی مراجعه کنی و انواع آزمایشات را انجام دهی بدون اینکه پولی بپردازی بگذار و به ایران برو و برای یک عمل کوچک جراحی اولا ماه ها درنوبت بمان وبعد هم حتی آفتابه توالتت را هم بفروش تا بتوانی مخارجش را بپردازی&lt;br /&gt;2- بیمه بیکاری و بازنشستگی و ناتوانی و همه این نوع بیمه ها را که درعرض سالها تلاش و کار بدست آورده ای بگذار و برو ایران و دربه در بدنبال کار حتی یک کار بخور و نمیر شب و روز بگرد .&lt;br /&gt;دوست من میگوید برادرزاده اش لیسانسیه ادبیات است . مدتهاست دنبال کار میگردد . کاری نیست . دریک مهد کودک به او پیشنهاد کار داده اند با ماهی 30 هزار تومان (یعنی 30 دلار!!!) معلوم نیست حتی پول تردد ش را هم میتواند با این حقوق بپردازد یا نه . درهرکشور اروپایی و یا آمریکایی حقوق یک روز یک کارگر ساده با حساب 7 دلار درساعت میشود 56 دلار یعنی حقوق یک روز یک کارگر در کشورهای دیگر معادل دوبرابر حقوق یک لیسانسیه دریک ماه است&lt;br /&gt;دانشگاه ها و کالج های فراوان و بدون کنکور و دردسر را رها کن و بچه هایت را بردار به ایران ببر که برای رفتن به یک دانشگاه یا باید علامه دهر بشوند و یا هرچه پول دارند بدهند و سرانجام هم مدرکی دریافت کنند که تنها خاصیت اش اینست که بگذارند در کوزه وآبش را بریزد دور! ...&lt;br /&gt;صد ها کانال تلویزیونی متنوع - تمام سایت های اینترنتی بدون فیلتر . کتابخانه ها - سینما ها و تئاترها و همه این امکانات را بگذارد و برود درایران که چه چیزی را تماشا کند؟ صحنه های سنگسار و قطع دست و دارزدن محکومین و یا بچه های خیابان خواب و اجساد مرده ها را ؟&lt;br /&gt;بقیه چیزها مثل جیره بندی بنزین - دستگیری به اتهام بدحجابی - دستگیری به اتهام تظاهرات . شکنجه به اتهام عکس گرفتن و تظاهرا ت و را درز میگیرم و میگذرم که داستانش بسیار طولانی است .&lt;br /&gt;معنی نجات درفرهنگ جمهوری اسلامی را هم فهمیدیم . انسان فقط درمیماند که آیا آن انجمن های نجات کذایی چشم هم دارند و درخیابان ها کودکان کارتون خواب را هم می بینند و یا فقط چشم به پناهنده های سیاسی دوخته اند که نجاتشان بدهند؟ و آیا درجمجمه شان مغزی هم هست ؟&lt;br /&gt;بقول پدرمرحوم من : عقل هم چیز خوبی است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://zariyaddastha.blogspot.com/"&gt;از وب لاگ یادداشت های زری اصفهانی&lt;/a&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-6103741159951212344?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/6103741159951212344/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=6103741159951212344&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/6103741159951212344'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/6103741159951212344'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/09/blog-post_16.html' title='نجات پناهندگان سیاسی !!'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-4093026236821916981</id><published>2007-09-14T22:49:00.000-07:00</published><updated>2007-09-14T22:52:46.518-07:00</updated><title type='text'>اخبار روز شنبه 24 شهریور</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://bp1.blogger.com/_8688T74mM10/RutuUUCLCGI/AAAAAAAAAn4/7Au5r8D1v4c/s1600-h/MaheRamazan.jpg"&gt;&lt;strong&gt;کاریکاتور :ایران و ماه رمضان !!&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/09/blog-post_1776.html"&gt;&lt;strong&gt;بوش: ایران باید به تلاش مخرب خود در عراق پایان دهد...&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;خامنه ای :&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/09/blog-post_426.html"&gt;&lt;strong&gt;پروژه آمريکايی تضعيف انقلاب اسلامی شکست خورده است و ملت ايران با ادامه اين راه، به جايی خواهد رسيد که هيچ &lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;قدرتی حتی جرات تهديد آن را به ذهن خود راه ندهد ) یعنی بمب اتمی ؟!! &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/09/blog-post_3060.html"&gt;&lt;strong&gt;احمدي نژاد اوايل مهرماه به نيويورك مي‌رود&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/09/blog-post_2926.html"&gt;&lt;strong&gt;خانه ستارخان در تبريز تخريب شد&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/09/blog-post_1623.html"&gt;&lt;strong&gt;سرمايه گذار ی۱۰ميليارد دلاری در سوريه&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/09/blog-post_6279.html"&gt;&lt;strong&gt;انتقاد اروپا و کانادا، از «نقض گسترده حقوق بشر» درایران ...&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/09/blog-post_3787.html"&gt;&lt;strong&gt;کارگران شركت ایران خودرو : اعتراض بر عليه ساعت كا ر درماه رمضان ...&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/09/blog-post_5347.html"&gt;&lt;strong&gt;خامنه ای: بوش یک روز محاکمه خواهد شد&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/09/blog-post_1129.html"&gt;&lt;strong&gt;ناصر زرافشان : مساله زندان های ايران با بخشنامه حل نمیشود...&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/09/blog-post_4269.html"&gt;&lt;strong&gt;حکم اعدام سعيد ماسوری شکسته شد&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/09/blog-post_1850.html"&gt;&lt;strong&gt;انتقاد آمريکا از وخامت آزادی های مذهبی در ايران&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;. - ا&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/09/blog-post_6425.html"&gt;&lt;strong&gt;فزایش تحریم ایران؛ آلمان مخالف، فرانسه موافق&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; آلمان مخالف&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-4093026236821916981?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/4093026236821916981/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=4093026236821916981&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/4093026236821916981'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/4093026236821916981'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/09/24.html' title='اخبار روز شنبه 24 شهریور'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-4847641195551091937</id><published>2007-09-14T22:46:00.000-07:00</published><updated>2007-09-14T22:49:11.494-07:00</updated><title type='text'>یاداشت سوم اندر خطرات با دینی و بی دینی زورکی</title><content type='html'>&lt;a name="3094058576647863245"&gt;&lt;/a&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2007/09/blog-post.html"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;یاداشت سوم اندر خطرات با دینی و بی دینی زورکی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اسماعیل وفا یغمایی&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www.azkk.com/KIDS/images/FIGURING%20BILL.gif"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.azkk.com/KIDS/images/FIGURING%20BILL.gif"&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;یاداشتک سوم اندر خطرات با دینی و بی دینی زورکی به بهانه شروع ماه رمضان وباقی قضا یا&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; اسماعیل وفا یغمای&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ی &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;عرض کنم که عبد مذنب خاطی یعنی بنده گناهکار خطاکار! دراین غروب اول ماه رمضان سال هزار و سیصد و هشتاد وشش هجری شمسی، و با یاد گذشته ها و خاطرات دورانی که هنوز به مانند پیروان طریقت ضاله!! واصلیه، شخصا به حضرت حق وصل و واصل نشده! و شریعت را نه مانع وصول به حق بلکه راه وصول به حقیقت، و لاجرم حضرت حق می دانستم، با دیدن اوضاع روزگار دارم فکر می کنم هم به ضرب و زور مذهبی کردن فرد یا گروه یا ملتی نادرست و در بسیاری موارد خطرناک است و هم به ضرب و زور، حالا یک نوع دیگری از ضرب و زور!! لامذهب کردن فرد یا گروه یا ملتی خطرناکتر است .البته به الطاف حق، ما از زمره مللی هستیم که دچار این دو نعمت!! شده ایم و دائما هم باید شکر شکر کنیم. امیدوارم بدتان نیاید وفکر نکنید بنده دارم زیرآب مذهبتان را می زنم که نه فقیر چنین قصدی را دارم و نه توانش را دارم ونه علاقه اش را امادوست دارم رفقا را در جریان برخی قضایا بگذارم در باره نکته اول یعنی به ضرب و زور مسلمانمان کردن بر اهل تحقیق واضح و مبرهن است که از زاویه تاریخی ،ما ایرانیان بعد از آنکه یک هزار و پانصد ششصد سالی مزدا پرست و میترا پرست و تحت الطاف حضرت زرتشت بودیم و سرود آتش می خواندیم و می مغانه می نوشیدیم ، با فعل و انفعالاتی که در عربستان رخ داد و از درون آن محمد ابن عبدالله اعلام رسالت کرد، و حوادث پس از ان حمله به ایران شروع شد و یک ده بیست سالی بعد اکثر نقاط ایران به ضرب شمشیر و گرز و چوب و چماق و انواع سلاحهای دیگربه نحو بسیار محبت آمیز و برادرانه ای فتح شد و بجز برخی نواخی ایران مثل طالش و اذربایجان و...مردم مزدا پرست ما شدند الله پرست . حالا اگر در این میانه یک چند صد هزار نفری نفس کشیدن یادشان رفت و چند برابر این جمعیت مانند گاو و گوسفند فروخته شدند و همه چیز مملکت زیر و زبر شد چندان چیز مهمی نیست و می شود از ان چشم پوشی کرد که بالاخره هر کاری ریخت و پاش خودش را دارد و آنهائی هم که کشته شدند اولا اجرشان با خدا و ثانیا اگر مانده بودند میبردند می فروختندشان. درباره آنهائی هم که بردند و فروختند می توان گفت باید خدا را شکر می کردند که مثل دسته اول نکشتندشان و زنده ماندند تا در کشورهای مختلف سیاحت بکنند و دنیا دیده شوند، در هر حال باید خوشبین بود.و این چنین تا قرن نهم و قبل از اینکه سر و کله صفویه پیدا شود اکثر نقاط ایران سنی مذهب بودند. این را داشته باشید و اگر شک دارید به بحث و فحصهای تاریخ فقیر در همین سایت مراجعه بفرمائید تا حقیقت را بیشتر بدانید. چون اساسا دوران آن رسیده تا ما امت عزیزمسلمان چه با تفکرات ارتجاعی، و چه با تفکرات ملی مذهبی، و یا اندیشه های انقلابی و توحیدی از خیالات دست برداشته واز عوالم زیبای عواطف چند گامی هم در وادی پر خار و خس واقعیات تاریخی بزنیم و مقدارکی حقیقت را بدانیم که فکر می کنم وقتش رسیده باشد. القصه در ظهور صفویان یکبار دیگر به ضرب ساطور و تبر و شمشیر، ما ملت شریف ایران تغییر مسلک داده و از کسوت اهل سنت به لباس تشییع در آمدیم و پس از چندی خوشحال و خندان خاطرات تلخ را فراموش کردیم و با دین و آئین تازه به مبارکی و میمنت الفت فراوان گرفتیم که تحقیق بیشتر را می توانید به تاریخ در همین سایت مراجعه بفرمائید.تا اینجای قضیه را داشته باشید تا توضیحی خدمت شما عرض کنم و بروم دنبال مطلب.ملت ایران طی حدود سیزده قرن و اندی با حمل و سرانجام حل و فصل یک تناقض تاریخی که ناشی از تغییر مذهبش و زبانش به ضرب شمشیر بود !از آنجا که بقول نسیم شمال ملت صبور و با هوش و زرنگ و شریفی است،ما ملت ایران همه با هوش و زرنگیم!، این تناقض را هر طور بود سر و تهش را به هم آورد. بهر حال می توان فهمید که هر ملتی و از جمله ملت ما در مجموعش احتیاج به دین و مذهبی دارد که بتواند دنیا و اخرتش را تفسیر و تحلیل کند، و بدین طریق بعد از چهارده قرن، مردم عادی مذهب عاطفی خودشان را ساختند! روشنفکران مذهبی پایه های عرفان و تصوف را ریختند و ادبیات زیبای مربوط به آن را پدید آوردند و فیلسوفان و اهل منطق و کلام هم تلاش کردند اسلامی منطقی و فلسفی دست و پا کنند ومثلا خود فقیر بعنوان یکی از آحاد ملت ایران با بهره وری از همین فرهنگ نخستین درسهای اخلاقی و دفاع از مظلوم و پاکیزگی اخلاقی و درستکار بودن را پیش از آنکه نماز بخوانم و روزه بگیرم از فرهنگ مردم در دبیرستان و بازار و بازارچه و زورخانه و حتی مجالس ساده روضه خوانی آموختم و با آن مثل هوا و آفتاب پیرامونم انس و الفت گرفتم، خلاصه و بدینطریق همه مجموعا و هریک به شیوه خود خر خودمان را راندیم تا سر و کله جمهوری اسلامی پیدا شد و ملاها از منبرها بر تخت سلطنت جهیدند و مصیبت شروع شد. ملایان نامرد که به طور تاریخی افسار الاغ شریعت را در دست داشتند و البته مورد احترام و اعتماد توده های کثیری از مردم بودند، انگار پس از حاکمیت به این نتیجه رسیدند که هر طور شده با فشار و اعدام و اختناق و سرکوب و شلاق ورجم ودست و پا بریدن و اشاعه فحشا وانواع و اقسام قبایح دیگر ملت را باز هم به زور از هر چه دین و مذهب است فراری نمایند.من فارغ از اینکه اندرونه اسلام چه بوده و چه هست؟ و یا اینکه آخوندها کجا بودند و از کجا آمدند؟ این را بسیار خطرناک می دانم زیرا اگر مقداری اهل درد ومسئولیت و منطق باشیم و بدانیم فارغ از مذهب و لامذهب، همیشه یک چیزهای مهمی مثلا بخشی از هویت ملی، یا برای بخشهای عظیمی از مردم زیر بنای اخلاقی و امثالهم به دنب دراز و قطور مبارک مذهب معمول گره خورده و هر نوع تغییر و جابجائی و رفرم در این زمینه باید با صبوری و هوشیاری و دقت فراوان و توسط نخبگان و فرهیختگان مردم صورت بگیرد خطر را بیشتر حس می کردیم.ملایان نامرد حاکم یک عمر تاریخی و در فاصله سه سرکوب خونین تا توانستند از خوان کرم مردم خوردند و پروار شدند، وبا ظهورنحس و مجدد جمعی خود به صورت جمهوری اسلامی، همراه با تمام بدبختی ها و فجایعی که بر سر مردم ایران آوردند نوعی بهم ریختگی و بحران اعتقادی بی در و پیکر در جامعه ایجاد کرده اند که بازهم دودش دارد به چشم مردم میرود. شاید فرصتهائی دست بدهد و بعدها بیشتر در این باره بنویسم ولی تا آن وقت عجالتا به دو مطلب در این زمینه توجه بفرمائید . اولین مطلب ازوبسایت/ &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www.cheraghha.blogfa.comو/"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;http://www.cheraghha.blogfa.comو&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; دومی از وبسایت آقای بزرگواری بنام مرعشی است که است و آدرس وبسایتش هست/&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www.marashi.ir/WebLogDetail.aspx?WID=30"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;http://www.marashi.ir/WebLogDetail.aspx?WID=30&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;درهرحال می توانید مراجعه بفرمائید و تماشا کنید که ملایان تنها نان را از سفره افطار عموم مردم نربوده اند بلکه گرمای اعتقاد ساده و طبیعی و غیر سیاسیی را که خود مردم برای خود دست و پا کرده و از آن سپری روانی برای دفاع تهیه کرده بودند به پوسیدگی دچار نموده اند.*******************************************پیوستهاس.س: در اقلیت هستم من و چه سخت است اینگونه در اقلیت بودن. یادم می آید از روز اولی که پا در تحریریه مطبوعات گذاشتم تنهایی و غربت در این ماه را احساس کرده ام. از قضا هرچه که پیش می رود اوضاع وخیم تر هم می شود. به گمانم از سال های بعد باید تقیه پیشه کرده و مخفی کنم روزه داری ام را... نخستین بار که با گوشه کنایه های همکاران روبه رو شدم در"دنیای اقتصاد" قلم می زدم و زبان مهدی افشار نیک از همه گزنده تر بود. مهدی البته کدام سخنش رنگ هجو نداشت که این یکی نداشته باشد. دیگر همکاران نیز بسته به گرمی روابطشان گاه به گاه، چنگی می انداختند و خاطری آزرده می کردند. در دیگر محافل و مجامع نیز کم و بیش با گوشه کنایه های دوستان دمخور بوده ام. من البته عباس آژانس شیشه ای نبودم که بگویم با خدای خود معامله می کنم ؛ چه اساسا به ژست های اینچنینی اعتقادی ندارم. با این حال رمضان هر سال وقت انزوای من و امثال است و هنگامه تحقیر شدن. گاهی اوقات احساس میکنم باید ده ها برابر آنچه تاکنون به اقتدار گرایان وخشکه مقدس ها نهیب زده ام که حوزه خصوصی زندگی افراد را محترم بشمارند و به دین و ایمان مردم کاری نداشته باشند وقت بگذارم و به این طیف یادآوری کنم همان مسایل را؛ منتهی اینبار از زاویه ای دیگر. آه... چه کرده این حکومت اسلامی با شهروندانش که روزه خوار سربلند است و روزه دارش سر به زیر. شرمم می آید این روزها سری به صفحه بندی و حروفچینی بزنم. جرات نه گفتن به لقمه نانی که تناول کرده و تعارف به من می دارند را ندارم. در تحریریه وضع از این بهتر نیست. ظهر که فرا می رسد تعارف های گاه و بیگاه همکاران فرا می رسد. لطف دارند بندگان خدا... من اما سر به زیر خود را با خبری از ایسنا یا ایلنا مشغول میکنم تا بیش از این شاهد پوزخندهای آنها به روزه داری ام نباشم. پیش از این بارها انگ و بر چسب بی دینی و لا مذهبی را در بحث ها و مناظره های مختلف از" برادران" شنیده بودم . از بابت طرح اتوپیای یک جامعه سکولار چه فحش ها که نشنیده بودم. بابت دفاع از نظریه جدایی دین از سیاست و آزادی شهروندان در حوزه خصوصی و شخصی چه حرف ها که نشنیده بودم. اما عجیب که این روزها از جانب جمع روزه خوار به چشم یک بنیادگرای حزب اللهی و رادیکال نگریسته می شوم و با نگاه های کنایه وار خود سرزنشم می کنند. حق هم دارند بندگان خدا.... با همه سکولار بودنم آخوندی هستم در جمع این قوم! دور باطلی است که طی میکنیم . اگر ده سال پیش در چنین روزهایی، جهنم روزه خواران فرا می رسید و کرکری روزه داران؛ حال بر عکس شده است این قاعده. گویی همیشه باید عده ای در انزوا باشند و تحقیر شوند تا امورات بگذرد. دیشب که با یکی از دوستان خبرنگار صحبت می کردم میگفت خانواده اش جرات نمی کنند با ظاهری اسلامی در مراکز تفریحی حاضر شوند یا مثلا بروند فیلمی ببینند. یاد چند سال پیش افتادم که برخی آشنایانمان نمی توانستند با ظاهر دلخواه و آزاد به تفریح بروند. چقدر با مخالفان آزادی های مشروع شهروندان جر و بحث کردیم تا به آنها حالی کنیم ظاهر هر کس به خودش مربوط است و حوزه خصوصی افراد به هیچ احدی ربطی ندارد. دیشب که شنیدم حالا چادری ها برای تفریح معذبند گویی آب سردی ریخته شد بر پیکرم. شخصی دیگران قضاوتی داشته باشم؛ اساسا با هرگونه موضع گیری نسبت به این امر مخالفم . حتی سرزنش نیز نمی کنم آنها را. درعین حال هیچگاه فکر نمیکردم که روزی فرا رسد که به جای رو در رویی با متدینان خشک اندیش ، در مقابل آزادی خواهان قرار بگیرم و آنها را به قبول پلورالیسم فرا بخوانم. دموکرات نشده ایم هنوز ما ایرانیان ، ما که اتفاقا خیلی هایمان دم از اصلاحات می زنیم ودر زمانه عسرت از وجوب احترام به اعتقادات شخصی سخن می گوییم. در این حال تقیه خواهم کرد از سال آینده با ذکر یک جمله : "من هم روزه نیستم." آیا همین کافی است تا بریده شود آن نگاه های تند و تیز و قطع گردد آن گوشه کنایه های زهر بار... اندکی دموکرات شویم ؛ فقط همین ...***********************************************************8دينداري مردم ايران از منظر ديگران سه شنبه دبیر اول سفارت استرالیا برای گفتگو و دیدار با من به عنوان سخنگوی حزب کار گزاران سازندگی ،با قرار قبلی به دفتر من آمده بود .چند نکته در این دیدار برای من جالب بود نکته اول اینکه ایشان یک جوان مسلمان و متدین بود وقتی برای عدم پذیرائی عذر خواهی کردم متوجه شدم ایشان روزه دار است .ایشان آفریقائی تبار بود .نکته دوم اطلاعات خوب و دقیقی که ایشان تنها پس از شش ماه اقامت در تهران در مورد ایران داشت. انشاالله ماموران ما هم در خارج چنین باشند و نکته آخر سوالی بود که ایشان در پایان دیدار کرد و من ضمن شرمندگی پاسخ روشنی به آن ندادم . سوال این بود " آیا دین گریزی در ایران، نتیجه و عکس العمل مردم در مقابل دینداری حکومت است ؟ " وی در توضیح دین گریزی مردم می گفت که من روزه خوری علنی که در تهران دیده ام در هیچ کشور اسلامی ندیده ام .!!! &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-4847641195551091937?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/4847641195551091937/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=4847641195551091937&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/4847641195551091937'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/4847641195551091937'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/09/blog-post.html' title='یاداشت سوم اندر خطرات با دینی و بی دینی زورکی'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-1649378118741738487</id><published>2007-08-28T00:10:00.000-07:00</published><updated>2007-08-28T00:12:12.294-07:00</updated><title type='text'>بیعت با امام زمان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;تیترهای خبرها ی ایران را اگر بهم وصل کنید چیزهای جالبی عایدتان میشود. این روزها برای طنز پردازان اساسا کمبود سوژه وجود ندارد .&lt;br /&gt;مثلا به خبرهای امروز دقت کنید&lt;br /&gt;خاموشی درتهران 30 درصد افزایش یافته است . درحوزه دارد وحدتی برای اخراج دانشگاه ( ازکجا؟ لابد از ایران ) صورت می پذیرد . معلمان مجددا درمقابل مجلس اجتماع خواهند کرد . کمیسر ارشد حقوق بشر سازمان ملل دارد میرود ایران ( که چه بکند؟ خدا میداند!). دستور طناب های محکم تری را بدهد . درخبرهای دیشب بود که طناب یک محکوم به اعدام پاره شده و درحالت کما به زمین افتاده است . معلوم نیست بعدش چه کردند ؟ لابد بردندش بیمارستان بهوشش آوردند وباز روانه میدان اعدامش کردند با یک طناب کلفت تر! - اعتراض مجلس بی اعتنایی دولت به قوه مقننه ؟؟؟ چی ؟ یعنی به مجلس ؟ به نظر حرف بی ربطی میرسد . وقتی مجلس خودش از دولت است و دولت ازمجلس است و همه با هم اند نه اعتراض مجلس معنایی میدهد و نه بی اعتنایی دولت . رانت خواری 100 میلیارد تومانی درفروش محصولات اولیه پترو شیمی - خاتمی هم گفته است که بدون شلیک یک گلوله دزمان ریاست جمهوریش توانسته است شورش دانشجویان را بخواباند ! ( درزمانی که میشد دانشجو را از پنجره خوابگاه به پائین پرتاب کرد آیا گلوله اساسا نیاز بود؟ گاها سلاح سرد ( چماق و دشنه و قمه و زنجیر و پنجه بکس خیلی کارا تراز گلوله است ! - ایل جورناله گزارشی از بستن سلمانی ها داد ه است ( البته سلمانی ها ی مردانه منظور است چون قرار است که سر جوان ها با مدل های غربی کوتاه نشود!و سپاه پاسداران به تحلیل لس آنجلس تایمز یک امپراتوری مالی ( یا مافیا ؟) معرفی شده است&lt;br /&gt;و با همه این احوال بهتراست به بیعت با امام زمان برویم . قراراست در میدان امام ( کدام امام ؟) اصفهان ملت جمع شوند و با امام زمان ( که لابد حاضر میشود و مصباح یزدی حضورش را به مردم اعلام خواهد کرد بیعت کنند!&lt;br /&gt;لابد می پرسید سر چه چیزی میخواهند بیعت کنند&lt;br /&gt;بیشک سر اصول یعنی&lt;br /&gt;بستن سلمانی ها - کاهش برق تهران - رانت خواری میلیاردی - خاموش کردن شورش ها و اعتراضات دانشجویی ( بدون گلوله !!) بی اعتنایی به قوه مقننه - استفاده از طناب های محکم تر دراعدام ها-- وحدت حوزه برای اخراج دانشجو و استاد و بازکردن درهای اوین برایشان !&lt;br /&gt;- ایجاد حکومت نظامی با انتخابات کاملا آزاد&lt;br /&gt;دستهایت را به من بده امام زمان&lt;br /&gt;میخواهم با تو بیعت کنم&lt;br /&gt;که هیچ سری درسلمانی با مدل های غربی آرایش نشود&lt;br /&gt;که هیچ دانشجو و استادی دردانشگاه راحت و قرار نداشته باشد&lt;br /&gt;که هیچ زنی درخیابان بدون احساس حضور ما درپشت سرش قدم نزند&lt;br /&gt;وخلاصه اماما به تو قول میدهم که هیج کس از دست حکومت سربازان و نائبین تو درایران نه شب سرراحت برزمین گذارد و نه روز جرعه ای آب خوش از گلویش فرو رود&lt;br /&gt;اماما ترا به همه اجداد مقدست قسم که مارا در این راه پر فراز ونشیب و خطرناک کمک کن . و هرجا دیدی که دارد شیرازه امور از دستمان خارج میشود خودت ظهور کن&lt;br /&gt;آمین یا رب العالمین&lt;br /&gt;زری اصفهانی 28 اوت&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-1649378118741738487?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/1649378118741738487/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=1649378118741738487&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/1649378118741738487'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/1649378118741738487'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/08/blog-post.html' title='بیعت با امام زمان'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-8092455379232661615</id><published>2007-07-13T00:59:00.000-07:00</published><updated>2007-07-13T01:00:52.356-07:00</updated><title type='text'>انقلاب فرهنگی و فیلسوف «اصلاح طلب»، عبدالکریم سروش</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;ایرج مصداقی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;a class="alink" onfocus="this.blur()" onclick="NewWindow(this.href,'mmm','550','500','yes','center');return false" href="http://www.blogger.com/biografi.php?nhonarmand="&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;--&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ویژگی اساسی «اصلاح‌طلب‌» های حکومتی نپذیرفتن مسئولیت جنایاتی است که در دهه‌ی ۶۰ انجام داده‌اند. آن‌ها به هر طریق ممکن تلاش می‌کنند از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کرده و یا دیگران را مسئول اعمال خویش نشان دهند. در این نوشته تلاش می‌کنم به گوشه‌ای از این سیاست در زمینه مسئله‌ی «انقلاب فرهنگی» و عزم عبدالکریم سروش برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت این «جنایت فرهنگی» بپردازم. &lt;br /&gt;من دشمنی با سروش ندارم و به نظرم هر کس به اندازه‌ای که صادقانه از رژیم دور می‌شود می‌بایستی مورد حمایت قرار گیرد تا چنین انگیزه‌ای در بقیه نیز پیدا شود. اما قدم اول در این راه پذیرش مسئولیت اعمالی است که توسط آن‌ها صورت گرفته و عذر تقصیر خواستن از مردم. &lt;br /&gt;به نظر من سروش و امثال او تا مسئولیت خویش در دوران سیاه دهه‌ی ۶۰ را نپذیرفته، از مردم و قربانیانشان پوزش نخواسته و در جهت جبران آن حرکت نکرده اند نبایستی مورد اعتماد و حمایت قرار گیرند. از این منظر است که من دعاوی آن‌ها را فریب و دروغ ارزیابی می‌کنم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این که عبدالکریم سروش یکی از سرسلسله جنبانان غائله‌ی انقلاب فرهنگی و پیامدهای آن بوده شکی نیست. دوست و دشمن بر این حقیقت پای می‌فشارند و بر آن گواهی می‌دهند اما او و بادمجان دور قاب‌چینانش همچنان پای این و آن را به میان کشیده و از خود سلب مسئولیت می‌کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سروش در ارتباط با غائله‌ی انقلاب فرهنگی در سه جنایت بزرگ شریک جرم است. مشارکت در&lt;br /&gt;بستن و بسته نگاه‌داشتن دانشگاه‌‌ها به مدت دو تا سه سال،&lt;br /&gt;تصفیه صدها استاد&lt;br /&gt;تصفیه هزاران دانشجو&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- در ارتباط با بستن و بسته نگاه‌داشتن دانشگاه‌ها او به سفسطه روی آورده و مدعی می‌شود که پیش از آن‌‌که ستاد انقلاب فرهنگی آغاز به کار کند دانشگاه‌‌ها بسته شده بودند و در واقع کار این ستاد بازگشایی دانشگاه بود!&lt;br /&gt;معلوم است بعد از هر بستنی لابد گشایشی است. سروش توضیحی نمی‌دهد که این گشایش قرار بود به چه قیمتی انجام گیرد و گرفت.&lt;br /&gt;کدام عقل سلیمی می‌پذیرد که خمینی عده‌ای را به کار می‌گمارد که مخالف «انقلاب فرهنگی» به مفهومی که او مد نظر داشت بوده و با بستن دانشگاه‌ها نیز از اساس در تقابل بوده باشند.&lt;br /&gt;سروش به سادگی دروغ می‌گوید. خمینی در جمع اعضای ستاد انقلاب فرهنگی وظایف آن‌ها را چنین بر می‌شمارد:‌&lt;br /&gt;«الان كه شما بخواهید دانشگاه را برای پذیرفتن معلم ، پذیرفتن شاگرد، مهیا كنید، یك عده زیادی چهره هایشان را از آنی كه هستند بر می گردانند به یك چهره های اسلامی ، و خودشان را در دانشگاه به عنوان معلم ، به عنوان - مثلا - شاگرد، جا می زنند. این را باید یك فكری برایش بكنید. همه مسلمانند و همه متقی ، همه با این نهضت اسلامی موافق، لكن سوابقشان را باید الان ملاحظه كرد؛ یعنی، بنابراین باشد كه یك گروههایی [باشند] برای رسیدگی به سوابق معلمها، به سوابق اینهایی كه می خواهند مثلا وارد بشوند، تا دوباره این مركز تجمع افرادی [نشود] كه آنجا بیایند و قضیه تحصیل نباشد و قضیه جهات سیاسی باشد و اینطور چیزها. ...&lt;br /&gt;از اولی كه بناست دانشگاه باز بشود و بناست معلم پذیرفته بشود، مهم این است این معلم [هایی ] كه الان می آیند و اظهار چه می كنند و شهادت می دهند و می گویند ما مسلمان و چه و چه هستیم ، به این اكتفا نشود؛ سوابق این دیده بشود كه این چطور آدمی بوده است ؛ چكاره بوده است ؛ در دانشگاه كه بوده چه می كرده ، چه درس می داده ؛ چه جور برخورد می كرده با جوانها و چه توطئه ها داشته یا نداشته . این مسائل خیلی باید بررسی بشود كه دانشگاه وقتی باز می شود، یك دانشگاهی باشد كه حالا صد در صد نشد، [طوری ] باشد كه اشخاصش اشخاص صحیح باشند و بعد هم كه باز می شود، یك بازرسی‌هایی لازم است به اینكه در همه جا حاضر باشند؛ برای اینكه معلمین با دانشجوها چه جور برخورد دارند و غیر برنامه درسی شان چه حرفها آنجا هست ؛ چه چیزها آنجا مطرح می كنند. اگر دیدند چیزهایی انحرافی است ، اطلاع بدهند. و یك سازمانی باشد برای اینكه اگر هر یك از معلمین یك همچو كاری بخواهند بكنند،[بررسی ] بشود. اگر - مثلا - گروهها بخواهند در دانشگاه باز این بساط را درست كنند، حاضر باشند یك اشخاصی برای اینكه مانع از این امور بشوند.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صحیفه‌ی نور جلد ۱۳ صفحه‌ی ۲-۳&lt;br /&gt;چنان‌که ملاحظه می‌شود خمینی دستور می‌دهد برای بازگشایی دانشگاه‌ها ستاد انقلاب فرهنگی سابقه‌ی تک افراد را چک کند و به ادعاهای آن‌ها وقعی نگذارد. او از اعضای ستاد می‌خواهد که «سازمانی» درست کنند که فعالیت‌های کلیه اساتید و دانشجویان را زیر نظر داشته باشد. ستاد انقلاب فرهنگی مسئول تمامی جنایاتی است که در دانشگاه‌ها اتفاق افتاده ولی سروش تلاش می‌کند مسئولیت آن را تنها بازگشایی دانشگاه‌ها جا بزند.&lt;br /&gt;- در زمینه‌ی تصفیه استادان سروش برای فرار از زیر بار مسئولیت در تلاشی نافرجام که حتا صدای دوستان و حامیانش را نیز در می‌آورد پای همه را پیش کشیده و می‌گوید:&lt;br /&gt;«آقای ربانی‌املشی، مسوول روحانی تصفیه استادان بودند كه مرحوم شدند. بعدا افراد تازه‌ای آمدند، از جمله آقای احمد احمدی‌ كه تا امروز هم در شورا حضور دارند – دكتر داوری، دكتر پورجوادی و... . همچنین مایلم یادآوری كنم كه وزیر علوم هم آن زمان عضو شورای انقلاب فرهنگی بود. ابتدا دكتر عارفی و بعد به مدت طولانی آقای دكتر نجفی و از قضا مسوول تصفیه‌های وزارت علوم بود. وقتی من آخرین بار از وزارت علوم پرسیدم، آنها در گزارشی محرمانه به من گزارش دادند كه 700 نفر از اساتید تصفیه شده‌اند.... اگر تصفیه یا كار خلافی بوده كه در شورا انجام شده است، همه بودند. آقای شریعتمداری بود، آقای فارسی بود كه با تصفیه‌ها همراه بود و ارتباط مستقیم هم با اسدالله لاجوردی داشت. یك جناح‌هایی در كشور مایلند اولا شورای انقلاب فرهنگی را در تصفیه اساتید خلاصه و ثانیا اعضای آن را هم در وجود بنده خلاصه كنند. یك نفر اسم از آقای شریعتمداری یا آقای احمدی نمی‌برد كه اتفاقا ایشان هم بسیار موافق تصفیه‌ها بودند. ...»&lt;br /&gt;چنانکه ملاحظه می‌کنید سروش در همین نوشته به اندازه کافی بند را آب داده است و در اثر عصبانیت مواردی را ناخواسته افشا کرده است.&lt;br /&gt;سروش فلسفه خوانده است و با منطق سرو کار دارد. اما توقع دارد با تراشیدن چند شریک جرم خودش را بیگناه جلوه دهد!&lt;br /&gt;سروش اعتراف می‌کند که اولاً تصفیه اساتید و دانشجویان در ارتباط مستقیم با «اسدالله لاجوردی» قصاب تهران انجام می‌گرفته است. ارتباط یافتن لاجوردی با این پروژه یعنی به میان آمدن پای خون و شکنجه و سکوت در برابر آن نیز به معنای همراهی با جنایتکاران است.&lt;br /&gt;سروش اعتراف می‌کند که ربانی املشی عضو ستاد انقلاب فرهنگی «مسئول روحانی تصفیه ها» بوده، لابد مسئول غیرروحانی هم در تصفیه ها بوده که ظاهراً بایستی جلال‌‌ الدین فارسی بوده باشد. با این حال او تلاش می کند به خوانندگان بقبولاند که ستاد انقلاب فرهنگی مسئولیتی در پاکسازی نداشته است و او به عنوان رئیس این «ستاد» هیچ‌کاره بوده است.&lt;br /&gt;آیا سروش معنای ارتباط لاجوردی با قضیه تصفیه دانشجویان و اساتید در سال‌های اولیه ۶۰ را نمی‌داند؟ او اطلاعی از اعدام‌های روزانه در اوین نداشت؟ آیا او خبری از دستگیری‌‌های گسترده نداشت؟&lt;br /&gt;عبدالکریم سروش پس از انتشار مطلب، از آن‌جایی که اعترافات بالا را عذر از بدتر از گناه می‌یابد به فکر چاره‌جویی افتاده و در نوشته‌ی دیگری اساساً منکر همه چیز شده و می‌گوید:&lt;br /&gt;«كمیته‌های پاكسازی مطلقا مستقل بودند. اعضایشان را نه ما نصب كرده‌ایم و نه می‌شناختیم. بلی كسانی بودند كه می‌خواستند پای آقای املشی را به این كار بكشند اما وی تن زد و هیچ عضو دیگر ستاد هم رسماً در این امر وارد نشد.»&lt;br /&gt;http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=8511&amp;p=1&lt;br /&gt;در نوشته‌ی قبلی به گفته‌ی سروش، ربانی املشی «مسئول روحانی تصفیه‌‌ها» بود و در نوشته جدید، عده‌ای «می‌خواستند پای آقای املشی را به این كار بكشند اما وی تن زد». توجه داشته باشید که ربانی املشی در سیاه‌ترین روزهای سال‌های ۶۰-۶۱ دادستان کل کشور و عضو عالیرتبه شورای عالی قضایی هم بود و مسئولیت اعدام و شکنجه‌ی ‌ده‌ها هزار تن را نیز به دوش می‌کشید و این‌جا سروش تلاش می‌کند به همه بقبولاند املشی آنقدر منزه و پاکدامن بود که علیرغم این که دیگران تلاش میکردند پای او را به تصفیه‌ها بشکند اما وی نمی‌پذیرفت. چه کسی است که نداند ربانی املشی در آن سال‌های سیاه افراد را نه از دانشگاه که از روی زمین تصفیه می‌کرد و سروش کنار دست چنین جنایتکاری در ستاد انقلاب فرهنگی می‌نشست.&lt;br /&gt;در پرسش و پاسخ با هم میهن سروش گفته بود: « اگر تصفیه یا كار خلافی بوده كه در شورا انجام شده است، همه بودند. آقای شریعتمداری بود، آقای فارسی بود كه با تصفیه‌ها همراه بود و ارتباط مستقیم هم با اسدالله لاجوردی داشت.»&lt;br /&gt;در نوشته‌ی جدید، سروش منکر همه چیز شده و می‌گوید:&lt;br /&gt;«... و هیچ عضو دیگر ستاد هم رسماً در این امر [تصفیه اساتید] وارد نشد.» تکلیف ارتباط مستقیم جلال‌‌ الدین فارسی با لاجوردی چه می‌شود خدا می‌داند.&lt;br /&gt;سروش در حالی از عدم مسئولیت ستاد انقلاب فرهنگی در پاکسازی‌ها دم می‌زند که به دریافت حکم از سوی خمینی «افتخار می‌کند». خمینی در پیام نوروزی خود، در فروردین ۵۹ بر تصفیه‌ی دانشگاه‌ها تأکید کرده و گفت:&lt;br /&gt;«باید انقلاب اسلامی در تمام دانشگاه‌های سراسر ایران به وجود آید. تا اساتیدی که در ارتباط با شرق و یا غرب‌اند تصفیه گردند و دانشگاه محیط سالمی شود برای تدریس علوم عالی اسلامی.» روزنامه اطلاعات ۶ فروردین ۱۳۵۹ ص ۴&lt;br /&gt;معلوم نیست سروش که به دریافت حکم از سوی خمینی «افتخار» می‌کند چگونه منکر رسالت اصلی «ستاد انقلاب فرهنگی» منتخب خمینی می‌شود؟&lt;br /&gt;خمینی در حکم خود به اعضای منتخب ستاد انقلاب فرهنگی به صراحت مسئولیت انتخاب اساتید را به عهده‌ی این ستاد گذاشته است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«از بین اساتید مسلمان و كاركنان متعهد و دانشجویان متعهد با ایمان و دیگر قشرهای تحصیلكرده ، متعهد و مومن به جمهوری اسلامی دعوت نمایند تا شورایی تشكیل دهند و برای برنامه ریزی رشته های مختلف و خطمشی فرهنگی آینده دانشگاهها، بر اساس فرهنگ اسلامی و انتخاب و آماده سازی اساتید شایسته متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام نمایند.&lt;br /&gt;صحیفه‌‌ی نور جلد ۱۲ صفحه‌ی ۴۳۱&lt;br /&gt;سروش یکی در میان یادش می‌رود چه گفته و همچنان ضد و نقیض صحبت می‌کند. او می‌نویسد:&lt;br /&gt;«گرچه پاكسازی‌ها عزلا‌ و نصبا و قانونا به ما ربطی نداشت، من غایت جهد خود را برای دستگیری از افتادگان می‌كردم. یك قلم بگویم كه از ستاد انقلا‌ب فرهنگی خواستند كه همه دانشجویان توده‌ای، از مبتدی تا منتهی را از دانشگاه اخراج كند. احتجاج ما سود نداشت. ما كه مصلحت را در این امر نمی‌دانستیم پناه به آقای خامنه‌ای و سپس آقای هاشمی بردیم. و آقای هاشمی بود كه توانست رای را برگرداند و به توده‌ای‌ها اجازه دهد تا تحصیلشان را به پایان ببرند. در این باب بیش از این نمی‌گویم چون اصل شبهه را روا نمی‌دانم. آنكه برای توده‌ای‌ها چنین می‌كند با غیرتوده‌ای‌ها چه خواهد كرد؟ به هر حال شاید همین ایستادگی در برابر حكم اخراج توده‌ای‌‌ها بود كه باعث شد روند اخراج‌ها، اگر هم صورت گرفت كه صورت گرفت از مسیری خارج از ستاد انقلا‌ب فرهنگی انجام پذیرد.»&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=8511&amp;p=1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=8511&amp;amp;p=1&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;به همین چند جمله دقت کنید. این آشفته گویی‌ها چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ او می‌گوید «پاكسازی‌ها عزلا‌ و نصبا و قانونا به ما ربطی نداشت» اما یک خط پایین تر می‌‌گوید:‌ « از ستاد انقلا‌ب فرهنگی خواستند كه همه دانشجویان توده‌ای، از مبتدی تا منتهی را از دانشگاه اخراج كند»&lt;br /&gt;اگر پاکسازی‌ها ربطی به ستاد انقلاب فرهنگی نداشت چرا از ستاد انقلاب فرهنگی خواستند تا دانشجویان توده‌ای را اخراج کند؟ آیا از ستاد انقلاب فرهنگی نخواستند که دانشجویان وابسته به دیگر گروه‌های سیاسی را هم اخراج کند؟ ستاد در رابطه با آن‌ها چه کرد؟ در سال‌های ۵۹- ۶۱ برای مقامات امنیتی و اطلاعاتی اولویت با اخراج دانشجویان وابسته به کدام جریان‌ سیاسی بود؟&lt;br /&gt;محمد علی نجفی وزیر ‌آموزش عالی در پاسخ به سروش و دروغ‌هایی که سر هم کرده یادآوری می‌کند که امر اخراج و پاکسازی دانشجویان و استادان بر  اساس آیین‌نامه مصوب ستاد انقلاب فرهنگی بوده و توسط هیأت‌هایی که زیر نظر این ستاد فعالیت می‌کردند اجرا میشد:&lt;br /&gt;«-۲ بنده (و سایر وزرای فرهنگ و آموزش‌عالی) هیچ‌گاه عضو ستاد انقلاب فرهنگی نبودیم و تنها حدود شش سال پس از تشكیل آن ستاد و با شكل‌گیری شورای‌عالی انقلاب فرهنگی وزرای وقت سه وزارتخانه (آموزش و پرورش، فرهنگ و آموزش‌عالی، فرهنگ و ارشاد اسلامی) به عضویت آن شورا درآمدند. و این عضویت زمانی است كه پیش از آن دانشگاه‌ها بازگشایی شده و تصفیه‌ها خاتمه یافته بود.3- آقای دكتر سروش نیك می‌دانند كه همان گروه تندرو حاكم بر ستاد انقلاب فرهنگی (كه به قول ایشان در جلسات معمولا در مقابل آنها سكوت می‌كردند) پاكسازی استادان و گزینش دانشجویان را از شئون اصلی انقلاب فرهنگی می‌دانستند ....&lt;br /&gt;نتیجه آنكه هیچ‌گاه وزارت فرهنگ و آموزش‌عالی(علوم) مسوول تصفیه یا پاكسازی استادان نبوده است و این امر بر اساس آئین‌نامه مصوب ستاد انقلاب فرهنگی و توسط هیات‌هایی بود كه زیر نظر آن ستاد صورت می‌گرفت. حتی ستاد مزبور تا مدت‌ها با حضور یك نماینده از طرف وزیر در آن هیات‌ها مخالفت می‌كرد، چه رسد به اینكه مسوولیت تصفیه استادان به دوش وزارتخانه سپرده شده باشد.»&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=7777&amp;p=1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=7777&amp;amp;p=1&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;یکی از حربه‌های سروش برای فرار از زیر بار مسئولیت خود در فاجعه‌ی انقلاب فرهنگی استناد به حرف‌های امروز مصباح یزدی است که در دعواهای درونی رژیم وی را از ابتدا «نفوذی» در قضیه انقلاب فرهنگی معرفی کرده است. سروش همین را پیراهن عثمان کرده و مدعی است که: ببینید مصباح یزدی من را «نفوذی» و مخالف «انقلاب فرهنگی» اعلام کرده است. او یادش رفته آن روزها که کبک‌اش خروس می‌خواند کنار دست همین مصباح یزدی در تلویزیون در مناظره با احسان طبری و فرخ نگهدار در یک جبهه شرکت می‌‌کرد. او از همان حربه‌ از کار افتاده‌ی «اصلاح‌طلب‌»‌های امروزی استفاده می‌کند که می‌گویند ما آدم‌های خوبی هستیم چون کیهان و حسین شریعتمداری به ما فحش می‌دهند و به این ترتیب می‌خواهند مشارکت خود در جنایت را انکار و کتمان کنند. لابد فردا بازجویان جنایتکار ۲۰۹ اوین در سال‌های ۶۰-۶۲ نیز مدعی می‌شوند که آدم‌های خوبی هستند چرا که لاجوردی در وصیتنامه‌اش آن‌ها را «نفوذی» و «منافقین جدید» و خطرناکتر از مجاهدین معرفی کرده است.&lt;br /&gt;متأسفانه تا کنون کمتر از نقش ستاد انقلاب فرهنگی در تصفیه دانشجویان گفته شده است. در حالی که طبق آمار رسمی یکی از بزرگترین فجایعی که در کشور به وقوع پیوسته مسئله‌ی تصفیه گسترده دانشجویان به هنگام بازگشایی دانشگاه می‌باشد.&lt;br /&gt;آمار رسمی سال تحصیلی ۱۳۵۸-۵۹ ، شمار دانشجویان را ۱۷۴،۴۱۷ نفر نشان می‌دهد، همین رقم در سال تحصیلی ۱۳۶۱-۶۲ پس از بازگشایی دانشگاه ۱۱۷،۱۴۸ نفر اعلام شد. به عبارت دیگر، ۵۷۰،۶۹ دانشجو از ادامه‌ی تحصیل باز ماندند و شمار فارغ‌التحصیلان از ۴۳،۲۲۱ نفر در سال ۱۳۵۸-۵۹ به ۵۷۹۳ نفر در سال ۱۳۶۱-۶۲ کاهش یافت.&lt;br /&gt;ماهنامه تحلیلی آموزشی  لوح شماره‌ی ۷ صفحه‌ی ۵۶&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سروش امام‌اش خمینی است و به داشتن چنین امامی افتخار می‌کند. او در مقاله‌ی اخیرش در مورد دلیل پذیرفتن مسئولیت در ستاد انقلاب فرهنگی چنین می‌‌‌گوید:‌&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«حكم امام را پذیرفتم چون هم خود شایق خدمت بودم هم امام، محبوب‌ترین رهبر مردمی تاریخ ایران بود. او رهبر انقلا‌بی بود كه شعارش آزادی و استقلا‌ل بود و دل جمیع مبارزان و آزادیخواهان را ربوده بود. اجابت دعوت و تكلیف او كه در آن دوره تجسم و تبلور سال‌ها مبارزه آزادیخواهانه ملت بود یك حسنه پرافتخار بود و من به آن گردن نهادم و به قدر طاقت بشری در تصحیح مسیر دانشگاه و تقویت بنیه علمی آن و كاستن از هیجانات و افزودن بر عقلا‌نیت، و پیشگیری از تندروی‌های ویرانگر و اجتناب‌ناپذیر روزهای آغازین انقلا‌ب و بازگشایی بل به‌گشایی سریع دانشگاه‌ها و گستردن سفره علم برای جوانان ایران و گوش كردن به آرای دانشگاهیان و مهرورزی با آنان و دعوت امام خمینی به &lt;تحبیب استادان&gt; و ملا‌مت شنیدن و صبوری ورزیدن با دانشجویان پرشور و كم‌شكیب و مقاومت در مقابل پاره‌ای از تحكم‌های ناروای روحانیان و تن ندادن به اسلا‌می كردن علوم و دفاع از آزادی‌های آكادمیك و...»&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=8511&amp;p=1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=8511&amp;amp;p=1&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;سروش از «محبوبیت» خمینی می‌گوید اما توضیحی نمی‌دهد که چه بر سر این «محبوبیت» آمد و چگونه از «ماه» به «چاه» شد. او «انقلاب فرهنگی» و پذیرفتن مسئولیت در «ستاد انقلاب فرهنگی» را «حسنه پرافتخار» می‌شناسد. جامعه دانشگاهی، روشنفکران و آنان که از نزدیک دستی بر آتش داشتند به خوبی می‌توانند راجع به «به‌گشایی» دانشگاه و « تصحیح مسیر دانشگاه و تقویت بنیه علمی آن و كاستن از هیجانات و افزودن بر عقلا‌نیت» قضاوت کنند. منظور سروش از بازگشایی سریع دانشگاه‌ها هم بسته شدن دانشگاه ها به مدت سه سال است. لابد انتظار داشت در پایان قرن بیستم اصلاً در دانشگاه را می‌بستند. از نظر او سه سال بسته بودن دانشگاه خسارت که نبوده هیچ خیرات هم داشته.&lt;br /&gt;نگاهی به آمار دانشجویان تصفیه شده بیاندازد تا به خوبی به کنه اظهارات سروش در رابطه با «تصحیح مسیر دانشگاه و تقویت بنیه علمی» پی ببرید. در منطق سروش «کاستن از هیجانات» یعنی اخراج دانشجویان انقلابی و مترقی طبق فرموده‌ی خمینی.&lt;br /&gt;یکی از موارد «به‌گشایی» مورد نظر سروش همانا تعطیلی رشته‌ی موسیقی بنا به خواسته‌ی خمینی امام محبوب سروش است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«در مسیر تحصیلات هم ، همان طوری كه در اینجا طرح دادید، موافق با وضع مملكت ما باشد؛ نه اینكه - فرض كنید - یك كلاس هم باز بشود برای - مثلا - هنرهای زیبا و كذا كه جز برای عقب ماندن ما و جز برای بهره برداری دیگران از آن نبوده ، یا - فرض كنید - كه فلان موسیقی و چیزهایی كه در دانشگاه زیاد شاید بوده ؛ من هم خیلی اطلاع ندارم . اینطور چیزهایی كه به درد یك كشوری نمی خورد، مثل كشور ما، اینها نباشد؛ »&lt;br /&gt;صحیفه‌ی‌ نور جلد  13 صفحه‌ی ۳&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دکتر ناصر کاتوزیان استاد برچسته دانشگاه تهران در مورد سروش در مصاحبه با روزنامه هم میهن/ یکشنبه 6 خرداد می‌گوید:&lt;br /&gt;«به یاد دارم دکتر سروش را که نظریه پرداز و علمدار فکر تعطیلی دانشگاه بود، مرا که مخالف جدی این راه حل بودم به مناظره تلویزیونی فراخواند و مرتب تکرار میکرد و شعار میداد که برای اصلاح ماشینی که بد کار میکند، باید آن را خاموش کرد.&lt;br /&gt;...&lt;br /&gt;یک بار هم ایشان به همراهی جلال الدین فارسی و شخص دیگری که به یاد ندارم به دانشکده حقوق برای تبلیغ فکر خود آمدند و با استادان دانشکده به بحث و جدل پرداختند و به دلیل هیاهو و شعارهای نامناسبی که همراهان ایشان میدادند، من و جمعی از استادان جلسه را ترک گفتیم و نتیجه‌ای به دست نیامد.»&lt;br /&gt;سروش شهادت دکتر ناصر کاتوزیان یکی از  قدیمی‌ترین اساتید کشور را تکذیب کرده و گفته‌ها را به دکتر حسن حبیبی و جلال‌الدین فارسی نسبت می‌دهد و می‌گوید: &lt;br /&gt;« اما در مورد خودم و ایشان باید بگویم كه من یك بار ایشان را دیده‌ام. ایشان با جمعی از اساتید به شورای انقلاب فرهنگی آمدند. اتفاقا رئیس جلسه آقای شریعتمداری بود. من هم در كنار ایشان نشسته بودم و حرفی نمی‌زدم. چون من تازه از خارج برگشته بودم و اصلا از اوضاع دانشگاه‌ها خبری نداشتم، اساتید را نمی‌شناختم و معمولا در این جلسات حرفی نمی‌زدم و گوش می‌كردم تا از مجموع صحبت‌ها، قضایا برای من روشن شود.... آقای ملكی تقریبا تمام جلسه را در اختیار گرفت و سخنرانی مفصلی درباره حقیقت انقلاب در علم و انقلاب در فرهنگ، آن هم از مواضع تندروانه چپ كرد. یك ذره شفقت نسبت به اساتید در صحبت‌های او نبود. از حقیقت مباحث صحبتی نمی‌شود. گویی هركس كه به ستاد انقلاب فرهنگی می‌آمده تنها مرا می‌دیده و تنها از من پاسخ می‌شنیده است. به هیچ وجه نمی‌خواهم بگویم من در ستاد نبوده یا هیچ‌كاره بوده‌ام و گناهان به گردن دیگران است.»&lt;br /&gt;سروش مانند همه‌ی «اصلاح‌طلب»های حکومتی تلاش می‌کند توجیهی برای جنایات خود بیابد و موضوع را همگانی کند؛ مانند قضیه خشونت و «توبه‌ ملی» که سردمدار آن اطلاعاتی‌های قبلی‌ای چون علوی‌تبار و حجاریان هستند.&lt;br /&gt; درست مانند توجیهاتی که این دسته افراد:&lt;br /&gt; برای کشتار روز ۳۰خرداد و اعدام‌های پس از آن می‌آورند؛&lt;br /&gt;برای اعمال وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها و اعدام‌های گسترده می‌آورند؛&lt;br /&gt;برای حاکم کردن حکومت ترور و وحشت پس از ۳۰ خرداد می‌آورند؛&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درست مانند توجیهات مسخره‌ای که این دسته افراد:&lt;br /&gt;برای قتل‌عام زندانیان سیاسی ایران در سال ۶۷ می‌آورند؛&lt;br /&gt;و...&lt;br /&gt;سروش و امثال او نیز تلاش می‌کنند برای اعمال خود مشابهی پیدا کنند و به همین منظور وی دست روی دکتر محمد ملکی یکی از خوشنام‌ترین افراد سیاسی داخل کشور می‌گذارد و داستان تصفیه دکتر سیدحسین نصر را پیش می‌کشد تا به این ترتیب بگوید که مسئله‌ی تصفیه استادان کاری مسبوق به سابقه است و ضمن لوث کردن موضوع آن را عارضه‌ای ایرانی قلمداد کند. سروش می‌گوید:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«در مورد آقای محمد ملكی هم باید بگویم متاسفم كه ایشان هنوز اخراج دكتر نصر را از دانشگاه توجیه می‌كند. من كاری به آنكه چه كسی این كار را كرد، ندارم»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.ham-mihan.org/Released/86%2D03%2D20/366.htm"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;http://www.ham-mihan.org/Released/86%2D03%2D20/366.htm&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;دکتر ملکی پاسخ سروش را به خوبی داده و متذکر می‌شود که این نمک به حرامی را مرتضی مطهری استاد سروش که ریاست شورای انقلاب را به عهده داشت انجام داد. لازم به توضیح است که مطهری دوست و همراه قدیمی سید حسین نصر بود و او به واسطه‌ی رابطه‌ی نزدیکی که با دربار پهلوی داشت مطهری را به عضویت انجمن سلطنتی فلسفه درآورد و پاداشش را پس از پیروزی انقلاب با اخراج از دانشگاه گرفت. حداد عادل نیز شاگرد و دلداده دکتر سید حسین نصر بود، البته آن‌موقع حداد کاره‌ای نبود و تنها در رادیو سمتی داشت و جست و خیز می‌کرد. بنیان‌های فکری نصر و دیدگاه حاکم بر کشور آن‌قدر نزدیک است که مصباح یزدی در سفر به آمریکا به خانه‌ی او رفته و دکتر سید حسین نصر میزبان او می‌شود. به نوشته‌های سایت سروش در این رابطه رجوع کنید.&lt;br /&gt;http://www.drsoroush.com/Persian/News_Archive/P-NWS-Nasr.html&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دکتر ملکی می‌‌گوید:  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«۳. قصه اخراج دكتر نصر و همدلی جدید عده‌ای از اصلاح‌طلبان حکومتی با سلطنت‌طلبان اسلامی! در جستجوی علت اخراج ایشان و نقش اینجانب در این مسأله نیز كشف جدید است كه فرصت‌طلبان اصلاحاتی برای توجیه اشتباهات تاریخی خود به آن دست یافته‌اند. دكتر سروش نیز كه به تازگی با دكتر نصر دست به یقه‌ی كلامی شده بود، توضیحات اینجانب را «توجیه» خوانده است. اگرچه اخراج دكتر نصر به بنده ارتباطی نداشت و دستور و تصمیم‌گیری شورای انقلاب به ریاست دوست دكتر نصر - جناب آقای مطهری – بود، لیكن ماهیت اخراج ایشان نیز با تصفیه استادان و دانشجویان در انقلاب فرهنگی ،كه بنده با آن مخالف بودم، كاملاً متفاوت بود. ..؟»&lt;br /&gt;asre-nou.net/1386/tir/2/m-maleki.html&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این همه موضوع نیست. دوستداران سروش به کمک او آمده و تلاش می‌کنند با جعل مطلب سروش را یاری رسانند.&lt;br /&gt;رضا رحیمی خجسته در روزنامه هم میهن ضمن قلمفرسایی مشمئز کننده تحت عنوان «فیلسوف حاشیه نشین» به تحریف واقعیات در رابطه با انقلاب فرهنگی، ستاد انقلاب فرهنگی و نقش سروش در آن‌ سال‌ها می‌پردازد. این لاپوشانی حقیقت به سرعت مورد استقبال سایت «روز‌آنلاین» ارگان بخشی از رژیم در خارج از کشور قرار گرفته و در روز ۲۱ خرداد ۱۳۸۶ در این نشریه اینترنتی مقاله‌ی او بازچاپ می‌شود. مقاله‌ی خجسته‌رحیمی مورد اعتراض دکتر محمد ملکی استاد برجسته و خوشنام ایران که از نزدیک تحولات مربوط به ستاد انقلاب فرهنگی را دنبال می‌کرده قرار گرفته و با لحنی ملالمت آمیز با او برخورد می‌کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«جناب آقای خجسته رحیمی نیز سرمقاله‌ای احساساتی در باب حاشیه‌نشینی استاد نوشته‌اند در حالیكه اغراق در مظلومیت ایشان، نمی‌تواند حجابی بر غرور یك فیلسوف در مواجهه با دیگران و گذشته خویش باشد. نویسنده جوان خوب است بداند كه آقای سروش حتی «حاشیه‌نشینی در راحت» را بسیار دیرتر از دیگرانی تجربه كرده‌اند كه «حاشیه‌نشینی در اسارت» را سالها چشیده‌اند.»&lt;br /&gt;asre-nou.net/1386/tir/2/m-maleki.html&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«روز» نشینان صلاح نمی‌بینند مطلب دکتر ملکی در مورد سروش را درج کنند بلکه مدتی بعد نوشته‌ی دیگری از دکتر ملکی را درج می‌کنند تا این کار زشت خود را بپوشانند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رضا خجسته رحیمی پیش از آن در ۶ خرداد ۱۳۸۶ نیز در ادامه‌ی سیاست «اصطلاح‌طلبان» حکومتی و به منظور گل‌آلود کردن آب تلاش می‌کند با انتشار مقاله‌‌ای تحت عنوان "تاریخی که تکرار نمی‌شود" موضوع انقلاب فرهنگی را خواسته‌ی روشنفکران ایرانی و از جمله کانون نویسندگان ایران معرفی کند. او به این وسیله می‌خواهد مسئولیت انقلاب فرهنگی و تصفیه‌های آن را از دوش رژیم و مرادش سروش برداشته و بر دوش جامعه روشنفکری ایران و به ویژه کانون نویسندگان بگذارد! او می‌نویسد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«تجدیدنظر در دروس دانشگاهی البته مساله‌ای نبود که تنها دانشجویان مسلمان و ستاد انقلاب فرهنگی، شعار آن را بدهند، که انقلاب، فرهنگ خاص خود را طلب می‌کرد و انقلابیون همگی حاملان این فرهنگ بودند. بدین‌ترتیب کانون نویسندگان که برآمده از نویسندگان چپ‌اندیش بود نیز در یکی از شماره‌های مجله خود از حذف دروس بورژوازی از کتب دانشگاهی سخن گفته و نوشته بود که کتاب‌های مهندسی در خدمت صنعت مونتاژ هستند و یاری‌رسان به بورژوازی غربی. بنابر اعتقاد آنها، کتاب‌های ادبیات نیز برآمده از متونی بودند زاییده فرهنگ فئودالی و در دانشگاه‌های هنر نیز مدهای روز و هنر اتوکشیده بر مسندی نشسته بود که متعلق به هنر انقلابی و ضداستعماری بود. کانون نویسندگان اگرچه منتقد روند انقلاب فرهنگی بود اما به هرحال مدافع کلیت آن بود: «اگر مساله انقلاب فرهنگی بود که کسی حرفی نداشت. ما خودمون از همون روزهای بعد از انقلاب، دائم می‌خواستیم تصفیه کنیم… گفتیم که استادهایی‌رو که به نوعی وابسته به رژیم سابق بودن، تصفیه کنیم. حتی چندتاشون‌رو از طریق شورا برکنار کردیم.»&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.liberaldemocrat-ir.com/webpage.php?web=3"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;http://www.liberaldemocrat-ir.com/webpage.php?web=3&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;البته ادعاهای خجسته‌رحیمی به سرعت با صدور اطلاعیه‌ای از سوی کانون نویسندگان ایران تکذیب می‌شود. تا این‌جای کار تلاش‌های یکی از مشتاقان سروش با تکذیب و مخالفت کانون نویسندگان ایران و دکتر محمد ملکی مواجه می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رضا خجسته‌‌ی رحیمی پیش از آن نیز در روزنامه شرق مطلبی ستایش گونه در رابطه با سروش با عنوان «مدرسه‌ای به نام سروش» نوشته و مدعی شده بود:&lt;br /&gt;«خاتمى نه در انتخاب وزرا كه گویا در انتخاب معاونان آنها حساسیت بیشترى به خرج داده بود ،  معاونانى كه پیش از آن هر یك، روز پنجم هفته را در نشریه كیان كنار فیلسوف مى نشستند و یك بار در ماه نیز با او همسفره مى شدند تا اندیشه از او بیاموزند. مصطفى تاج زاده در وزارت كشور، محسن امین زاده در وزارت امور خارجه و احمد بورقانى در وزارت ارشاد همگى نصبى برده بودند از سروش و از مجله اى كه به ارگان او شناخته مى شد»&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.sharghnewspaper.com/830820/html/iran.htm"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;http://www.sharghnewspaper.com/830820/html/iran.htm&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;لازم به توضیح است که بگویم تاج زاده و امین زاده هر دو از گردانندگان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی فاشیستی‌ترین باندهای رژیم در سال‌های پس از انقلاب و سازماند‌ه دستگاه‌های اطلاعاتی، امنیتی و سرکوب رژیم می‌باشند. تاج زاده از بنیانگذاران کمیته انقلاب اسلامی و امین زاده از معاونان دستگاه جهنمی وزارت اطلاعات در سیاهترین روزهای حاکمیت جمهوری اسلامی می‌باشد. البته نویسنده فراموش می‌کند در زمره‌ی افراد حلقه‌ی کیان از حجاریان، محمدرضا تاجیک و... نام ببرد که جملگی وزارت اطلاعات را بنیان نهادند و یا دست بالا را در اداره‌ی آن داشتند. چنان از حلقه‌ی کیان نام می‌برند گویا حلقه‌ی فرهیختگان جامعه بوده است. حرفی نمی‌زنند که آن‌ها غالباً از مهم‌ترین مهره‌های سرکوب بوده و دست در خون بهترین جوانان کشور داشتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دکتر ملکی همچنین خطاب به سروش می‌گوید:&lt;br /&gt;«شما در حضور استادانِ سرشناس مانند دكتر ناصر كاتوزیان و در دفاع از ستاد انقلاب فرهنگی به استادان توهین كردید و به آنها گفتید ما خودمان میدانیم چكار كنیم شما بروید پی كارتان. حالا ادعا می‌كنید كه در ستاد انقلاب فرهنگی فقط ناظر گفتگوها بوده‌اید!؟&lt;br /&gt; در همین جا لازم است یادآور باشم آن روزها كه شما بعنوان ایدئولوگ، حكومت دینی را تئوریزه می‌كردید، من بخاطر دفاع از دانشگاهیان در زندانهای رژیمی كه شما مدافع آن بودید، زیر سخت‌ترین شكنجه‌ها بودم و با قبول همة مسئولیت‌ها، مانع دستگیری حتی یكی از همكارانم در شورای عالی و شورای مدیریت دانشگاه شدم و شما در جواب دوستتان آقای دكتر كاظم ابهری ،استاد دانشكده فنی، كه از جنابعالی خواست با نزدیكی كه به نظام داشتید در این مورد اعتراض كنید گفتید «هركس خربزه می‌خورد پای لرزش هم باید بنشیند، كسی كه با برنامه‌های حكومت مخالفت می‌كند طبیعی است چوبش را خواهد خورد ...»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سروش در پاسخ به دکتر ملکی رذالت را از حد گذرانده و می‌گوید:&lt;br /&gt;«حالا‌ ببینید كسی كه خود به اخراج 100 استاد تن داده و دم نزده و اینك هم نادم نیست، تندخویانه و بازجوصفتانه ایستاده و بر سر دیگری فریاد می‌كشد كه &lt;به اشتباه خود اعتراف كن، قصور خود را بپذیر، بگو كه مجرمی. توبه كن و پوزش بخواه. حالا‌ چون خودت مغضوب دستگاه هستی بلكه با تو شفقت كنیم و سخت نگیریم و....&gt; انصاف بدهید آیا این ادب و گفتمان حقیقت‌جویی است یا گفتمان بازجویی؟ اصل اتهام را به جای اصل برائت نشاندن و جرم خود را به دوش دیگران نهادن و مصرانه از او اعتراف و پوزش خواستن و از محكوم كردن وی لذت بردن و كیف كردن، از چه روحیه‌ای و پیشینه‌ای ناشی می‌شود و از چه خصلت‌ها و صفت‌هایی حكایت می‌كند؟ هر چه هست نه شقفت در آن است نه جوانمردی. نه سلا‌مت، نه استقامت، نه ادب صداقت نه طلب حقیقت.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گناه از سروش و امثال او نیست. گناه از کسانی است که به چنین افرادی تحت عنوان «اصلاح طلب» و صاحب اندیشه و ... میدان می‌دهند. گناه از کسانی است که صبح تا شام فریاد می‌زنند و کاغذ سیاه می‌کنند که به گذشته‌ی افراد کاری نداشته باشید و ...&lt;br /&gt;نگاه کنید سروشی که با جنایتکارانی چون جلال‌الدین فارسی، ربانی املشی و لاجوردی و امثالهم حشر و نشر داشته حالا مدعی دکتر محمد ملکی یکی از اساتید خوشنام ایران شده و در مورد او کلماتی چون «بازجوصفتانه»، «گفتمان بازجویی»، «پیشینه» را به کار برده و مزورانه از «شفقت»، جوانمردی و «استقامت» دم می‌زند. آیا این وقاحت و پر رویی نیست؟‌&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آن‌جایی که مدت‌‌ها با دکتر محمد ملکی هم بند بوده‌‌‌ام ضمن گواهی‌ دادن بر صداقت و درست‌کرداری او تصدیق می‌کنم که در زندان تحت شکنجه‌های وحشیانه‌ای قرار گرفته‌ و از عوارض آن رنج می‌برد. لاجوردی تلاش می‌کرد به هر نحو که شده با ساختن پاپوش‌های مختلف او را پای جوخه‌ی اعدام ببرد. حتا در دادگاهی که برای او ترتیب داده بودند و گیلانی حاکم شرع آن بود تلاش کردند به هر نحو شده او را به گروه فرقان وصل کنند. همچنین لاجوردی تعدادی از تواب‌های بسیار فعال و سوگلی‌هایش از جمله آل‌موسوی و اکبر آشتیانی از هواداران سابق مجاهدین را در دادگاه حاضر کرده بود تا علیه دکتر ملکی شهادت دهند. تا آن‌جا که به یاد دارم آل موسوی ضمن جو سازی در دادگاه به دروغ شهادت داد که مجاهدین آن‌ها را توجیه کرده بودند که در قضیه «رژه ملیشیا» با دکتر ملکی در استفاده از امکانات دانشگاه تهران هماهنگی شده است. جریان این دادگاه در سال ۶۱ از تلویزیون داخلی اوین پخش شد.&lt;br /&gt;به اشاره‌ی لاجوردی، احمدرضا کریمی عنصر خود فروخته به ساواک و رژیم جمهوری اسلامی در حسینیه اوین، دکتر ملکی را تحت فشار گذاشته بود که با وی به مناظره بپردازد. او نیز تلاش می‌کرد دکتر ملکی را به علی اکبر گودرزی و گروه فرقان وصل کند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز صادق زیبا کلام در مورد سروش می‌‌گوید:&lt;br /&gt;«در سال ۶۰ اگر می‌گفتید چیزی به نام جامعه‌ شناسی اسلامی وجود ندارد، خود دکتر سروش شما را شقه می‌کرد. حالا دیگران به کنار» (ماهنامه تحلیلی آموزشی لوح شماره‌ی ۵ ص ۳۰)&lt;br /&gt;اما سروش اظهر من الشمس را نیز تکذیب کرده و در مورد ادعای زیبا کلام می‌گوید: «هم ناراست و هم نازیباست. نه شقه كردن شیوه من است نه جامعه‌شناسی اسلا‌می عقیده من. آرای من از همان سال‌های 60 در این زمینه‌ها ثبت شده و موجود است و مطلقا شباهت و قرابتی با خطابه‌های این امام ندارد.»&lt;br /&gt;سروش یادش نیست که در همان موقع‌ها گفته بود:&lt;br /&gt;«در زمینه علوم انسانی ما رعایت لیسانس و میسانس و امثال این‌ها را نکنیم، بلکه تا کسی در این رشته‌ها مجتهد نشده او را فارغ‌التحصیل ننامیم» و این صحبت‌ها در جایی ضبط می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماهنامه تحلیلی آموزشی لوح شماره‌ی ۳ صفحه‌ی۲۸&lt;br /&gt;البته زیبا کلام با انتشار نامه‌ای که در روزنامه هم میهن چاپ شد پاسخ‌های مستدل و روشنگرانه‌ای به سروش می‌دهد که به جز سایت ادوار نیوز در هیچ یک از سایت‌های «اصلاح‌طلب‌» درج نمی‌شود چرا که به صرفشان نیست. نامه را در آدرس زیر می‌‌توانید بیابید:&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.nilgoon.org/articles/Criminals.html"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;http://www.nilgoon.org/articles/Criminals.html&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;سروش از آن جایی که در سال‌های اولیه دهه ۶۰ و در سیاه‌ترین روزهای تاریخ این میهن خود مستقیماً در حاکمیت شرکت داشته و «ستاد انقلاب فرهنگی» آن را هدایت می‌کرده تلاش می‌کند جنایات انجام گرفته توسط رژیم را تخفیف دهد. برای همین آن‌همه اعدام و شکنجه و دستگیری گسترده و جنایت روزمره را تنها «جوانه‌های خشونت» می‌نامد!&lt;br /&gt;«به هر حال یكی از چیزهایی كه برای من بسیار ناراحت كننده بود، همین عنصر خشونت بود كه جوانه هایش از همان روزها به چشم می‌خورد و متأسفانه نه تنها كاهش نیافت كه روزبروز شدت گرفت و از سال ۱۳۷۰ به صورت عریان در دستور قرار گرفت و حقیقتاً سازماندهی شد و به صورت یك عنصر رسمی در سیاست ما در آمد» (سروش مصاحبه با نشریه نامه شماره ۲۹ بهمن ۸۲)&lt;br /&gt;طبق تعریف سروش در سال‌های اولیه دهه ۶۰، جوانه‌های خشونت بوده و از زمانی که او از کار کناره گرفته و یا از قدرت رانده شده خشونت «به صورت عریان در دستور قرار گرفته» است. آیا این ادعاها خنده دار نیست؟ کافیست فقط سری به روزنامه‌های آن روزها بزنیم و با امروز مقایسه کنیم. این روزها تعداد اعدام شدگان طی یک سال به اندازه‌ی یک روز آن‌دوران می‌باشد. البته این به این معنی نیست که رژیم در زمینه‌ی رعایت حقوق بشر، پیشرفتی داشته است. خیر! مطمئن باشید اگر شرایط به همان دوران برگردد و رژیم احساس خطر کند همان اوضاع را برقرار خواهد کرد.&lt;br /&gt;آیا خشونت عریان از این بالاتر که صبح تا شام رادیو و تلویزیون و مطبوعات رژیم سخنان محمدی گیلانی و موسوی تبریزی و لاجوردی را انعکاس می‌دادند که در آن فریاد می‌زدند: نیاز به تشکیل دادگاه نیست در همان خیابان و به هنگام دستگیری اگر دو پاسدار و یا حزب‌اللهی شهادت دادند متهم را کنار دیوار اعدام کنید. آیا خشونت عریان نبود که می‌گفتند: مجروح را در خیابان تمام کش کنید و به بیمارستان نبرید؟ و...&lt;br /&gt;سروش در مصاحبه با داریوش سجادی در تلویزیون ماهواره‌ای رژیم به نام هما می‌گوید:&lt;br /&gt;«البته من خود نيز از این شورا [شورای انقلاب فرهنگی] گله دارم. گله من این است که تمام این گروه های خشونت گرائی که گاه به نام انصارحزب الله  و گاهی به نام لباس شخصی و گاه گروه های فشار نامیده شدند، کسانی بودند که ظرف 20 سال بعد از تشکیل شورای انقلاب فرهنگی پدید آمده اند و من خود از اولین قربانی های این خشونت گران در دانشگاه اصفهان و دانشگاه تهران و دانشگاه مشهد و قم و خرم آباد (که نه خرم بود و نه آباد) بودم. در همه این مکان ها من از قربانیان بودم و شورای انقلاب فرهنگی این خشونت ها را دید و دم برنیآورد و همچنان ادامه می دهد.»&lt;br /&gt;http://www.drsoroush.com/Persian/Interviews/P-INT-13841218-HomaTV.html&lt;br /&gt;سروش هرجا که منافع‌اش اقتضا کند به تحریف تاریخ دست می‌زند. کیست که نداند از فردای پیروزی انقلاب ضد‌سلطنتی گروه‌های چماقدار تحت عنوان امت حزب‌الله به جان مردم، گروه‌های سیاسی و به ویژه زنان افتادند. لابد سروش یادش رفته در اسفند ۵۷ همین گروه‌های اوباش حزب‌الله بودند که فریاد می‌زدند یا روسری یا توسری. کیست که نداند حمله‌ی همین عناصر چماقدار و پاسدار به دانشگاه‌ها بود که فاجعه‌ی انقلاب فرهنگی را به وجود آورد و سروش را در مسند ستاد انقلاب فرهنگی نشاند ووو. سروش در هنگام هجوم گروه‌های چماقدار به نیروها و شخصیت‌های سیاسی ریاست ستاد انقلال فرهنگی را به عهده داشت و دم بر نمی‌آورد ولی حالا مدعی دیگران شده است که چرا در مقابل حمله به او سکوت کرده‌اند!&lt;br /&gt;سروش یادش نیست در مصاحبه با مجله سروش شماره‌های ۱۱۱، ۱۱۲،۱۱۳ کودتای قانونی علیه اولین ریاست جمهوری را حرکت «مدبرانه‌ی امام» معرفی ‌کرده بود:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«حادثه نادری که در ایام اخیر در کشور ما اتفاق افتاد و رئیس جمهور با خواست عمومی مردم و با یک حرکت مدبرانه امام از صحنه سیاست حذف شد، از آموزنده ترین و عبرت انگیزترین حوادث سیاسی کشور ما در دوران جمهوری نوپای اسلامی ایران بود.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته نتیجه «اقدام مدبرانه» امام را همه شاهد بودیم. این گفته ها در شرایطی بر زبان سروش جاری شد که روزانه بهترین جوانان میهن و به ویژه دانشجویان و دانش‌آموزان روانه‌ی جوخه‌‌های اعدام می‌شدند.&lt;br /&gt;وی کنار گذاشتن بنی‌صدر را دفع عضو فاسد بدن می دانست:&lt;br /&gt;«همانطور که یک بدن سالم یک عضو فاسد را دفع می‌کند، او [بنی صدر] را دفع کردند.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به سایت سروش در آدرس http://www.drsoroush.com رجوع کنید. در قسمت فارسی زندگینامه‌ی او به زبان انگلیسی موجود است! به زبان انگلیسی هدف از تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی را بازگشایی دانشگاه‌ها اعلام می‌کند و با زرنگی از ترجمه‌ی کلمه‌ی «ستاد» که بار خاص خودش را دارد، اجتناب می‌کند.&lt;br /&gt;در این سایت مجموعه سخنرانی‌های سروش موجود است، اما هیچ سخنرانی قبل از سال ۶۷ خورشیدی در آن‌جا یافت نمی‌شود. گویا ایشان در آن موقع به دنیا نیامده بود و یا سخنرانی نکرده بود. لینک سخنرانی‌های سروش در سال های ۶۷ و ۶۸ خورشیدی هم کار نمی‌کند.&lt;br /&gt;در قسمت عکس‌ها هم &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.drsoroush.com/photos.htm"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;http://www.drsoroush.com/photos.htm&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt; ، کلیه عکس‌های انتخاب شده از سال ۹۹ میلادی به بعد و غالباً مربوط به حضور او در امریکا می‌باشد. تنها یک عکس از سال ۹۲ موجود است و هیچ عکسی مربوط به قبل از آن موجود نیست! تنها عکس همراه با یک مقام ایرانی نیز مربوط به ملاقات با آیت‌الله منتظری است. آیا این‌ها همه اتفاقی است؟ آیا مقصود لاپوشانی یک تاریخ نیست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بادمجان دور قاب‌چین‌های سروش وی را «پانزدهمین روشنفکر تأثیر گزار جهان» لقب داده‌اند!&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.drsoroush.com/Persian/On_DrSoroush/P-CMO-13840925-MasoudBorjian.html"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;http://www.drsoroush.com/Persian/On_DrSoroush/P-CMO-13840925-MasoudBorjian.html&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;یکی از اقداماتی که عبدالکریم سروش تمایلی به مطرح شدن آن نداشته و به صرفه نمی‌بیند پیرامون آن توضیح دهد، شرکت در دادگاه اکبر گودرزی رهبر گروه فرقان است. وی به همراه علی مطهری فرزند مرتضی مطهری به عنوان وردست ناطق نوری حاکم شرع و به عنوان ایدئولوگ رژیم در دادگاه مزبور شرکت کرده و تلاش می‌‌نمود به بحث و مجادله با گودرزی پرداخته و وی را در آخرین روزهای عمر تحت فشار قرار دهد. به این ترتیب یکی از کرامات بزرگ «پانزدهمین روشنفکر تأثیر گذار جهان» حضور در اوین و شرکت در جلسه‌ی «بحث آزاد و ایدئولوژیک!» با زندانی زیر اعدام است. از این بابت سروش می‌تواند اولین «روشنفکر جهان» باشد که به چنین کار زشتی مبادرت کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امثال سروش هنگامی که جامعه از آزادی‌های نسبی برخوردار بود محلی از اعراب نداشته و به جز باندهای سیاه و متحجر رژیم کسی به دور آن‌ها جمع نمی‌شد. کتابهایشان نیز زینت بخش کتابخانه‌های زندان، مساجد، دفاتر سپاه و کمیته و نهادهای وابسته به رژیم بود.&lt;br /&gt;در دوران اختناق و سرکوب لجام گسیخته است که سروش و امثال او آهسته آهسته قد علم کرده و عده‌‌ای را به دور خود جمع می‌کنند. اگر دوباره جامعه از آزادی‌های نسبی برخوردار شود محال است سروش و امثال او توجهی را به خود جلب کنند. اگر سروش در خارج از کشور و در دانشگاه‌های اروپا و آمریکا نیز جایی پیدا می‌کند و گهگاه کرسی می‌یابد نه بر اساس توانایی‌های ذهنی او بلکه به خاطر سیاست غرب مبنی بر ایجاد شکاف درون رژیم و حمایت از بخشی از نظام است. درست به همان دلیلی که دختر مخملباف، سیدابراهیم نبوری و یا اکبر گنجی مورد توجه قرار می‌‌گیرند و قرار ملاقات با روشنفکران غربی برای آن‌ها گرفته می‌شود. &lt;br /&gt;آیا در یک شرایط عادی و بدون برخورداری از «امدادهای غیبی» افرادی از این دست، چنین شانس‌هایی هم خواهند داشت؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایرج مصداقی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲۱ تیر ۱۳۸۶&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="mailto:Irajmesdaghi@yahoo.com"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;Irajmesdaghi@yahoo.com&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-8092455379232661615?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/8092455379232661615/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=8092455379232661615&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/8092455379232661615'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/8092455379232661615'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/07/blog-post_13.html' title='انقلاب فرهنگی و فیلسوف «اصلاح طلب»، عبدالکریم سروش'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-579451482005293143</id><published>2007-07-09T23:48:00.001-07:00</published><updated>2007-07-09T23:48:37.415-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مطالب وخبرهای امروز ( سه شنبه 19 تیر) روی لینک ها کلیک کنید&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/07/18-1378-1-2.html"&gt;&lt;strong&gt;نامه خواهر "عزت ابراهیم نژاد" که در جريان قيام دانشجوئی 18 تير 1378 کشته شد...&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/07/9_09.html"&gt;&lt;strong&gt;حسين شريعتمداري در یادداشت روز کیهان :امروزه اصلي ترين خواسته مردم بحرين بازگشت اين استان جدا شده از ايران به سرزمین&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اصلي و مادري آن است...&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/07/blog-post_6242.html"&gt;&lt;strong&gt;واکنش نروژ به خبر سنگسار یک ایرانی : ...&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/07/18-18.html"&gt;&lt;strong&gt;بيانيه دانشجويان دانشگاه‌هاي شيراز وعلوم پزشکي شيرازبه مناسبت سالگرد 18 تير..&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;.&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/07/blog-post_09.html"&gt;&lt;strong&gt;بيانيه شورای تهران اتحادیه انجمن های اسلامی سراسر کشور : اما این همه برای چیست؟..&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;.&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/07/209.html"&gt;&lt;strong&gt;انتقال بازداشت شدگان دفتر تحکيم به بند 209 زندان ...&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/07/19-1386-2007_09.html"&gt;&lt;strong&gt;اجراي سنگسار با چراغ خاموش سرنوشت بخشنامه جنجالي...&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/07/400-700-100-19-1386-2007.html"&gt;&lt;strong&gt;بازار سياه بنزين: ليتري 400 تا 700 تومان "..&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;.&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/07/19-1386-2007.html"&gt;&lt;strong&gt;تحريم هاي هدفمند و شديدتر لوس آنجلس تايمز&lt;/strong&gt; &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-579451482005293143?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/579451482005293143/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=579451482005293143&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/579451482005293143'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/579451482005293143'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/07/19-18-1378.html' title=''/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-8883923183195922914</id><published>2007-07-09T23:41:00.000-07:00</published><updated>2007-07-09T23:46:39.600-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;انتخابی از سایت ها&lt;br /&gt;جنبش های دانشجویی و چالش های پیش روی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; يادداشت روز  &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;علي فياض&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="mailto:alifayyaz1@yahoo.se"&gt;alifayyaz1@yahoo.se&lt;/a&gt;&lt;a class="alink" onfocus="this.blur()" onclick="NewWindow(this.href,'mmm','550','500','yes','center');return false" href="http://www.blogger.com/biografi.php?nhonarmand="&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در اهمیت جنبش های دانشجویی همین کافی است که اشاره شود&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; دوران معاصر و به ویژه پس از انقلاب مشروطیت و گذار جامعه ایران از گذشته سنتی، به سوی جهان مدرن و تاثیر پذیری از تغییر و تحولات جهانی، بیشتر حرکات اعتراضی، اصلاحی، سازمان دهی مبارزات اجتماعی، فکری و فرهنگی، و نیز ایجاد تشکیلات سیاسی را یا دانشجویان بر عهده داشته اند و یا فارغ التحصیلان دانشگاه ها. رهبران سازمان های سیاسی و مبارز دوران شاه را کسانی تشکیل می دادند که پیش از آن از فعالان جنبش های دانشجویی به شمار می رفتند. بیشتر سازمان ها و احزاب سیاسی، نیروها و اعضای خود را از دانشگاه ها و دانشکده ها جذب می کردند. جریانات روشنفکری، پیشگام، اندیشمند و تئوری پرداز در عرصه فرهنگ و سیاست را نیز کسانی شکل دادند که عموما با گذار از مراحل دانشجویی به مدارج بالاتری دست یافته بودند. بر همین اساس می توان برای چندمین باره بر این امر تاکید نمود که جنبش های دانشجویی – نه تنها در ایران، بلکه در دیگر نقاط جهان نیز – نقشی محوری و پیشتازانه را بر عهده داشته اند.این همه خود نشانگر این موضوع است که محیط های دانشگاهی همواره زمینه ساز و پیشگام جنبش های اجتماعی بوده و هستند. با این همه، اهمیت جنبش های دانشجویی نباید ما را از ارزیابی انتقادی و نقادانه سمت و سوی، و جایگاه واقعی آن دور سازد. تجارب تاریخی و تحولات اجتماعی – سیاسی عملا این امر را به اثبات رسانده است که جنبش های دانشجویی هیچگاه به خودی خود و به تنهایی نمی توانند و نباید خود را در موقعیت رهبری جنبش های اجتماعی قرار دهند. چرا که رهبری جنبش های گسترده و همگانی به ابزارها و فاکتورهایی نیاز دارد که جنبش دانشجویی فاقد آن می باشد.رهبری جنبش های گسترده اجتماعی با هدف دستیابی به آرمان های از پیش تعیین شده، تنها با تکیه بر تجارب، پیشینه، خلق و درک موقعیت، خلاقیت های سیاسی، نفوذ و محبوبیت مردمی است که می تواند خود و جامعه خود را به سر منزل مقصود برساند. جنبش های دانشجویی که عموما فاقد این شرایط هستند، نمی توانند خود را در موضع رهبری قرار دهند. جوانی این جنبش ها و تکیه فعالان آن به این یا آن جریان فکری و تشتت موجود در آنها(1) نیز مزید بر علت می گردد. جنبش های دانشجویی اگر درخدمت اهداف کلی جنبش عمومی قرار نگیرند، تبدیل به حرکاتی صنفی و خواسته هایی دانشجویی شده و از همراهی و همبستگی دیگر اقشار اجتماعی محروم می گردند. پیوند، پیوست و همراهی با دیگر جنبش های اجتماعی است که این جنبش ها را نیرومند و موثر می سازد.اگر جنبش های دانشجویی با دیگر جنبش های اجتماعی پیوند نخورد و به گسترش خود و خروج از حصار دانشگاهی دست نزند، تنها در حد جرقه ها و اعتراضاتی باقی خواهد ماند که هر از گاهی نمود عینی و بیرونی پیدا می کنند و در نهایت در مواجهه با سرکوب و ارعاب رژیم های استبدادی از رسالت خویش باز می مانند.اولویت های جنبش های دانشجویی برای موثر بودن و کمک به جنبش سراسری دموکراسی خواهی، برابری طبقاتی و آزادی را می توان در موارد زیر طبقه بندی نمود؛- پیوند با مبارزات سراسری توده های مردم و انعکاس خواست ها، نارضایتی ها و آرمان های انسانی، بشری و طبقاتی آنان- انعکاس امیال،آرزوها، تمایلات و نارضایتی های دیگر اقشار و طبقات اجتماعی- پیوند با مبارزات قومی و اقلیت های مذهبی.- همبستگی و پیوستگی با اقلیت های قومی، احساس وابستگی و همگرایی را در عرصه ملی به وجود خواهد آورد که در نهایت باعث استحکام احساس ملی و خویشاوندی بین اقوام متعدد خواهدشد و به جنبش همگانی ملی در مرزهای ایران یاری خواهد رساند.- پیوند با مبارزات کارگری و کوشش در جهت ارتباط با طبقات زحمتکش و سمت و سوی دادن به قدرت و توانی که در عرصه اقتصادی جامعه دارند.- همبستگی و ارتباط با مبارزات زنان و حمایت از جنبش های برابری طلبانه و حقوقی آنان.جنبش های دانشجویی نباید فراموش کنند که اگر خود را در ارتباط با احزاب و سازمان های سیاسی اپوزیسیون که هر کدام بخش های گوناگونی از اقشار جامعه را نمایندگی می کنند، قرار ندهند و به طور خودسرانه عمل کنند، ره به جایی نخواهند برد، و در نتیجه از پتانسیل عظیم و گسترده ای که برخوردار هستند، به نحو شایسته ای بهره برداری نخواهد شد.______________________1) برای نمونه در شورش های دانشجویی 18 تیر، هم دانشجویان با علائق ملی – سکولار و هم دانشجویان تحکیم وحدت، هم طرفداران اصلاحات خاتمی - حکومتی و هم از اتحادیه انجمن های اسلامی اصلاح طلب در آن حضور داشتند و هم دانشجویان با تمایلات ملی – مذهبی. در همینجا لازم است از تنها شهید آن واقعه عزت ابراهیم نژاد یاد کرد که در هیاهوی محافظه کاران و اصلاح طلبان و نیز برخی از نیروهای اپوزیسیون که تمایلات فکری – مذهبی او را می دانستند، آگاهانه او را مورد سانسور قرار دادند!برخی از فعالان حرکت دانشجویی که اینک در خارج از کشور به سر می برند، بارها اعتراف کرده اند که لااقل در دوره اول انتخاب خاتمی از طرفداران وی به شمار می رفته اند و به وی رأی داده اند!منبع: سايت ديدگاه&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-8883923183195922914?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/8883923183195922914/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=8883923183195922914&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/8883923183195922914'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/8883923183195922914'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/07/alifayyaz1yahoo.html' title=''/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-3384019741660465990</id><published>2007-07-08T00:05:00.000-07:00</published><updated>2007-07-08T00:07:13.483-07:00</updated><title type='text'>گرامی باد سالروز 18 تیر- روز فوران خشم نسل جوان</title><content type='html'>&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;object id="obj1" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=" height="333" width="460" border="0" classid="clsid:D27CDB6E-AE6D-11CF-96B8-444553540000"&gt;&lt;param name="_cx" value="12171"&gt;&lt;param name="_cy" value="8811"&gt;&lt;param name="FlashVars" value=""&gt;&lt;param name="Movie" value="http://www.morghesahar.com/Animation/18 Tir.swf"&gt;&lt;param name="Src" value="http://www.morghesahar.com/Animation/18 Tir.swf"&gt;&lt;param name="WMode" value="Window"&gt;&lt;param name="Play" value="-1"&gt;&lt;param name="Loop" value="-1"&gt;&lt;param name="Quality" value="High"&gt;&lt;param name="SAlign" value=""&gt;&lt;param name="Menu" value="-1"&gt;&lt;param name="Base" value=""&gt;&lt;param name="AllowScriptAccess" value=""&gt;&lt;param name="Scale" value="ShowAll"&gt;&lt;param name="DeviceFont" value="0"&gt;&lt;param name="EmbedMovie" value="0"&gt;&lt;param name="BGColor" value=""&gt;&lt;param name="SWRemote" value=""&gt;&lt;param name="MovieData" value=""&gt;&lt;param name="SeamlessTabbing" value="1"&gt;&lt;param name="Profile" value="0"&gt;&lt;param name="ProfileAddress" value=""&gt;&lt;param name="ProfilePort" value="0"&gt;&lt;param name="AllowNetworking" value="all"&gt;&lt;param name="AllowFullScreen" value="false"&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;embed src="http://www.morghesahar.com/Animation/18%20Tir.swf" pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" type="application/x-shockwave-flash" name="obj1" width="460" height="333"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/object&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;طرح از حمیدرضا نبوی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-3384019741660465990?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/3384019741660465990/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=3384019741660465990&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/3384019741660465990'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/3384019741660465990'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/07/18.html' title='گرامی باد سالروز 18 تیر- روز فوران خشم نسل جوان'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-4490022245676123188</id><published>2007-07-07T23:40:00.000-07:00</published><updated>2007-07-07T23:42:13.488-07:00</updated><title type='text'>اخبار امروز - یکشنبه</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/07/blog-post_2364.html"&gt;جمهوري اسلامي خطرناک است! وال استريت ژورنال&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/07/34.html"&gt;گفت وگو با دلارام علي محکوم به شلاق و 34 ماه زندان...&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/07/blog-post_07.html"&gt;گرانی پس از سهميه‌ بندی بنزين&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/07/9_07.html"&gt;حدود 9 ميليون نامه در سفرهاي استاني به احمدی تژاد ...&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/07/45.html"&gt;دستگيري 45 دخترو پسر بخاطر رقص در اتوبوس&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-4490022245676123188?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/4490022245676123188/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=4490022245676123188&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/4490022245676123188'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/4490022245676123188'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/07/blog-post_07.html' title='اخبار امروز - یکشنبه'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-2556454787977454603</id><published>2007-07-01T22:02:00.000-07:00</published><updated>2007-07-01T22:03:33.407-07:00</updated><title type='text'>به سمت تعيين تکليف نهايی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;به&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt; سمت تعيين تکليف نهايی&lt;br /&gt;يادداشت روز بيژن نيابتي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt; بيژن نيابتي&lt;/span&gt;&lt;a class="alink" onfocus="this.blur()" onclick="NewWindow(this.href,'mmm','550','500','yes','center');return false" href="http://www.blogger.com/biografi.php?nhonarmand="&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;--&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;رژيم "جمهوری اسلامی" بر طرح خاورميانه بزرگ خون می پاشد. دستان دراز و خونچکان نظام الهی در سراسر خاورميانه به چشم می خورد. نبرد بر سر موجوديت استبداد مذهبی به سمت تعيين تکليف نهايی شتاب بيشتری می گيرد .يک اصطلاح معروف لاتينی می گويد: وقتی که خداوند می خواهد کسی را نابود کند ابتدا عقلش را می گيرد . ولی بی عقليهای حيرت انگيز سردمداران رژيم تازيانه و دار هيچ ربطی به هيچ خداوندی ندارد ! تماما حسابهای سرد و بيروح مبتنی بر حفظ و حراست از نظامی است که بر خلاف خيل عظيمی از مخالفين دانشمند و تحليلگر خود که با يک غوره فلان مذاکره رژيم با آمريکا سرديشان شده و با يک کشمش بهمان تظاهرات در داخل دوباره گرميشان، هيچ ترديدی، تکرار می کنم هيچ ترديدی در قاطعيت تصميم ايالات متحده و "جناح بازها" مبنی بر تصميم تعويض رژيم سياسی ايران ، نداشته و ندارد. حتی اگر يکروز در ميان سخنگويان وزارت خارجه از يکطرف و کاخ سفيد از طرف ديگر به تورات و انجيل قسم ياد کنند که تنها تغيير رفتار جمهوری اسلامی را مد نظر دارند و ديگر هيچ !بارها گفته ام که برای رژيم "جمهوری اسلامی" هيچ بسته تشويقی و هيچ قول و قراری که در زير سقف يک "تضمين امنيتی" باشد، از اساس پذيرفتنی نيست! درست مثل اين می ماند که بلانسبت امام راحل، گاوی که قرار است تا مثلا ششماه! ديگر ( فقط مثال عددی زدم قصد ديگری ندارم!) سرش بريده شده و به معرض فروش گذاشته شود را، از آخور بيرون آورده و با وعده و وعيدهای فراوان و قباله کردن چند عدد ويلای شيک و اتومومبيلهای ذيغيمت و مستقلات بسيار و .... در قصری اسکان داد که در همسايگی امثال جک استرا و مادلين البرايت و بقول امام راحل که همين چند هفته گذشته هم از قضا سالگرد رحلت ملکوتيش بود ، چه و چه و کذا و کذا !! هم قرار دارد !با اين حساب کشانيدن بحران و درگيريهای نظامی نشأت گرفته از آن توسط رژيم به خارج از مرزها از فلسطين و لبنان گرفته تا عراق و افغانستان و تا بحرين و يمن و در نهايت اردن و عربستان نه تنها چيز عجيب و غريبی نبايد باشد که نشاندهنده يک روند کاملا طبيعی در جارچوب همان درگيری اساسی نهايی است که به زنجيره ای از تغييرات ژئوپليتيکی بی سابقه در منطقه راه خواهد برد .به اين ترتيب تا آنجايی که به مصالح بلافصل خود نظام مقدس! مربوط می شود، رژيم راه درستی! را برگزيده است . پاشنه آشيل ايالات متحده و رژيم راسيستی اسرائيل در منطقه برهم خوردن "ثبات سياسی" است . چيزی که به ناامن شدن کل منطقه راه می برد . اين ناامنی، بويژه در مرزهای اسرائيل، تا آنجايی که به مصالح استراتژيک رژيم ناسيونال صهيونيستی بر می گردد، آخرين انتخابی می تواند باشد که به مخيله استراتژيسينهای "جناح بازها " می تواند راه برده باشد . اينها همه در کنار سوءاستفاده وقيحانه قاتلان هزار هزار انقلابيون سوسياليست در ايران از چهره های شناخته شده و قابل احترام سوسياليست آمريکای لاتين و بسيج جنبش ضدجنگ در اروپا و آمريکا بسود هارترين گرايشات جنگ طلبانه در درون حاکميت "جمهوری اسلامی"، اگر چه منافع کوتاه مدت بسياری را برای رژيم مذکور در پی خواهد داشت و برايش فضای تنفسی بيشتری ايجاد خواهد کرد، همانگونه که تاکنون کرده است، با اينحال در نهايت قدرتهای صاحب حق وتو در شورای امنيت را همراه با کل اروپا به سمت "اجماع " سوق خواهد داد .اگر بر هم خوردن "ثبات سياسی"در منطقه خاورميانه، بدرستی کابوس ايالات متحده می باشد، رسيدن قدرتهای جهانی به "اجماع" عليه موجوديت سياسی رژيم "جمهوری اسلامی"، اگر نه بيشتر که به همان ميزان کابوس علاج ناپذير اين رژيم ضد انسانی و ضد تاريخی بوده و هست و خواهد بود .منبع: سايت ديدگاه &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-2556454787977454603?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/2556454787977454603/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=2556454787977454603&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/2556454787977454603'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/2556454787977454603'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/07/blog-post.html' title='به سمت تعيين تکليف نهايی'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-2793447324499812370</id><published>2007-06-27T20:37:00.000-07:00</published><updated>2007-06-27T20:38:17.181-07:00</updated><title type='text'>مبارزه ی قهرآمیز،</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;مبارزه ی قهرآمیز، ابزار خودرهایی مردم ایرانياداشت روز کورش عرفانی&lt;br /&gt;کورش عرفاني&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a class="alink" onfocus="this.blur()" onclick="NewWindow(this.href,'mmm','550','500','yes','center');return false" href="http://www.blogger.com/biografi.php?nhonarmand="&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;--&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نزدیک به بیست و نه سال بقای رژیم ضد انسانی و ضد ایرانی پوچ بودن تمامی نظریه های مبارزات مسالمت آمیز و موجه بودن نظریه ی مبارزه ی قهرآمیز را به اثبات رسانده است. رژیم تا دندان مسلح جمهوری اسلامی نشان داده است همانقدر که نسبت به ادامه ی حیات پرگویان بی عمل بی اعتناست، نسبت به حداقل کنش گرایی یک نوجوان بلوچ و کرد با حداکثر خشونت و قدرت برخورد می کند. نباید فراموش کرد که ساختارهای درون نظام طوری تنظیم شده است که توانایی برخورد با انواع اهرم های فشار مختلف را دارد و چشم اسفندیار آن تنها یک چیز است و آن، کنش مسلحانه می باشد. این تنها و تنها در مقابل گلوله بوده است که جمهوری اسلامی ترس و وحشت را تجربه کرده و قلدری ستمگرانه ی آن رنگ باخته است. این سنت مبارزات ضد دیکتاتوری بوده و همچنان نیز هست.&lt;br /&gt;بدیهی است که منظور از مبارزه ی قهر آمیز عملیات کور، نا آگاهانه و پراکنده نیست. شکل ایده آل این مبارزه نبرد مسلحانه ی مردمی توسط توده های خودآگاه و سازماندهی شده است. لیکن در شرایطی که مثلث شوم مسخ و ترس و جهل مردم را فلج ساخته است حرکت های منفرد نیز، در صورت تداوم داشتن و هدفمند بودن، می تواند در شکستن این مثلث نقش داشته باشد. هم از این روی اخباری مانند آنچه در برخی سایت های خبری منتشر شده است جای امیدواری بسیار دارد : « به گزارش سایت حکومتی رسا متعلق به حوزه علمیه قم، آخوندی به نام هشام سيمری، یکی از امامان جمعه رژیم در شهر اهواز شب گذشته بدست افراد ناشناس به ضرب گلوله بهلاکت رسیده است. » &lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn1" href="http://www.didgah.net/didhamkar/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn1" name="_ftnref1"&gt;[1]&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;اقداماتی از این دست که پایان بخش حیات ننگین کاربران جنایتکار رژیم است سبب می شود که جبهه ی ترس جا عوض کند و وحشت از میان مردم به میان عوامل رژیم منتقل شود. نتیجه ی این دست عملیات که در هفته ها و ماههای اخیر گسترش یافته این خواهد بود که هیچ یک از آمران و عاملان جنایت و سرکوب در درون جامعه احساس امنیت نکنند و بدانند که در پاسخ به سرکوب و جنایت رژیم، دست انتقام خلق هر لحظه و در هر کجا در جستجوی آنهاست: در اینجا و در آنجا، امروز یا فردا. این احساس وحشت از انتقام خونین و برحق خلق، سگ های هار رژیم را به وحشت انداخته و ترس را بر جان و روان آنان حاکم  و آنها را فرسوده خواهد ساخت، همچنانکه بیش از یک ربع قرن است آنان این وحشت را به وحشیانه ترین شکل خود بر جسم و روح این مردم مظلوم حاکم ساخته اند و انسان ایرانی را به بدترین شکل خود تحقیر و آزار می کنند. تصاویر اعدام ها و برخوردهای اخیر ماموران رژیم با جوانان در کوچه و خیابان های شهر بهترین گواه بر این ادعاست.&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn2" href="http://www.didgah.net/didhamkar/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn2" name="_ftnref2"&gt;[2]&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;این تنها وتنها با غرش مسلسل در کنار گوش این جانوران انسان نماست که می توان زبان مناسب برای سخن گفتن با آنان را یافت. هرگونه تلاش برای گفتگو و گرایش های زبونانه ی سازش با رژیم تف سربالایی است که سی سال است بر رخ همه ی متوهمانی افتاده است که خواسته اند زبان دیگری جز قهر عملی را با رژیم بیازمایند. نمونه ی اشتباه تاریخی رهبران کرد، قاسملو و شرفکندی در این باره گویاست.&lt;br /&gt;در مقابل رژیمی که آدمکشان خود را در روزهای اخیر به پاریس فرستاده بود تا چاقو به روی مخالفان بکشند&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn3" href="http://www.didgah.net/didhamkar/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn3" name="_ftnref3"&gt;[3]&lt;/a&gt; و پرونده ی سیاهش مملو از اعدام و ترور و کشتار است، روش منطقی مبارزه و ندای وجدان انسانی فقط یک نوع برخورد با رژیم بازاری-آخوندی-پاسداری را توجیه می کند : مبارزه ی قهر آمیز.&lt;br /&gt;نگارنده با تمامی انتقادی که بر مجاهدین دارد برخورد قهرآمیز سازمان با رژیم را نمودی از تشخیص درست آنان از ماهیت تغییر ناپذیر جمهوری اسلامی می داند و امیدوار است که تلاش های موجود برای بیرون کشیدن نام سازمان از لیست سازمان های تروریستی – بشنوید به ویژه لیست سازمان هایی که مبارزه ی قهر آمیز را برای حق طلبی انتخاب کرده اند – شرایطی را فراهم کند که این سازمان بتواند با بازسازی شبکه ی تشکیلاتی خویش مبارزه ی قهرآمیز را به طور عملی در داخل کشور و در مرزهای ایران از سر گیرد. بدیهی است که در آن صورت این سازمان ازحمایت عملی وسیع توده های به جان آمده وهمه ی آنانی که می دانند پاسخ رژیم جز قهر نیست برخوردار خواهد شد. اما این سازمان باید پیش بینی کند در صورتی که دولت های غربی بخواهند برای طولانی ساختن عمر رژیم، نام او را در لیست فوق نگه دارند، با ابتکارات قهرآمیز خویش در داخل کشور – با یا بدون به رسمیت شناختن عملیاتش - جو خفقان و وحشت کنونی را چنان بشکند که بتوانند در سایه ی یک تغییر کیفی شرایط داخلی، موقعیت خارجی خویش را نیز- بخصوص در داخل عراق- به نفع خود دگرگون سازد.&lt;br /&gt;به همین ترتیب که زمان برای کنش گرایی قهرآمیز در کردستان مناسب است. تشکل های کرد مسلح ایرانی باید با بیرون کشیدن خویش از قید و بند حکومت  دست نشانده ی محلی کردستان عراق که حافظ منافع آمریکا و اسرائیل است اجازه ندهند مبارزه ی این سازمان ها تحت تاثیر تصمیم گیری ها ی واشنگتن و تل آویو قرار گیرد. مبارزه برای حفظ شرافت خویش و فراهم ساختن خود رهایی خلق نیاز به هیچ اجازه ای ندارد. کردستان یکی از مناطقی است که ضربه پذیری رژیم در آن بالاست و به همین دلیل، تشکل های مسلح و مردمی کرد و غیر کرد می توانند در این استان ضربات جدیی به ماشین نظامی جمهوری اسلامی وارد سازند. این نیازمند کنار گذاشتن ترس و سازش و مصالحه با دشمنان همیشگی خلق ها، یعنی امپریالیسم و صهیونیسم، است. هیچ سازمان انقلابی که بخواهد لایق این نام باشد نمی تواند جز از خلق خود اجازه و مشروعیت بطلبد. هرگونه تلاش برای کسب مشروعیت از منبع دیگری جز توده های مردم می تواند از یک سازمان انقلابی یک تشکل فرامردمی بسازد که می خواهد از بالای شانه ی مردم به قدرت دست یابد. باید از این خطای مهلک پرهیز داشت.&lt;br /&gt;به عنوان نتیجه گیری می توان گفت که با توجه به اینکه سرنگونی رژیم جز با نبرد قهرآمیز غیر قابل تصور است بهتر آنست که سازمان هایی که به این نوع مبارزه باور دارند هم از حیث نظری و هم از لحاظ عملی شرایطی را برای خویش فراهم سازند که بتوانند در آن، علیرغم همه ی دشواری ها و موانع، به طور عملی دست به این نوع از کنشگری بزنند. وقایع امشب تهران و تبریز و به آتش کشیدن پمپ بنزین ها توسط جوانان خبر از نارضایتی چنان عمیق دارد که راه را برای کنش های قهرآمیز باز می کند. نبرد قهرآمیز زمینه ساز خود رها سازی خلق است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* *&lt;br /&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn1" href="http://www.didgah.net/didhamkar/admin_alfa_logain_ok.php#_ftnref1" name="_ftn1"&gt;[1]&lt;/a&gt;http://www.iranpressnews.com/source/026074.htm&lt;br /&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn2" href="http://www.didgah.net/didhamkar/admin_alfa_logain_ok.php#_ftnref2" name="_ftn2"&gt;[2]&lt;/a&gt;http://www.iranpressnews.com/source/025650.htm&lt;br /&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn3" href="http://www.didgah.net/didhamkar/admin_alfa_logain_ok.php#_ftnref3" name="_ftn3"&gt;[3]&lt;/a&gt;http://www.mojahedin.org/pages/newsdetails.aspx?newsid=17256&lt;br /&gt;منبع: سايت ديدگاه &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-2793447324499812370?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/2793447324499812370/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=2793447324499812370&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/2793447324499812370'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/2793447324499812370'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/06/blog-post.html' title='مبارزه ی قهرآمیز،'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-4891492089075378031</id><published>2007-04-20T18:24:00.000-07:00</published><updated>2007-04-20T18:30:31.648-07:00</updated><title type='text'>در باره جنگ و حمله نظامی به ایرانگفتگوی سایت گزارشگران با اسماعیل وفا یغمایی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;br /&gt;در باره جنگ و حمله نظامی به ایرانگفتگوی سایت گزارشگران با اسماعیل وفا یغمایی&lt;br /&gt;12 آوریل 2007&lt;br /&gt;گزارشگرانسلام و ممنون از شما آقاي وفا يغمائي كه پاسخ مثبت به درخواست سايت داديد.گزارشگراناز جمله نگراني ها و گره هاي فكري و عمومي ايرانيان و بخصوص تحليل گران سياسي، احتمال حمله نظامي آمريكا و متحدانش و وقوع جنگي است كه آتش بيار معركه آن از سوئي سران جمهوري اسلامي و از جانب ديگر امپرياليست هاي اشغالگر هستند كه در بحرانزائي در منطقه و در طي ماههاي گذشته از هيچ كوششي دريغ نكرده اند. تا چه حد اين احتمال با واقعيات موجود و پارامترهاي سياسي اين بحران در تطابق قرار دارن&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;د؟اسماعيل وفا يغمائي:این نگرانی تمام کسانی است که می دانند جنگ چییست، و ارمغانش چیست. بخصوص که تجربه عراق بغل گوش همه است با حدود ششصد هزار قربانی از مردم عراق، که در معبد جنگ و در برابر خدای جنگ، و خشن تر از قربانیانی که در برابر خدایان قدیم فینیقی (در لبنان قدیم)امثال بعل قربانی می شدند قربانی شده اند. گویا این ملت رنجدیده هروز آفتاب به آفتاب باید به اجبار شاهد قربانی شدن پیر و جوانش باشد،اما مسئله حمله یا حمله نکردن آمریکا به ایران مقداری بحث می طلبد. تا جائی که من می فهمم امریکا از آنجائی که با نیت خیر! و بقول معروف بخاطر رضای خدا و نجات مستضعفین! لشکر کشی نکرده و همراه با حمله به عراق فقط صدام حسین را بزیر نکشید، بلکه سامان و سازمان حزب بعث را و جماعت عظیمی را که با این حزب کار می کردند در هم کوبید و توجه نکرد که پس از نابودی نظام سیاسی، چه نیروئی و چگونه می خواهد بر این سرزمین حکم براند، عراق را در عمل تاختگاه ملایان حاکم بر ایران کرد ولاجرم در چنان باتلاقی فرو رفت که حاصلش را هم در عراق شاهدیم و هم در محبوبیت بانی این کار خیر! در آمریکا. باید اضافه کنم که دیکتاتوری صدام به جای خودش! رشد بعث و فقط بعث و اتصال همه نیروهای بدرد بخور به بعث، و لاجرم عقب ماندن بقیه و میدان تاخت و تاز برای عقب مانده ترین نیروهای مذهبی باز شدن بجای خودش! ولی در دنیای تاریک و خونین آغاز قرن بیستم و در دنیای نسبیات، صدام در صف دیکتاتورهای خاور میانه به احتمال زیاد از نفرهای آخر صف بود و در هم کوبیدن تنها حکومتی که علیرغم دیکتاتوری بعث، تنها دیکتاتوری مستقل لائیک ضد انتگریسم اسلامی و سدی در برابر انتگریسم به زنجیر کشیده شده بود، و همراه با این، عدم شناخت کافی یا توجه نکردن به بافت و ساخت فرهنگی و وضعیت اسلام و شیعه و سنی و خیلی چیزهای دیگر، یک اشتباه هولناک بود مگر این که مثل بعضی ها در اروپا فکر کنیم که از ما بهتران نقشه جهانی جدید شان را شروع کرده اند و می خواهند جهانی نوین را طراحی کنند. با این اشاره و نیز توجه به مشکل آمریکا در افغانستان وفعال شدن گسترده طالبان و اینکه اوضاع برای جنگی دیگر کشش ندارد می توان فکر کرد که جنگی رخ نخواهد داد و شل کن سفت کن ادامه خواهد داشت و جمهوری اسلامی هم به همین دلیل گردنکشی می کند وقدرت نمائی. اما این تمام حکایت نیست واز زاویه دیگر این سئوالات در برابر رویمان است مثلا:1- این شل کن سفت کن چقدر می تواند ادامه پیدا کند؟2-دست آخر با این بحران روز افزون و بالا گرفتن جو ضد جنگ در آمریکا و در کل جهان آیا آمریکا می گذارد و میرود؟3-آیا آمریکا حاصل این جنگ را یکسره در جیب عبای آخوندها می گذارد و منطقه را از پاکستان و افغانستان گرفته تا عراق و لبنان و بغل گوش اسرائیل به امپراطوری انتگریستیک( این کلمه را بگذارید جای دموکراتیک) و شکست خود به معنای شکست غرب از اسلام عزیز رضا می دهد و و خورشید تاریک و ظلمت افکنی را که پس از آن در بخش عظیمی از جهان به مدد اسلام سیاسی و ایدئولوژیگ انتگریستها طلوع خواهد کرد تاب می آورد؟4-آیا ملاها کوتاه می آیند و از انقلاب اسلامی شان و جهانی کردن آن دست بر می دارند؟5- ملاهاآیا سازش می کنند یا اساسا می توانند سازش کنند؟ و...اینها و سئوالات فراوان دیگر در برابر ما قرار دارند و این سئوالات به نظر من افقی را تصویر می کنند که از زاویه ای باعث نگرانی است. این افق در نهایت کار، افق جنگ است جنگی که با قانومندی های نه یک حادثه بزرگ یا کوچک تلخ، بلکه با قانونمندیهای آهنین یک تراژدی می تواند خودش را نشان بدهد. در تعریف تراژدی گفته می شود تراژدی مبتنی بر علت و معلولهائی است که فاجعه را ناگزیر می کند و نمیشود از آن فرار کرد.اگرمجموعه قضایا را ببنیم و به این نتیجه برسیم که ملاها نمی توانند کوتاه بیایند یعنی به دلایل مختلف چنین امکانی در ذات و پایه و مایه حکومتشان نیست و امریکا هم حالا هر جناحی در آمریکا بر سر کار باشد مطلقا نمی تواند شکست خودش را دست آخر و بعد از تمام زد و بندها و شل کن و سفت کنها بپذیرد آنوقت می بینیم افق جنگ خودش را نشان می دهد. بنابر این اگر چه نه در افق خیلی کوتاه مدت اما جنگ می تواند رخ بدهد و به طور جدی باعث نگرانی است و می بینیم که علیرغم صحبتها و پس و پیش رفتنها زیر سازی ها و آماده سازی ها دارد انجام می گیرد . گزارشگران:نقش و &lt;strong&gt;جايگاه روشنفكران سياسي مستقل در بحران موجود كدامند؟ و ايا اين نكته صحيح است كه يكي از اهداف مهم سياست هاي جنگ افروزانه جمهوري اسلامي خاموش كردن صدا و خيزش هاي اخير جنبش هاي درون كشور از جمله زنان و معلمان و كارگران ميباشد؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;وفا يغمائي:روشنفکران سیاسی و مستقل چنانکه تا حالا هم کرده اند طبعا باید صدایشان را بر ضد جنگ هرچه بلندتر و بلند تر کنند. من فکر می کنم بجز روشنفکران کمتر سازمان یا گروهی باشد که علیه جنگ و دخالت یک کشور خارجی آن هم آمریکا و انگلیس موضع نگرفته باشد. حضرات اگر می خواهند لیبراتوری بفرمایند لطف فرموده دست و بال این همه تبعیدی و پناهنده سیاسی را باز بگذارید! لطف کرده از ادامه زد و بندها دست بردارید واز اپوزیسیون خدای ناخواسته حمایت جدی بکنید. تجربه افغانستان و عراق کافی است و ایران نه افغانستان است و نه عراق و از زوایای مختلف تاریخی و جغرافیائی و انسانی و پس از تحمل نکبتی سی ساله حمله به آن می تواند فاجعه بار باشد رژیم ملا ها هم همانطور که نشان داده از جنگ و جسد و خونریزی برای سرکوب و ارعاب داخلی و خفه کردن صداها استفاده کرده است و باز هم می تواند استفاده کند. یادمان نرفته است به بهانه جنگ در سال 1359 تمام صداها را خفه کردند و تیربارانهای وحشیانه سالهای بعد و اعدام و کشتار زندانیان سیاسی در نوای نوحه خوانی و تابوت کشی و خاکسپاری کشتگان جنگ کمرنگ و بیرنگ شد، این کار را مستبدان حاکم به بهانه جنگ میتوانند تکرار کنند، تنها یک جنگ و بهتر است بگویم یک مبارزه می تواند هوای تازه و آزادی را به ارمغان بیاورد یا آغاز و زیدن هوای تازه و آزادی باشد و آن جنگ مردم اِیران و نمایندگان سیاسی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی و دستگاه استبداد و بیداد است که باعث می شود در مقابل دشمن مشترک داخلی صفوف هر چه فشرده تر بشود و آزادی نه مثل گندم و جو توسط لیبراتورها!! و به احتمال زیاد توسط توبره! بلکه از درون مردم بر آید و بال و پرش را باز کند. من فکر می کنم روشنفکران سیاسی و مستقل باید این را هر چه می توانند پر رنگ کنند و برای پر رنگ کردن آن بدون اینکه استقلالشان را فدا کنند در شرایط تاریخی حاضر بخاطر درد مشترک در کنار هم بایستند تا فریادها رساتر بشود&lt;br /&gt;.&lt;strong&gt;گزارشگران:گفته ميشود حجم و گستردگي نيروهاي نظامي آمريكا و وابستگانش در ادامه اعزام ناوهاي هواپيمابر و پرسنل نظامي در منطقه خليج فارس در اندازه هاي پيش از وقوع جنگ و اشغال نظامي كشور عراق است. آيا اين امر بر احتمال آغاز جنگ با ايران مي&lt;/strong&gt; افزايد&lt;br /&gt;؟وفا يغمائي:با توجه به اینکه آمریکا در صورت ادامه کارهای جمهوری اسلامی نمی تواند کوتاه بیاید طبعا افق نهائی می تواند جنگ باشد واین حجم و گستردگی و نقل و انتقالات که طبعا خرج سنگینی هم روی دست آمریکا می گذارد اگر ملاها را سر عقل نیاورد طبعا برای جنگ است واحتمال جنگ را بیشتر می کند.گزارشگران:چنانچه به طور مفروض چنين اتفاقي روي دهد بنظر شما اهداف حملات نظامي مهاجمان خارجي در ايران كدامند؟وفا يغمائي:مشکل است جواب داد. تا بحال در این باره اینجا و آنجا چیزهائی نوشته شده است ولی واقعا نمی توان گفت چه اتفاقی خواهد افتاد. ما می توانیم به خودمان وعده بدهیم که مثلا جنگ محدود خواهد بود و کنترل شده ولی ممکن است ماجرا آنطور که ما فکر می کنیم انجام نشود. در یک نگاه ایستا و از آنجا که گفته می شود آمریکا با حکومت ایران تضاد دارد و نه با مردم به نظر می رسد تهاجمات با ضربات سنگین بر مراکز نظامی و تاسیسات اتمی و احتمالا پالایشگاهها همراه باشد. این می تواند شروع کار باشد بقیه اش را وضعیت حکومت ضربه خورده و اوضاع اجتماعی تعیین می کند. در حقیت جنگ می تواند یک زاویه منفرجه داشته باشد که در صورت ادامه دهانه اش دلتائی وسیع ایجاد کند.نظراتی هم هست که می گویند با حملات اولیه قیام رخ خواهد داد و کار حکومت تمام خواهد شد و صبح آزادی طلوع خواهد کرد. هستند کسانی که نظرات خاصی دارند و معتقدند که در پس پرده ماجراهائی در جریان است . اینها هم خودش بحثی است که باید به آن پرداخت یا حداقل به آن فکر کرد!.&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;گزارشگران:نقش نيروهاي ضد جنگ و حاميان صلح را در داخل و خارج از كشور چگونه ارزيابي ميكنيد؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;وفا يغمائي:در سئوال نقش روشنفکران مستقل اشاره کردم . تمام نیروهای ضد جنگ و حامیان صلح باید در کنار هم صدای خود را علیه دخالت خارجی بلند کنند. تا بحال همه تک تک و یا چند نفر چند نفر این کار ا کرده اند. ولی بقول حمید مصدق . من اگر ما نشوم تنهایم. باید در کنار هم بایستیم تا صدایمان رسا شود. تا حالا این نقش یعنی نقش نیروهای ضد جنگ مفید بوده ولی به دلیل پراکندگی قدرتمند نبوده تا این صدا همگانی نشود به چیزی گرفته نخواهد شد.این فریاد باید دو طنین داشته باشد یکی این که با جنگ و دخالت خارجی مخالفیم دوم این که استبداد حاکم بر ایران باید توسط مردم ایران و. نیروهای سیاسی اش کنار برود. در داخل کشور هم تا جائی که من خبر دارم اکثریتی که خواهان زوال استبداد حاکم بر ایران هستند از حمله خارجی استقبال نمی کند.گزارشگران:از صداي سوم يا راه و خط سوم گفته ميشود. اين صدا چه مختصاتي دارد و چگونه صفوف خود را سازمان خواهد داد؟وفا يغمائي:از راه سوم و یا خط سوم بسیار گفته اند چه افراد و چه گروههای سیاسی. هر کدام با زبان خودشان و با فرهنگ خودشان. بحث این است که یا بقول معروف ادامه مماشات سازش با جمهوری اسلامی راه حل است یا سر نگونی با زور و قوای خارجی که حاصل دخالت خارجی فکر می کنم هر چه باشد در بهترین شکلش یک شاه خواهد بود هر چند مثل مرحوم حافظ اسد اسمش را بگذارند رئیس جمهور! که یکبار فکر می کردم فرق امثال محمد رضا شاه و ملک حسین با امثال حافظ اسد و ایدی امین این بود که اینها ریا نمی کردند و صادقانه می گفتند ما شاهیم! ولی آنها اعلام کرده بودند ما رئیس جمهوریم ولی کارهائی می کردند که باعث شرم شاهان بود. در هر حال راه حل زور چنین مشکلی را خواهد داشت و اما راه حل سوم اگر به مفهوم همه با هم اما در خدمت بنده! نباشد طبعا راه حل درستی است.راه حل سوم یعنی تغییر توسط مردم و نمایندگان مردم. در تئوری کار ساده است اما بیائید تعارف را کنار بگذاریم. برای عملی شدن این تئوری چه باید کرد؟ برای عملی شدن این تئوری باید اول بتوانیم علیرغم تمام اختلافات حول درد مشترک در کنار هم بایستیم، یا پیش از آن ظرفیت این کار را در خود ایجاد کنیم و واقعا بیندیشیم و این درد را احساس کنیم که بزرگترین مهاجرت تاریخ ایران از آغاز تاریخ ایران تا کنون به دلیل وجود جمهوری اسلامی رخ داده است. من در کنار ادبیات سالهاست روی تاریخ ایران کار می کنم و این را با اطلاع از تاریخ ایران می گویم.در تاریخ ایران سه چهار تا مهاجرت وجود دارد، مهاجرت آریائی ها در دو نوبت به فلات ایران، مهاجرت بخشی از ایرانیان پس از ورود مسلمین، مهاجرت در دوران صفویان و حکومت اشرف و محمود افغان اما نه در مهاجرت آریائی ها به ایران، و نه در کشتارهای هولناک زرتشتیان و ترور عمومی شهرها در اسلامی شدن ایران ومهاجرت بسیاری به هند و سرزمینهای دیگر و نه در مهاجرت دوران صفوی و پایان آن یعنی در دوران حکومت افغانها در ایران، از لحاظ تعداد، اینقدر ایرانی، مهاجر و آواره نشده است. از همان سال پنجاه و هفت بزرگترین مهاجرت به دلیل جباریت و خشونت جمهوری اسلامی شروع شد و از سال شصت شدت گرفت و هنوز هم ادامه دارد و الان در تقریبا اکثر کشورهای اروپا و آمریکا و استرالیا ما با تجمعات بزرگ ایرانی ها از پنج شش هزار گرفته تا صد هزار و بیشتر روبروئیم. الان بیست و شش سال می گذرد. سی سال می گذرد! دشمن با تمام تضادهایش حول محور غارت و چپاول و استبداد متحد است! اما ما قربانیان جمهوری اسلامی، ما که در تبعید بهترین سالهای عمرمان را سپری کرده ایم و یکربع قرن رنج کشیده ایم چقدر در کنار هم ایستاده ایم؟ چقدر علیه این ظلم تاریخی مشترک همصدا شده ایم؟. ممکن است دچار این توهم باشیم که من یا شما تمام مردم ایران هستیم و تمام افکار و اندیشه ها در من و یا شما در هم گره می خورند! بنابر این هم همصدائی و جود دارد! و هم راه سوم از تئوری به عمل در آمده است.! ولی رها از چنبره این بیماری روانی و این اسکیزو فرنی خطرناک سیاسی تعارف را باید کنار گذاشت. جامعه تبعیدیان و پناهندگان ایرانی از بزرگترین و سیاسی ترین جوامع پناهندگان و تبعیدیان و مهاجران است ولی متاسفانه هنوز هم پراکنده است. از بیدردان و سازشکاران و معامله گران بگذریم ولی اگر اهل دردیم برای راه حل سوم باید نخست در کنار هم و حول درد مشترک ومقوله آزادی و دمکراسی بایستیم و بدون این که تفاوتهایمان را فراموش کنیم دستهای همدیگر را بفشاریم. در راه حل سوم اگر در خارج کشور هستیم باید داخل ایران را فراموش نکنیم. هفتاد میلیون ایرانی در زیر آسمان ایران دارند تنفس می کنند. اینها در آنجا در حال استراحت نیستند و در بسیاری موارد در زیر حاکمیت استبداد مذهبی رنجشان بیش از ماست.باید این جمعیت و نمایندگان سیاسی آنها را فهم کرد. برای عینیت بخشیدن به راه حل سوم باید به شعور و ادراک و صلاحیت مردم برای نیل به آزادی فکر کرد و اعتقاد داشت واین تصویر قدیمی را که مردم نشسته اند و باید رفت و این جماعت چند ده میلیونی عاجز از نجات خود را نجات داد از سر بیرون کرد.نزدیک شدن تبعیدیان و پناهندگان به پیکره اصلی انسانی مردمی زنده و خروشان و صاحب صلاحیت که زاینده و پرورنده تمام ارزشها و امکانات و منجمله گروهها و سازمانهای سیاسی است می تواند گامی بزرگ در جهت راه حل سوم باشد. در راه حل سوم باید از تمامیت خواهی و انحصار طلبی نوین دست برداشت . خب اگر کسی می تواند به تنهائی و با سازمان و گروه خودش این بار را بردارد باید گفت دست مریزاد! بفرمائید و بردارید! اما اگر نمی شود و سی سال گذشته است و این حادثه مبارک رخ نداده است باید با تمام تفاوتها حول درد مشترک حول درد ملی دست در دست هم گذاشت . در راه حل سوم باید با اعتقاد به لائیسیته در کنار هم ایستاد و فضا و جهانی تازه یا شروع جهانی تازه را باور داشت ونکته بسیار مهم این که در راه حل سوم اگر چه همه می توانند نقش خود را داشته باشند اما بار اصلی بر دوش سازمانها و تشکلهای سیاسی موجود با تمام معایب و محاسنشان است. آنها هستند که به دلیل سازمان یافتگی و تجربه می توانند به عینیت بخشیدن به راه حل سوم کمک بسیار کرده و باعث جذب نیروهای منفرد و پراکنده بشوند. بدون وجود و اتحاد سازمانهای سیاسی در داخل و خارج کشور و قدرت و سازمانیافتگی و تجارب آنان راه حل سوم نمی تواند عینیت پیدا کند و در مرحله حرف باقی خواهد ماند.گزارشگران:گفته ميشود كه بزرگترين و موثرترين نيروي ضد جنگ در داخل كشور آمريكا و به تعبيري شهروندان اين كشور ميباشند .آيا اين نكته يك حقيقت است؟وفا يغمائي:فکر می کنم درست است. برای جنگ سیلابی جاری از طلا لازم است که اگر چه در نهایت از جیب سایر کشورها بیرون کشیده می شود از تاثیراتش در جامعه بزرگ آمریکا نباید غافل بود.جامعه آمریکا تضادها و مشکلات خودش را دارد و فشار جنگ را مردم حس می کنند. تلفات انسانی هم بسیار موثر است بخصوص در جهنم عراق. این جنگ نه جنگ مردم عراق است و نه جنگ بخشهای عظیمی از مردم آمریکا بنابر این طبیعی است که جنگ در داخل آمریکا نیروی ضد خودش را سازمان بدهد که شاهدش هستیم.گزارشگران:تاثيرات تحريم اقتصادي ايران از جانب شوراي امنيت و وابستگان را چگونه ارزيابي ميكنيد؟وفا يغمائي:تحریم اقتصادی ایران را من مثبت می بینم ولی کافی نمیدانم. این تحریم باید با پایان دادن به زد و بندهای سیاسی همراه باشد و گرنه در رابطه با دولت حاکم بر ایران که مردم برایش مایه سوخت حکومت هستند کاری نخواهد بود. سالهاست که این کش و واکش ادامه دارد. برای امثال من سئوال این است که این تحریم در چه رابطه ای صورت می گیرد. از زاویه برخورد با دولتی تروریست و جنگ افروز و جبار و دشمن دموکراسی و آزادی و حقوق زنان که پرونده اش سالهاست در روشنی قرار دارد؟ یا از زاویه دولتی که صرفا موی دماغ آمریکا و انگلیس است و اگر موی دماغ نباشد تحریم کنندگان او را تحریم نمی کنند که هیچ بلکه چنانکه تحویلش گرفته اند تحویلش می گیرند! و نیروهای مخالف و اپوزیسیون او را تحت فشار گذاشته و تحریم می کنند ؟تحریم جدی موقعی است که به پارامتر اول توجه بشود و گرنه کافی نیست.در این تحریم اروپا نگران از دست دادن بازار بزرگ خود است! و چین و روسیه نگران بده و بستانهای کلان&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;.&lt;strong&gt;گزارشگران:جريان و پشت پرده گروگانگيري 15 ملوان انگليسي كه هم اكنون دست به افشاگريهائي چند زده اند و تيتر اخبار جهان را بخود اختصاص ميدهند را چگونه ارزيابي ميكنيد؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;وفا&lt;/strong&gt; يغمائي:این قضیه ادامه همان شل کن سفت کن هاست.من بعید می دانم انگلیس با فقط یک قایق موتوری و پانزده ملوان قصد تجاوز به آبهای ایران را داشته باشد یا از نظر تکنیکی اشتباه کرده باشد. به نظر من آخوندها احتیاج به یک قدرت نمائی داشتند که بیشتر برایشان مصرف داخلی داشت و نیز اعلام این مسئله که شماها در عراق و افغانستان در گیرید و بقول امام راحلشان هیچ غلطی نمی توانید بکنید!. اما با این همه قضیه چند روز بیشتر نمی توانست ادامه داشته باشد چون می دانستند دشمن در عین حال قوی پنجه است و زیاد نباید تحریکش کرد بنابراین احمدی نژاد با یک ژست حقوق بشری! و با تکیه بر رافت پیامبر اسلام آزادشان کرد. افشاگری های ملوانان هم اگر چه معلومات اروپائی ها را در باره رژیم زیاد می کند چیزی بر معلومات تبعیدیان، از جمهوری اسلامی نمی افزاید. در مملکتی که در طول زمامداری ملایان چند ده هزار نفر از فرزندان ملت تیرباران شده اند و اکثریت ملتی به روز سیاه شسته است اینها چیز تازه ای نیست.گزارشگران:لاريجاني نماينده ارشد مذاكرات هسته اي جمهوري اسلامي بتازگي اعلام كرده كه رژيم ايران آماده تفاهم با كشورهاي غربي است. اين زيگنال را چگونه تحليل ميكنيد؟وفا يغمائي:این مساله بارها تکرار شده است . به نظر من جمهوری اسلامی در وقت خریدن استاد کم نظیری است! اینها از یک طرف با این کارها وقت می خرند و از طرف دیگر با جلو و عقب رفتن سونداژ شان را از طرف مقابل کامل می کنند. با این همه این زیگنالها نمی تواند بی پایان باشد و یک روز باید تکلیف روشن بشود. فکر می کنم تا این نقطه زمان زیادی باقی نیست.گزارشگران:در حال حاضر چه تحليلي از افكار عمومي داخل و خارج كشور در مورد جنگ داريد؟ با توجه به اينكه برخي از احزاب و نهادهاي چپ در اروپا بنوعي همسوئي با رژيم ميپردازند و تنازعات موجود و سياستهاي جنگ افروزانه رژيم جمهوري اسلامي را كه ميتواند فجايعي غير قابل جبران بلحاظ انساني و اقتصادي ببار آورد، ناديده مي انگارند.وفا يغمائي:اکثر ایرانیان از این که کشورشان در زیر ضربات جنگ به کام فاجعه برود بیزارند. در داخل کشور هم به نظر من و تا جائی که می دانم کسی نمی خواهد جنگ بشود ولی اکثریت مردم ایران خواهان زوال و سرنگونی جمهوری اسلامی و آغاز دورانی جدید در تاریخ ایران هستند. این همان چیزی است که صدای سوم بر آن اتکا دارد و معنایش سرنگونی این رژیم توسط مردم ایران و حمایت از مردم ایران و نیروهای سیاسی و نمایندگان مردم ایران توسط دیگر دولتها ست . این را باید توضیح داد و جا انداخت. درباره احزاب و نهادهای چپ اروپائی و نیز برخی دیگر کشورها باید توجه کرد که چپ کلاسیک در رابطه با ایران و گاهی فکر می کنم اساسا در اندیشه کنونی خود دچار ایستائی و عقب ماندگی است. چطور می توانیم مثلا سفر بزرگی مثل ماندلا و زیارت مقبره خمینی ویا شخصیتهائی مثل کاسترو و چاوز و مارکز و امثالهم را بفهمبم! بعضی ها به طور فردی این شخصیتها را زیر ضرب می گیرند که به نظر من این کار درستی نیست و این شخصیتها سنخیتی با خمینی و احمدی نژاد و خامنه ای ندارند.چپ کلاسیک به طور کلاسیک دشمن اصلی را امپریالیزم می داند که نماینده اصلی اش هم آمریکا و بوش است وبی توجه یا ناتوان از درک این که ما در دهه شصت و هفتاد قرن بیستم زندگی نمی کنیم که در مقابله با آمریکا حتی ایدی امین آدمخوار! و قذافی ! و امام خمینی خودمان!! هم مشروعیت داشتند هنوز هم وقتی موجودی مثل احمدی نژاد علیه امپریالیزم حرف می زند بر اساس فرمولهایشان از او و جمهوری اسلامی حمایت می کنند و بر سر گور خمینی دسته گل می گذارند. چه می توان کرد ما در عصر شگفتی زندگی می کنیم عصری که نه تنها رژیم خمینی بلکه همه جیز به محک کشیده شده است. عصری که نه تنها اسلام کلاسیک سیاسی و صاحب ادعا در شکل یک حکومت کامل و تمام عیار بر اساس ماهیت و اندرونه واقعی خود و نه تنها خمینی و آخوندهای معاصر امتحان خودش را داد ومردود اعلام شد بلکه چپ کلاسیک نیز فرسودگی و عقب ماندگی خودش را با آویختن به فرمولها و عدم درک این که جامعه جهانی جامعه اواسط قرن گذشته نیست نشان داد و می دهد. فشار این همه البته استخوان شکن است ولی ما نسل خوشبختی هستیم که در عین حال که صدای شکستن استخوانهای خود را در زیر بار این همه تغییر و تحول و سرعت گرفتن ها و تحمل غربت و تبعید و داغ و درد می شنویم با تمام وجود روشنائی این حقیقت را در درون وجدان و شناخت خود حس می کنیم که برای حرکت به سوی آینده اندیشه هائی نو و در این زمینه چپ جدیدی زاده خواهد شد. با تشكر از شمابهروز سورن13.4.200www.gozareshgar.com&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-4891492089075378031?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/4891492089075378031/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=4891492089075378031&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/4891492089075378031'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/4891492089075378031'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/04/blog-post_20.html' title='در باره جنگ و حمله نظامی به ایرانگفتگوی سایت گزارشگران با اسماعیل وفا یغمایی'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-6453728743611910102</id><published>2007-04-15T21:38:00.000-07:00</published><updated>2007-04-15T21:40:27.862-07:00</updated><title type='text'>گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی راجع به جنگ  احتمالی آمریکا با ایران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.gozareshgar.com/"&gt;www.gozareshgar.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;گزارشگران&lt;/strong&gt;:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از جمله نگراني ها و گره هاي  فكري و عمومي ايرانيان و بخصوص تحليل گران سياسي،  احتمال حمله نظامي آمريكا و متحدانش و وقوع جنگي است كه آتش بيار معركه آن  از سوئي سران جمهوري اسلامي و از جانب ديگر امپرياليست هاي اشغالگر هستند كه در بحرانزائي در منطقه و در طي ماههاي گذشته از هيچ كوششي دريغ نكرده اند. تا چه حد اين احتمال با واقعيات موجود  و پارامترهاي سياسي اين بحران در تطابق قرار دارند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايرج مصداقي:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رژیم جمهوری اسلامی به لحاظ موقعیت ژئوپلتیک، مسلح بودن به ایدئولوژی مخرب، دارا بودن شبکه فعال تروریستی در کشورهای منطقه، آفریقا و حتا آمریکای لاتین، داشتن منابع مالی و انسانی گسترده از قابلیت‌ و پتانسیل بسیاری برای بحران آفرینی در خارج از مرزهای خود برخوردار است. مسلح شدن چنین رژیمی به سلاح اتمی می‌تواند صلح و امنیت جهانی را با خطر جدی مواجه کند. چیزی که به نفع هیچ کس نیست. به همین دلیل دست یابی به سلاح هسته‌ای توسط رژیم، خط قرمز غرب و به ویژه اروپا و آمریکا محسوب می‌شود. به نظر من تلاش اروپا و آمریکا در مرحله‌ی فعلی بر خلاف نمونه‌ی عراق، اشغال کشور و یا سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و اساساً بحران‌زایی نیست. آن‌ها به دنبال مهار رژیم و جلوگیری از دست یابی آن به سلاح  اتمی و حداکثر تغییر رفتار آن می‌باشند. مسئله‌ی اشغال یک کشور و یا حمله‌ نظامی گسترده زمانی مطرح می‌شود که قبل از آن خط دولت‌های  درگیر، سرنگونی دولت مربوطه باشد؛ چیزی که لااقل تاکنون در ارتباط با جمهوری اسلامی مطرح نبوده و مقامات آمریکایی و اروپایی بارها اعلام کرده‌اند. سه قطعنامه توسط شورای امنیت در ارتباط با توقف غنی‌سازی صادر شده است، اما پس از تصویب هر قطعنامه مقامات سیاسی درگیر، بارها اعلام کرده‌اند که در هر شرایطی جمهوری اسلامی توقف غنی‌سازی را بپذیرد بسته‌های مشوق به سوی آن سرازیر می‌شود.&lt;br /&gt;برای مثال در پاراگراف ۱۰ قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت نیز چنین آمده است:&lt;br /&gt; «۱۰- با تاييد مداوم تعهدات چين، فرانسه، آلمان ، روسيه ، انگليس و آمريکا ، حمايت نماينده ارشد اتحايه اروپا برای يافتن راه حلی مسالمت آميز برای اين مساله و ترغيب ايران برای بررسی پيشنهادات آنها که در ژوئن ۲۰۰۶ ارائه شد و در پيوست دوم اين قطعنامه آمده و در قطعنامه ۱۶۶۹ به تاييد شورای امنيت رسيده است و با اذعان به اينکه اين پيشنهاد همچنان برای توافقی جامع و بلندمدت که باعث توسعه همکاری و روابط با ايران بر اساس احترام متقابل و ايجاد اعتماد بين المللی مبنی بر صلح آميز بودن برنامه اتمی ايران می شود، در دست بررسی است. »&lt;br /&gt;این حقیقت را بایستی در نظر داشت که در متون حقوقی و به ویژه قطعنامه‌های بین‌المللی سخن لغو و بیهوده به کار برده نمی‌شود. قصد انشاء نویسی و یا بازی با لغات را ندارند. کلمات به کار برده شده دقیقاً بار و مفهوم حقوقی دارند و نمایانگر سیاستی خاص هستند. این بند قطعنامه به معنای آن است که آن‌ها خواهان تغییر رفتار رژیم برای توسعه‌ی روابط می‌‌باشند.&lt;br /&gt;در ارتباط با وقوع جنگ و درگیری به نظر من همه چیز بستگی به سیاستی دارد که رژیم در پیش می‌گیرد. اگر چه خظر حمله‌ نظامی را هیچگاه نبایستی از نظر دور داشت اما در حال حاضر با در نظر گرفتن همه‌ی جوانب این خطر محتمل نیست. ولی بایستی در نظر داشت که در شرایط متحولی به سر می‌بریم و در هر لحظه پارامترها می‌توانند تغییر کنند. گزارشگران:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نقش و جايگاه روشنفكران سياسي مستقل در بحران موجود كدامند؟ و ايا اين نكته صحيح است كه يكي از اهداف مهم سياست هاي جنگ افروزانه جمهوري اسلامي خاموش كردن صدا و خيزش هاي اخير جنبش هاي درون كشور از جمله زنان و معلمان و كارگران ميباشد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايرج مصداقي:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مطمئناً جنگ برخلاف منافع مردم ایران و به نفع رژیم است. سیاست‌های جنگ‌افروزانه نیز به همین دلیل از سوی رژیم دنبال می‌شوند. ظاهراً رژیم در محاسبات خود این گونه پیش‌بینی کرده‌ است:&lt;br /&gt;اگر تهدیدهای شورای امنیت و خطر حمله‌ی نظامی محدود بلوف باشد و زمینه‌ی اجرایی نداشته باشد ما با ادامه‌ی سیاستی که در پیش گرفته‌ایم به سلاح اتمی مجهز می‌شویم و از آن طریق به باج خواهی خود ادامه می‌دهیم. اگر این تهدیدات منجر به یک رشته حملات هوایی و ... شود ما در پناه آن سرکوب داخلی را افزایش داده و اختناق تمام عیار را حاکم می‌کنیم و از طریق مظلوم‌نمایی و گرفتن ژست ضد‌امپریالیستی به یارگیری در سطح منطقه و از میان عقب‌مانده‌ترین نیروها می‌پردازیم و جاپای خود را سفت و محکم می‌‌کنیم. در یک کلام اگر قرار است غیراتمی شویم چرا به دست خود شویم و از محسنات یک حمله‌ی نظامی استفاده نکنیم. یکی از دلایلی که سخت سری نشان می‌دهند این است که هنوز باور دارند که غرب به دنبال سرنگونی آن‌ها نیست و حمله‌ی نظامی مفروض به منظور سرنگونی انجام نخواهد گرفت و پس از حمله‌ی مفروض جمهوری اسلامی همچنان پابرجا خواهد ماند.&lt;br /&gt;نقش روشنفکران سیاسی مستقل و نیروهای سیاسی به ویژه در ارتباط با مردم ایران مهم است. در شرایط بغرنج و پیچیده‌‌ای به سر می‌بریم کوچکترین غفلتی می‌تواند ما را تبدیل به چرخ پنجم رژیم کند و آب به آسیاب سیاست‌های ارتجاعی رژیم بریزیم. نباید فراموش کرد که بزرگترین دشمن مردم ایران رژیم جمهوری اسلامی است. به نظر من در هر شرایط  صورت مسئله را نبایستی برای مردم ایران و نیروهای مترقی تغییر داد. نبایستی به دنباله‌ی لابی رژیم در سطح بین‌المللی تبدیل شویم.&lt;br /&gt;بایستی دست به روشنگری زد و مردم ایران را برای مخالفت با سیاست‌های خانمان برانداز رژیم بسیج کرد. برای کاهش تهدیدات خارجی بایستی مردم را به مقابله با رژیم فراخواند. نبایستی اجازه دهیم رژیم در موضع مظلومیت قرار گیرد. وارد شدن مردم ایران در این مقوله و افزایش فشار روی رژیم می‌تواند خطر جنگ و مداخله‌ی خارجی را کم کند. لابی رژیم در آمریکا که اتفاقاً بخشی از آن به اصطلاح‌ «چپ‌های غنی شده‌ی به خدمت رژیم درآمده‌ای» چون اردشیر عمانی هستند، مؤسسه «جنگ علیه ایران را متوقف کنید» تشکیل داده‌اند. آن‌ها عامل بحران را که رژیم است ول کرده و به پیامدهای آن چسبیده‌اند. آن‌ها صورت مسئله را عوض می‌کنند. گویا ایران در زیر بمباران روزمره‌ است و آن‌ها خواهان قطع این جنگ و بمباران می‌شوند. در حالی که کاری به سیاست‌های رژیم ندارند.&lt;br /&gt;مردم ایران در ایزوله کامل خبری به سر می‌برند. آن‌ها از صبح تا شام تحت تأثیر تبلیغات رژیم هستند؛ به ویژه کسانی که قرار است هیزم آتش افروزی‌های رژیم شوند. رژیم تلاش می‌کند با تبلیغات شبانه‌روزی سیاست‌ ارتجاعی‌ و ضدملی‌اش را تحت عنوان سیاستی ملی جا بزند. آن‌ها تبلیغ می‌کنند که گویا با دست یابی به فن‌آوری هسته‌ای همه‌ی‌‌ مشکلات مردم حل خواهد شد. یا برای دست‌یابی به «آب حیات» هسته‌ای همه مشکلات را بایستی تحمل کرد. از مصدق مایه می‌گذارند، تجربه‌ی ملی شدن صنعت نفت را مثال می‌زنند و ...&lt;br /&gt;مردم واقعاً نمی‌دانند چه می‌گذرد. حتا افراد مستقل در ایران با توجه به محدودیت روزنامه‌ها و مصوبه‌های شورای امنیت رژیم نمی‌توانند نظرات خود را بیان کنند. در این شرایط بایستی روی نقش رژیم در بحران آفرینی تأکید کرد. بایستی تأثیرات این سیاست خانمان‌برانداز بر روی زندگی روزمره مردم ایران را توضیح داد. بایستی دشمن اصلی را به آن‌ها نشان داد. بایستی روی راه حل اصلی و اساسی تأکید کرد.&lt;br /&gt;بایستی تأکید کرد که حقوق حقه‌ی مردم ایران توسط رژیم ضد ملی جمهوری‌ اسلامی به یغما رفته است.&lt;br /&gt;در این شرابط توجه دادن مردم به بیرون از مرزها و به اصطلاح «توطئه‌های امپریالیستی» آب به آسیاب رژیم ریختن است. در این مجادله کوبیدن بر طبل «ضدامپریالیستی» در حالی که رژیم از صبح تا شام شعارهای شداد و غلاظ «ضد‌امیریالیستی» می‌دهد صحیح نیست. یک بار این تجربه‌ را در سال ۵۸ در جریان گروگان‌گیری کارکنان سفارت آمریکا کردیم و دود آن به چشم‌ همه‌مان رفت. از تاریخ و گذشته بایستی درس گرفت. اشتباهات را نبایستی تکرار کرد. کمی در مورد سمت و سوی لابی رژیم فکر کنید. اردشیر عمانی و شرکا در نقش لابی رژیم در آمریکا پیش پیش «پرزیدنت احمدی نژاد» را رهبر خلق‌های تحت ستم دنیا در مبارزه‌ی «ضد امپریالیستی» معرفی کرده‌ اند:&lt;br /&gt;«برای اعراب، مسلمانان و توده های تحت ستم در سراسر جهان، ایران تحت رهبری پرزیدنت احمدی نژاد بعنوان یک نیروی قابل اطمینان شناخته و تحسین می‌شود. نیروئی که با آروزی آمریکا برای تسلط بر خاورمیانه به مقابله برخاسته است.» Payvand's Iran News 8.25.06&lt;br /&gt;گردانندگان این لابی هیچ‌ ابایی ندارند که شب را روز جلوه دهند. به گوشه‌ای از توجیهات اردشیر عمانی که ادعاهای «ضد‌امپریالیستی» اش، گوش فلک را کر کرده، پس از باز گشت از سفر به ایران و دیدن پیشرفت‌های اقتصادی و اجتماعی ایران تحت حاکمیت آخوندها، توجه کنید:&lt;br /&gt;«ایران امروز یک حرکت به سوی پیشرفت است&lt;br /&gt;... خیابانهای تمام شهرها و جاده های اصلی کاملا روشن و چراغانی هستند. هنگام سفر از اصفهان به شیراز از دیدن کارگرانی که با کامیون های آب بی وقفه مشغول شستن گرد وخاک جاده ها و تمیز کردن تابلوها هستند تا سلامت مسافران تامین شود تعجب کردیم. آه چه تغییری نسبت به ۲۵ سال پیش ایجاد شده است.&lt;br /&gt;به یکی از دهات کوچک سمنان رفتیم که هر خانواده یک یخچال داشت و برخی نیز ماشین لباسشوئی و خشک کن داشتند. همه آنان صاحب تلویزیون بودند. فضای زیست برای هر نفر دراین روستا، از آپارتمان های نیویورک بیشتر بود…بیمه بهداشتی صد در صد مجانی، شامل همه کودکان و زنان باردار و نگهداری از سالخوردگان می‌شود. گروههای پرستاران، پزشکان و پرسنل بهداشت اولیه بطور مرتب از کلینیک های روستاها دیدار می‌کنند تا از ارائه درست این خدمات به مردم مطمئن شوند.» http://www.workers.org/2006/world/iran-0427/&lt;br /&gt;عمانی در مورد جاده‌های کشوری صحبت می‌کند که به اعتراف آمار و ارقام خود رژیم قتلگاه مردم است. اشتباه نکنید او از کلنیک‌ها و پزشکان و پرستاران روستاهای سوئیس صحبت نمی‌کند، او خدمات درمانی کشور سوئد را تشریح نمی‌کند. توضیحات او مربوط به ایران تحت حاکمیت آخوندهاست. در ‌آدرس زیر عکس تعدادی از کلاس‌های درس تشکیل شده در لرستان را ببینید. تازه این وضعیت بچه‌هایی است که به کلاس درس و آموزش دسترسی دارند.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://web.peykeiran.com/new/iran/iran_news_body.aspx?ID=38826"&gt;http://web.peykeiran.com/new/iran/iran_news_body.aspx?ID=38826&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; این فقط گوشه‌ای از نوشته‌ی مشمئز کننده اوست که در نشریات چپ آمریکا انتشار می‌یابد. نویسندگان و اشاعه‌ دهندگان چنین دروغ‌هایی بیش از شکنجه‌گرانی که در زندان، دست به شکنجه و کشتار زندانیان سیاسی می‌زنند در اعمال تبهکارانه دست دارند. از این «چپ‌های غنی‌شده» در دستگاه رژیم تا دلتان بخواهد هست؛ به توجیهات رستم پورزال یکی دیگر از این تحفه‌ها، در مورد محبوبیت احمدی‌نژاد توجه کنید:‌&lt;br /&gt;«مطبوعات به غلط تصویر یک مسلمان متعصب از احمدی نژاد را عرضه می‌کنند در حالیکه برای محبوبیت فوق العاده وی یک دلیل مدرن تری هست که همان توسعه ملی غیروابسته است. یعنی پیروزی وی، رأی ملت به اصالت و مبارزه با گلوبالیزاسیون اجباری است. درحالیکه در آمریکا و تحت فشار نیروهای مذهبی دست راستی نزدیک به کاخ سفید، علم به زباله دان انداخته میشود، درایران، احمدی نژاد با پلاتفرمی به پیروزی رسید که وعده دو برابر کردن بودجه تحقیقات علمی را می‌داد. بودجه ای که قبلاَ نیز سر به فلک می‌کشید. آن میلیون‌ها رأی به احمدی نژاد سمبل مقاومت در مقابل نخبگان ضد دموکراتیک طرفدار تجارت آزاد است که با نیروهای نسبتا سکولار طرفدار رفرم در ایران متحد شده بودند.» August 16, 2005 iranian.com&lt;br /&gt;آیا باعث خجالت نیست که چنین نوبرهایی به عنوان سخنگو و بلندگوی «چپ» ایران در مجامع «چپ» آمریکا مطرح شوند؟ آیا این افراد تبهکار نیستند؟&lt;br /&gt;این دسته افراد تلاش می‌کنند کوچکترین خدشه‌ای به رژیم وارد نشود و با توجیهات مختلف همه را به سکوت و همراهی با جنایت‌های رژیم وا می‌دارند:&lt;br /&gt;«در شرائطی که آمریکا به گفته سیمور هرش در حال طراحی حمله نظامی به ایران است، این اعلامیه تاسف آور صادر میشود که درآن بیشتر ازآنکه به آمریکا انتقاد شود از رژیم ایران بدگوئی شده است. این بدگوئی کلا بر اساس اطلاعات غلط، گزافه گوئی و حرفهای نادرست استوار شده است. کسی که شهروند یا مقیم یکی از کشورهای غربی است باید وظیفه اصلی خود را مخالفت با سیاست های تجاوزگرانه امپریالیستی در کشور محل اقامت خود قرار دهد نه آنکه تصویر غلطی که از ایران داریم را عرضه کنیم. نباید آن ایده دموکراسی که در ذهن ما هست را برای کشور دیگری که فرهنگ متفاوتی دارد تبلیغ کنیم. بجای آنکه در این موقعیت حساس تبلیغات بی پایه رسانه های غربی در مورد نقض حقوق بشر در ایران را تکرار کنیم، وظیفه ماست که هدف اصلی خود را افشاگری در مورد نقض حقوق بشر توسط آمریکا و انگلیس در عراق و افغانستان قرار داده و موارد این نقض حقوق در اسرائیل و کشورهای متحد آمریکا در منطقه را بازگو کینم. هدف اصلی ما باید افشاگری در باره تجاوز بوش به قانون اساسی، حقوق بین المللی و بدرفتاری و شکنجه در گوانتانامو باشد.»&lt;br /&gt;CASMII, June 11, 2006،Campaign Against Sanctions and Military Intervention In Iran (CASMII)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برخلاف آن‌چه رژیم و لابی آن تبلیغ می‌کند و عده‌ای نیز به دام آن‌ها افتاده‌اند، در هر شرایط با بیش از یک دشمن نمی‌توان جنگید. بخصوص برای ما که قدرتمان محدود است. در هر مرحله دشمن اصلی را بایستی هدف قرار داد. هر عقل سلیمی این را حکم می‌کند. کشور ما هم اکنون تحت اشغال نیروهای اجنبی است. حاکمان کشورمان اجنبی هستند. آن‌کس که از ما نیست و منافع مردم ایران را نمایندگی نمی‌کند اجنبی و «غیر» است؛ خواه شناسنامه و یا پاسپورت ایرانی داشته باشد یا نداشته باشد. کشور ما ۲۶ سال است که به اشغال مشتی آخوند و جیره‌خوارهایشان در آمده است. وظیفه‌‌ی ما مبارزه با اجنبی و نیروی اشغالگر است. امروز حاکمیت جمهوری اسلامی نیروی اشغالگر است. فردا اگر نوبت به دیگران رسید، هر کس که باشد، امپریالیسم یا غیرامپریالیسم، وظیفه‌ماست که با آن‌ها نیز مبارزه کنیم. پاسخ این که در این شرایط چه باید کرد، ساده است. نگاه کنید لابی رژیم چه می‌کند و چه شعاری می‌دهد شما به عنوان دشمنان رژیم مسیری متفاوت از آن را طی کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارشگران:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفته ميشود حجم و گستردگي نيروهاي نظامي آمريكا و وابستگانش در ادامه اعزام ناوهاي هواپيمابر و پرسنل نظامي   در منطقه خليج فارس در اندازه هاي پيش از وقوع جنگ و اشغال نظامي كشور عراق است. آيا اين امر بر احتمال آغاز جنگ با ايران مي افزايد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايرج مصداقي:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با توجه به وسعت و جمعیت کشور و قابلیت‌های نظامی رژیم چنین احتمالی مفروض نیست. اعزام ناوها و ... در حال حاضر تنها به عنوان تهدید و یا  مقابله با احتمالات پیش‌بینی نشده است. اما توضیح یک نکته در این جا ضروری است.  اگر منظور  از طرح این سؤال این است که در صورت حمله نظامی آمریکا چه باید کرد؟ بایستی بگویم: در هر صورت حتا اگر جنگی در بگیرد، یک جنگ ضد ملی و ضد میهنی و برخلاف منافع مردم ایران است. روشنفکران و نیروهای سیاسی مستقل ایرانی بایستی تکلیف خودشان را از همین حالا مشخص کنند که در صورت وقوع چنین جنگی چه خواهند کرد؟ اصل بیطرفی را رعایت می‌کنند یا در کنار رژیم و ارتجاعی‌ترین نیروها به مقابله با «امپریالیسم» می‌پردازند؟ از جنگ خارجی برای ضربه زدن به رژیم و سرنگونی آن استفاده می‌کنند و یا احساسات «میهنی» و «ضد امپریالیستی»شان گل کرده و این بار به جای شعار «سپاه پاسداران را به سلاح سنگین مجهز کنید»، شعار «سپاه پاسداران را به سلاح اتمی مجهز کنید» سر خواهند داد. لابی رژیم امروز در خارج از کشور و تحت پوشش سازمان‌های مخالف جنگ چنین تبلیغ می‌کنند:&lt;br /&gt;«صرفنظر از تلقی ما نسبت به جمهوری اسلامی و مسائل حقوق بشر در کشورمان، همه ایرانیان بایستی بدون تامل و درنگ برخیزند و جنبش ضد جنگ را با همدیگر برپا سازند.... دفاع از ایران در مقابل یک حمله نظامی اسرائیلی – آمریکائی – بریتانیائی به معنای دفاع از جمهوری اسلامی نیست.»&lt;br /&gt;سایت ZNet 31 جولای 2006&lt;br /&gt;هر یک از ما بایستی کلاهمان را قاضی کنیم و ببینیم شعارمان چقدر به شعار لابی رژیم دور یا نزدیک است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارشگران:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چنانچه و مفروض چنين اتفاقي روي دهد بنظر شما اهداف حملات نظامي مهاجمان خارجي در ايران كدامند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايرج مصداقي:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از سوی رسانه‌های خبری و یا شخصیت‌های سیاسی اهداف زیادی از جمله زیر ساخت‌های اقتصادی، نیروگاه‌های برق، مراکز صنعتی، نظامی و ... مطرح شده است که می‌توانند مورد حمله قرار گیرند. پیش‌بینی چنین امری با توجه به محدودیت‌های خبری و اطلاعاتی از سوی امثال من کار درستی نیست. تنها آرزو می‌کنم که چنین اتفاقی در هیچ سطحی نیافتد. چون امکانات محدود کشور نیز از بین می‌رود. &lt;br /&gt;گزارشگران:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نقش نيروهاي ضد جنگ را در داخل و خارج از كشور چگونه ارزيابي ميكنيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايرج مصداقي:&lt;br /&gt;در دنیای تک قطبی کنونی و در نمونه عراق شاهد بودیم که سه کشور صاحب حق وتو( روسیه، چین و فرانسه) به اضافه آلمان و ده‌ها میلیون فعال ضد جنگ در سراسر دنیا مخالف حمله‌ی نظامی آمریکا و متحدانش به عراق بودند ولی این کار صورت گرفت. چرا که عزم جزم آمریکا و منافعش‌ این گونه اقتضا می‌کرد.  به نظر من نمونه عراق نشان داد که متأسفانه نیروهای ضد جنگ در خارج از کشور و در سطح بین‌المللی بیشتر نقش سمبولیک و اعلام موضع دارند تا آن‌که تأثیر جدی‌ و بازدارنده‌ای داشته باشد. تجربه‌ی عراق نشان داد اگر منافع قدرت‌های جهانی و به ویژه آمریکا بر انجام کاری قرار گیرد آن را دنبال خواهند کرد و به مخالفت‌های بین‌المللی توجه چندانی نخواهند کرد. البته موقعیت امروز آمریکا متفاوت از موقعیت آن در پیش از جنگ عراق و پس از حملات یازده سپتامبر است. امرور ماشین نظامی آمریکا در باتلاق عراق گیر کرده و نظر بسیاری از حامیان سیاست های کاخ سفید نیز تغییر کرده است. خود آمریکا هم اعتماد به نفس‌اش را از دست داده است.&lt;br /&gt;نیروهای ضد جنگ در نمونه عراق به لحاظ داخلی هم نمی‌توانستند نقش درخوری داشته باشند، چرا که دولت عراق خود تمامی خواسته‌های بین‌المللی را گردن گذاشته بود ولی مورد پذیرش قرار نمی‌گرفت. نیروهای ضد جنگ واقعاً مانده بودند که از دولت عراق انجام چه کاری را بخواهند که آن‌ها خود قبلاً انجام نداده باشند. نیروهای بازرس سازمان ملل حتا اتاق خواب صدام حسین را نیز وارسی کرده بودند. دولت‌ آمریکا و متحدین‌اش به کمتر از سقوط دولت عراق و اشغال آن کشور راضی نمی‌شدند. از دولت عراق می‌خواستند که سلاح‌های کشتارجمعی‌اش را به دست خود تحویل دهد، سلاح‌هایی که وجود خارجی نداشت و قبلاً توسط بازرسان بین‌المللی منهدم شده بود. دولت عراق نمی‌توانست چیزی را که وجود نداشت ارائه دهد.&lt;br /&gt;در حالی که در رابطه با نمونه‌ی ایران با سناریوی دیگری مواجه هستیم. آن‌ها از رژیم می‌خواهند که غنی‌سازی اورانیوم را متوقف کند و رژیم درست برخلاف آن عمل می‌کند و به تلاش‌هایش برخلاف خواست بین‌المللی سرعت می‌بخشد و از آن به عنوان پیروزی یاد می‌کند و جشن هسته‌ای راه می‌اندازد.&lt;br /&gt;مجبور کردن رژیم جمهوری اسلامی به پذیرش قطعنامه شورای امنیت، خطر جنگ و سایه نحس آن را از سر کشور دور می‌کند. این واقعیتی است که هیچکس آن را انکار نمی‌کند. فشارهای داخلی و خارجی می‌تواند رژیم را به عقب رانده و موضوع حمله نظامی را منتفی کند. آن کس که بطور واقعی ضد جنگ است، به دنبال این راهکار می‌گردد که چگونه می‌توان رژیم را از بلندپروازی‌های اتمی‌اش باز داشت.&lt;br /&gt;در نمونه‌ی عراق، آمریکا و متحدانش به دنبال جنگ و اشغال بودند ولی در نمونه‌ی ایران به دنبال تغییر رفتار رژیم هستند. شبیه سازی نبایستی کرد.&lt;br /&gt;در این میان فعالیت‌ها و شعارهای ما می‌تواند مردم را به اشتباه بیاندازد و با بزرگ نمایی دشمن خارجی و تهدیدات خارجی آن‌ها را به سوی پشتیبانی از رژیم در مقابل تهدیدات خارجی سوق دهیم. این یعنی انداختن مردم به دامان رژیم. این یعنی قربانی شدن دوباره مردم در پای مطامع یک رژیم ضدبشری و قرون وسطایی. این چیزی است که رژیم می‌خواهد. این یعنی عملی کردن سیاست‌‌های جنگ افروزانه رژیم. رژیم بایستی در داخل نیز با نهضت ضد جنگ و ضد دست یابی به سلاح اتمی مواجه شود. توقف بلندپروازی‌های اتمی رژیم به نفع مردم ایران، به نفع جنبش صلح‌طلبی، به نفع جنبش آزادیخواهی در سطح ملی و بین‌‌المللی است. فشار را بایستی روی رژیم جمهوری اسلامی گذاشت. نمی‌توان از دنیا خواست که دغدغه‌هایش را فراموش کرده و خواسته‌‌های منطقی‌اش را کنار بگذارد. توقف غنی‌سازی خواست بین‌المللی است. اجماع جهانی روی آن است.&lt;br /&gt;اگر دیده باشید تعدادی از نیروها مانند سلطنت‌طلب‌های از نوع داریوش همایون که کباده‌ی «لیبرال دمکراسی» می‌کشند! تا آن‌جا پیش رفته‌اند که صریحاً اعلام داشته‌اند در صورت حمله نظامی آمریکا، برای دفاع از کشور در کنار نیروهای جمهوری اسلامی خواهند جنگید. گول این‌‌ها را نباید خورد. این نیروها علیرغم شعارهایی که می‌دهند معتقد به جنگ و خواهان جنگ و حمله نظامی آمریکا هستند. تحلیل‌شان هم این است که جنگ خواهد شد و موافقت و یا مخالفت آن‌ها با جنگ تأثیری در اراده‌ی نیروهای آمریکایی نخواهد داشت. بنابر این تلاش می‌کنند از خودشان به صورت کاذب یک چهره‌ی ضد جنگ و وجیه‌المله در نظر مردم ایران برای دوران بعد از جنگ بسازند. برای همین از هم اکنون به دنبال تشکیل آلترناتیو هستند. چون فکر می‌کنند با تشکیل آلترنایتو مطلوب، نیروهای آمریکایی و اروپایی به دنبال تغییر رژیم خواهند رفت. به تلاش‌های فرخ‌ نگهدار و طیف اکثریتی‌ها به عنوان نمایندگان «سوسیال دمکراسی»، مسعود بهنود نماینده بخشی از رژیم و داریوش همایون نماینده سلطنت‌طلب‌ها و «لیبرال دمکراسی» نگاه کنید. به پیغام و پیام‌هایی که رد و بدل می‌کنند توجه کنید.&lt;br /&gt;این‌ها مقدمه چینی است. البته تعدادی هم ناآگاهانه در این دام‌ها اسیر می‌شوند. اگر داریوش همایون راست می‌گوید و به فکر روزهای آتی نیست چرا زمانی که عراق به کشور حمله کرده بود و هشت سال جنگ خونین ادامه داشت به جنگ با عراقی‌ها که اتقافاً عرب هستند و از نظر امثال داریوش همایون «سوسمارخور»  نرفتند؟ چه پارامتری به میان آمده که شعار می‌دهند به جنگ آمریکا خواهند رفت؟ آیا اصلاً به قیافه داریوش همایون و اطرافیان او می‌آید که یک روز از عمرشان را «تلف» کرده و به یک تظاهرات آرام بروند؟ جنگیدن  آن‌هم با ولینعمتی چون آمریکا پیشکشان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارشگران:&lt;br /&gt;از صداي سوم يا راه و خط سوم  گفته ميشود. اين صدا چه مختصاتي دارد و چگونه صفوف خود را سازمان خواهد داد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايرج مصداقي:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خیلی ها این روزها خود را صدای سوم معرفی می‌کنند. اما برای روشن شدن مرزها و ادعاها قبل از هر چیز صدای سوم بایستی تکلیفش را با رژیم مشخص کند و به این پرسش پاسخ دهد که آیا خواهان ابقای رژیم است و یا تغییر و سرنگونی آن؟ تا به این سؤال پاسخ مشخص داده نشود نمی‌توان سیاست روشنی را پیگیری کرد و یا دم از صدای سوم زد. صدای سوم از نظر من یعنی نمایندگی منافع مردم ایران. یعنی از هر فرصتی استفاده کردن برای ماده کردن منافع مردم ایران. یعنی در هر فرآیندی منافع مردم ایران را در نظر گرفتن. یعنی نیافتادن در دامان شعارهای دهان پرکن و خانمان بر باد ده.&lt;br /&gt;صدای سوم یعنی حمایت از مبارزات مردم ایران، جنبش‌های زنان، کارگران، دانشجویان و ... صدای سوم یعنی پیوند یافتن با خواسته‌‌های مردمی. و... صدای سوم یعنی تنگ تر کردن فضای حرکتی برای رژیم، تلاش برای محدود کردن فضاهای تنفسی رژیم. و ...یعنی مخالفت با جنگ به طور واقعی و ...&lt;br /&gt;صدای سوم یعنی نه نزدیکی به رژیم و مماشات با آن راه حل است و نه جنگ. هر دو خطرناک و مشکل‌آفرین هستند.&lt;br /&gt;عده‌ای خود را صدای سوم معرفی می‌کنند. شعارشان «نه به جنگ و نه به جمهوری اسلامی است». وقتی به آکسیون‌ها ، فعالیت‌ها، مصاحبه‌ها و نوشته‌های آن‌ها مراجعه می‌کنی چیزی که وجود ندارد حرکت عملی و عینی علیه جمهوری اسلامی است. اصلاً همین که «نه به جمهوری اسلامی» در بخش دوم شعار است، نشان‌دهنده‌ی این است که در ذهن آن‌ها «نه به جمهوری اسلامی» از اولویت برخوردار نیست و این نقطه حرکت انحرافی است. «نه به جمهوری اسلامی» بایستی مقدم بر هر شعاری باشد. عده‌ای نیز امر برشان مشتبه شده و خود را صدای سوم معرفی می‌کنند در حالی که شعارشان کنار آمدن و مصالحه‌ی رژیم و اپوزیسیون برای فائق آمدن بر مشکلات و بحران‌هاست!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارشگران:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفته ميشود كه بزرگترين و موثرترين نيروي ضد جنگ در داخل كشور آمريكا و به تعبيري  شهروندان اين كشور ميباشند .آيا  اين نكته يك حقيقت است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايرج مصداقي:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من در حال حاضر چنین اعتقادی ندارم. دولت آمریکا اگر منافعش اقتضا کند می‌تواند افکار عمومی آمریکا را شکل دهد. چنان‌که تاکنون کرده است. در دوران جدیدی به سر می‌بریم. تفاوت این دوران با دوران جنگ ویتنام را بایستی در نظر گرفت.  اما در صورتی که این  ارزیابی صحت داشته باشد، هدف از فعال کردن این نیروی موئر چیست؟ شرایط ایران و ویتنام را نبایستی مشابه فرض کرد. در ویتنام جنبش ضدجنگ دفاع از یک حکومت مردمی را وجه همت خود قرار می‌داد و یا داده بود، اما در نمونه‌ی ایران و حاکمیت جمهوری اسلامی چه خواهد کرد؟ دفاع از حق این حاکمیت؟&lt;br /&gt;اتفاقاً لابی رژیم نیز در آمریکا روی همین نیرو و برای به صحنه آوردن آن سرمایه گذاری زیادی کرده است. لابی رژیم تلاش می‌کند با صرف بودجه‌های هنگفت و با به خدمت در آوردن لابیست‌های آمریکایی و همچنین از طریق نفوذ در مجامع چپ و مترقی آمریکا و با سوءاستفاده از نیات خیرخواهانه آن‌ها سیاست‌های ضدمردمی خود را پیش ببرد. در این راه مؤسسات تحقیقی و پژوهشی مختلف را نیز بسیج کرده است. مافیای نفتی نیز پشت آن قرار دارد.&lt;br /&gt;بایستی دید نیروی ضد جنگ آمریکا که قرار است فعال شود، خواسته‌اش چیست؟ یا چه باید باشد؟ لابی رژیم با تحریک این نیرو تلاش می‌کند خواسته‌‌هایش را از زبان آن‌ها بیان کند. خواسته‌های لابی رژیم که می‌‌خواهد از زبان نهضت ضد جنگ پژواک دهد، چنین است:&lt;br /&gt;برای فائق آمدن بر مشکلات در عراق و منطقه و ... رژیم جمهوری اسلامی را به بازی بگیرید&lt;br /&gt;از فشار آوردن روی رژیم اجتناب کنید&lt;br /&gt;گفتگوهای دوجانبه و چند جانبه با رژیم را آغاز کنید&lt;br /&gt;تسهیلات لازم برای ورود رژیم به سازمان تجارت جهانی را به وجود آورید&lt;br /&gt;حقوق رژیم در منطقه را به رسمیت بشناسید&lt;br /&gt;دست شرکت‌های نفتی آمریکایی را برای انعقاد قراردادهای نفت و گاز با رژیم باز بگذارید و محدودیت‌ها را بردارید&lt;br /&gt;ناوگان هوایی و دریایی رژیم را نوسازی کنید&lt;br /&gt;قراردادهای تجاری و اقتصادی گسترده با رژیم منعقد کنید و ...&lt;br /&gt;رژیم را در پیمان‌های منطقه‌ای شریک کنید و...&lt;br /&gt;دشمنان رژیم را محدود کنید&lt;br /&gt;از هر گونه اقدامی که منجر به تحریک رژیم می‌شود اجتناب کنید&lt;br /&gt;در یک کلام، امنیت سیاسی، اقتصادی و نظامی رژیم را تضمین کرده و درها را به روی رژیم باز کنید و تا می‌توانید آن‌ها را تیمار کنید تا «رادیکال‌»ها منزوی شوند! و «رفرمیست‌ها» سر کار بیایند!&lt;br /&gt;این همان بازی است که رژیم از دهه‌ی ۸۰ میلادی و در ماجراهای قبل از ایران‌گیت و مک‌فارلین شروع کرده است. در هر زمان بازیگر‌ها عوض می‌شوند. یک بار «رادیکال‌ها» خط امامی‌ها بودند. حالا خط امامی‌ها شده‌اند «رفرمیست‌»  و آن طرفی‌ها «رادیکال» و... یعنی جای «رادیکال» و «رفرمیست» و «مصلحت‌گرا» عوض شده است.&lt;br /&gt;به نظر من اگر این نیرو با چنین شعارهایی قرار است به صحنه بیاید، نیاید بهتر است. دردی از مردم ایران دوا که نمی‌کند هیچ دردهای دیگری نیز به دردهای قبلی می‌‌افزاید.&lt;br /&gt;اما اگر قرار است نیروی ضد جنگ با شعارهای زیر به صحنه بیایید خوب است هر چه زودتر فعال شود.&lt;br /&gt;از جنگ اجتناب کنید:&lt;br /&gt;جنگ باعث افزایش اختناق و فشار روی مردم ایران می‌شود&lt;br /&gt;جنگ باعث تضعیف نیروهای مترقی و پیشرو می‌شود&lt;br /&gt;مداخله‌ی نظامی دست رژیم را برای محدود کردن آزادی‌های هرچند اندک موجود باز می‌کند&lt;br /&gt;به جای مداخله‌ی نظامی&lt;br /&gt;روابط گسترده اقتصادی، سیاسی، با رژیم را متوقف کنید&lt;br /&gt;پرونده‌‌های ناگشوده‌ی تروریستی رژیم را باز کنید&lt;br /&gt;سرکوب حقوق بشر و آزادی‌های مدنی را به طور واقعی محکوم کنید&lt;br /&gt;پرونده‌‌ی نقض حقوق بشر رژیم را در مجامع بین‌المللی باز کرده و از حقوق مردم ایران دفاع کنید&lt;br /&gt;از نیروهای دمکرات و آزادی‌خواه ایرانی حمایت به عمل آورده و به ایجاد روابط با آن‌ها بپردازید&lt;br /&gt;بهبود روابط با رژیم و همچنین کاهش و برداشتن محدودیت‌‌ها را به گشایش در امر رعایت حقوق بشر منوط کنید&lt;br /&gt;به نظر من اگر نیروهای ضد جنگ چنین خواسته‌هایی داشته باشند، بایستی از به صحنه آمدن آن‌ها حمایت به عمل آورد.&lt;br /&gt;بنا بر این فعال شدن نهضت ضد جنگ در آمریکا و یا هر کجای دیگر را بایستی دید در راستای کدام سیاست قرار دارد و چه شعارهایی را پی می‌گیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارشگران:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاثيرات تحريم اقتصادي ايران از جانب شوراي امنيت و وابستگان را چگونه ارزيابي ميكنيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايرج مصداقي:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من جنگ را به ضرر مردم ایران، آزادیخواهان و مجموعه مقاومت ایران (از راست تا چپ) می‌دانم. در حالی که تحریم اقتصادی رژیم را به نفع جنبش و مردم ایران می‌دانم. تحریم اقتصادی هوشمند می‌تواند راه مؤثری برای مقابله با جنگ باشد.&lt;br /&gt;وقتی می‌گوییم جنگ بد است و می‌خواهیم از جنگ جلوگیری کنیم چه آلترناتیوی را به جای آن قرار می‌دهیم؟ مذاکره و افزایش روابط اقتصادی سیاسی با رژیم؟&lt;br /&gt;برای متوقف کردن رژیم چه راهکار عملی‌ را پیشنهاد می‌کنیم؟ اگر رژیم متوقف نشد و قطار هسته‌ای بدون ترمز و دنده عقب به راه خود ادامه داد چه خواهیم کرد؟ این سؤال ساده‌ای است که مخالفان تحریم از پاسخ به آن طفره می‌روند. برخلاف آن‌چه از سوی رژیم، لابی آن و متأسفانه بخشی از نیروهای ایرانی که به دام سیاست رژیم افتاده‌اند و صبح تا شام از تحریم شیر بچه و مایحتاج اولیه زندگی مردم دم می‌زنند، قطعنامه‌های بین‌المللی تاکنون اساساً سمت و سوی دیگری داشته‌اند. قبل از این که وارد بحث شوم لازم می‌بینم ارزیابی سایت «الف» وابسته به احمد توکلی مسئول مرکز تحقیقات مجلس شورای اسلامی، از اعضای تاثیرگذار فراکسیون آبادگران مجلس و یکی از حامیان پر قدرت دولت احمدی‌نزاد  پس از تصویب  قطعنامه‌های ۱۷۴۷ را بیاورم:&lt;br /&gt;«هر چند تدوین و توافق بر قطعنامه های شدید تر ضد ایرانی برای۱+۵ به تدریج به فرایندی روتین تبدیل می شود اما هر چه جلوتر می رویم، سفت تر کردن پیچ تحریم ها علیه کشورمان برای غرب سخت تر می شود؛ به ویژه آنکه به یاد بیاوریم ابعاد تحریم ها در قطعنامه سوم با خواست اعلام شده آمریکا در ابتدای این راه فاصله بسیار زیادی دارد و برای رسیدن به آن نقطه (تحریم خرید نفت ایران و تحریم فروش همه کالاها به ایران)؛ ۱+۵ حالا حالاها باید قطعنامه تصویب کنند». &lt;a href="http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=6082&amp;p=1"&gt;http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=6082&amp;amp;p=1&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای رسیدن به نقطه‌ی تحریم موئر، به قول سایت خبری الف، «۱+۵ حالا حالاها باید قطعنامه تصویب کنند.» چنان‌که می‌بینید کسانی که ادعای مبارزه با رژیم را دارند و سنگ منافع مردم را به سینه می‌زنند در این مورد از رژیم هم عقب تر هستند. مردم را از چیزهایی می‌ترسانند که واقعیت ندارد. تاکنون قطعنامه‌های شورای امنیت در زمینه‌ی محدودیت صنایع موشکی و هسته‌ای رژیم، ممنوع‌المعامله کردن شرکت‌ها، صنایع و افراد درگیر در این پروژه‌ها، بستن بازار اسلحه به روی رژیم، ایجاد محدودیت سفر برای تعدادی از فرماندهان سپاه پاسداران، سپاه قدس و افراد درگیر در پروژه‌های اتمی رژیم بوده است. کجای این برخلاف منافع مردم ایران است معلوم نیست.&lt;br /&gt;لیست افراد و نهادها و شرکت‌های مورد تحریم که به پیوست قطعنامه ۱۷۴۷ آمده شامل موارد زیر است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;« نهادهاي مرتبط با فعاليت‌هاي هسته‌اي يا موشك بالستيك عبارتند از:- گروه صنعتي متالورژي و مهمات تحت كنترل سازمان صنايع دفاعي ايران (آميگ) كه در برنامه سانتريفوژ ايران نقش داشته است.- مركز توليد و تحقيق سوخت هسته‌اي اصفهان و مركز فناوري هسته‌اي اصفهان كه بخشي از سازمان انرژي اتمي ايران است و در فعاليت‌هاي مربوط به غني‌سازي شركت دارد.- شركت كاوشيار، يكي از شركت‌هاي پيشرو سازمان انرژي اتمي ايران كه گفته مي‌شود خواستار خريد فايبرگلاس، كوره‌هاي اتاق خلاء و تجهيزات آزمايشگاهي براي برنامه هسته‌اي ايران شده است.- صنايع شيميايي پارچين، شعبه‌اي از سازمان صنايع دفاعي كه مهمات و مواد منفجره را علاوه بر باروت خرج پرتاب جامد براي موشك‌هاي و راكت‌ها توليد مي‌كند.- مركز تحقيقات هسته‌اي كرج كه جزئي از بخش تحقيقات سازمان انرژي اتمي است.- شركت انرژي نوين كه در داخل سازمان انرژي اتمي ايران فعاليت دارد و پول‌هايي را از طرف اين سازمان يا نهادهاي مرتبط با برنامه هسته‌اي ايران منتقل كرده است.- گروه صنعتي موشك كروز كه مسئول توليد و توسعه موشك‌هاي كروز است.- بانك سپه و بانك بين‌المللي سپه كه گفته مي‌شود حمايت مالي از سازمان صنايع هوايي و زيرمجموعه‌هاي آن را به عهده دارد.- گروه صنعتي صنام، يكي از زيرمجموعه‌هاي سازمان صنايع هوايي كه تجهيزاتي را براي برنامه موشكي ايران خريداري كرده است.&lt;br /&gt;نهادهاي وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران:- صنايع هوانوردي قدس كه چترهاي نجات، گلايدر و پاراموتور توليد مي‌كند.- شركت خدمات هوايي پارس كه داراي هواپيماهاي متعدد مورد استفاده از سوي نيروي هوايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است.- صنايع هوايي شوآ كه لامپ‌هاي كوچك توليد مي‌كند.&lt;br /&gt;برخي افراد مرتبط با فعاليت‌هاي هسته اي يا موشك بالستيك ايران:- محسن فخري‌زاده مهابادي، يكي از دانشمندان ارشد وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح ايران و مقام سابق مركز تحقيقات فيزيك.- فريدون عباسي-دواني، دانشمند ارشد وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح ايران مرتبط با موسسه فيزيك كاربردي كه با فخري‌زاده همكاري نزديكي داشته است.- محسن حجتي، رئيس گروه صنعتي فجر كه در حال حاضر به دليل نقش داشتن در برنامه موشك بالستيك تحت تحريم مالي و مسافرتي قرار دارد.- مهرداد كتابچي، رئيس گروه صنعتي شهيد باقري كه در حال حاضر به دليل نقش داشتن در برنامه موشك بالستيك تحت تحريم‌ قرار دارد.- ناصر مالكي، رئيس گروه صنعتي شهيد همت كه يكي از مقامات ارشد وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح است و بر برنامه موشك بالستيك شهاب 3 نظارت دارد.- احمد درخشنده، رئيس بانك سپه.&lt;br /&gt;افراد مهم در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي:- مرتضي رضايي ، معاون فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي.- علي احمديان، رئيس ستاد مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی - مرتضي صفاري، فرمانده نيروي دريايی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی- محمد حجازي، فرمانده نيروي مقاومت بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی - قاسم سليماني، فرمانده نيروي قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی- باقر ذوالقدر، معاون امور امنيتي وزارت كشور و يك مقام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک بند قطعنامه حتا در رابطه با افراد بالا نیز مواردی را که با مسائل بشردوستانه و شخصی سر و کار دارد حذف کرده است:&lt;br /&gt;[شورای امنیت]&lt;br /&gt;«۱۳) تصميم مي گيرد كه اقدامات مقرر شده در بند ۱۲ فوق در مورد آن دسته از اعتبارات، دارايي‌ها و منابع اقتصادي كه دولتهاي مربوطه به نحو ذيل تشخيص دهند، اعمال نخواهد گرديد: (الف) براي انجام مخارج اساسي ضروري باشد، از قبيل پرداختها براي اقلام غذايي، اجاره‌بها، رهن‌ها، داروها و امور پزشكي، مالياتها، حق بيمه ها و هزينه هاي خدمات عمومي يا منحصرا براي پرداخت معقول دستمزد امور تخصصي و حرفه‌اي و هزينه هاي مرتبط با مسائل حقوقي و قضايي كه طبق قوانين ملي كشورها به نگهداري اعتبارات، دارايي‌ها و منابع اقتصادي توقيف شده، تعلق مي‌گيرد، پس از اطلاع‌رساني دولت ذيربط به كميته مبني بر قصد خود در صدور اجازه دسترسي، هرجا مقتضي باشد، به اين دارايي‌ها، اعتبارات و ساير منابع اقتصادي به شرط آنكه ظرف ۵ روز كاري با پاسخ منفي كميته روبرو نگردد؛ »اساساً هنوز در قطعنامه‌های صادر شده بحثی پیرامون تحریم اقتصادی رژیم با مفهومی که می‌شناسیم نشده است. حتا راه زیادی تا تحریم بنزین وارداتی از سوی رژیم در پیش رو است، چه برسد به اقلام حیاتی مردم. تردیدی ندارم بسیاری از کسانی که با تحریم ها مخالفت می‌کنند حتا نمی‌دانند مفاد این تحریم ها چیست و یا چه مواردی را شامل می‌شود. متأسفانه این بخشی از فرهنگ ماست که واقعاً نمی‌دانیم با چه چیزی موافقت یا مخالفت می‌کنیم.&lt;br /&gt;قطعنامه‌هایی که تاکنون صادر شده تنها به نفع مردم ایران و جنبش صلح‌طلبانه بوده‌اند. مگر این که بستن دست سپاه پاسداران و سپاه قدس و فرماندهان آن‌ها را برخلاف منافع مردم ایران ارزیابی کنیم.&lt;br /&gt;نیروهای مخالف قطعنامه‌های بین‌المللی اگر راست می‌گویند موارد مندرج در قطعنامه‌‌ها را یک به یک نقد کرده و نشان دهند که کدام ماده به ضرر مردم ایران و جنبش صلح‌طلبانه است. بسیاری از مخالفان خواهان بازگذاشتن دست رژیم برای پیشبرد سیاست‌های موشکی، هسته‌ای و اتمی‌‌اش هستند. عده‌ای نیز بدون آن که بدانند به دام آن‌ها افتاده و همراه با آن‌ها خواهان دست‌یابی رژیم به بازارهای مالی و تسلیحاتی دنیا هستند. عده‌ای که آگاهانه کار می‌کنند مخالفتشان را لفافه‌ی تحریم شیر بچه‌ و مایحتاج اولیه مردم ایران می‌پوشانند، چیزی که حقیقت ندارد. آن‌ها به دروغ موافقت افراد موافق تحریم را موافقت با گرسنگی دادن به مردم به ویژه زنان و کودکان و اقشار آسیب‌پذیر معرفی می‌کنند.&lt;br /&gt;مثال آوردن از عراق نیز به منظور اشک چشم گرفتن از مستمعان بی‌خبر از همه‌جا است. مانند تیرخوردن به گلوی تشنه‌ی علی‌اصغر، طفل شیرخواره‌ی امام حسین در ظهر تابستان و در صحرای بی آب و علف کربلا که ملایان در روضه‌خوانی‌های مرسوم بر سر منبرها فریاد می‌کنند.&lt;br /&gt;اما به نظر من آن‌چه که تاکنون صادر شده به هیج وجه کافی نیست، متوقف شدن در این مرحله، رژیم را جری تر کرده و موجب می‌شود تا به دنبال افزایش بحران‌های منطقه‌ای بوده و به باج‌خواهی بیشتر بپردازد.&lt;br /&gt;کاهش درآمدهای نفتی و ایجاد مشکلات اقتصادی قبل از هر چیز به نفع جنبش مردم است. این را حتا عباس عبدی هم از دریچه‌ نگاه خود به نوعی فهمیده است. به ارزیابی‌ او که سال‌ها مؤسسات نظرسنجی و آمارگیری رژیم را اداره کرده و نبض جامعه را در دست دارد توجه کنید:&lt;br /&gt;«چه می‌توان كرد؟ اميدوارم كه مشكلات داخلی (مشخصاً اقتصادی به ويژه تورم) قبل از مشكلات بين‌المللی و خارجی در ايران عمده شود و موجب آن شود كه همه نيروها برای رفع اين خطر مقدر از كشور و مردم ايران با يكديگر همدست شوند. تنها اميد كاهش بيشتر و بيشتر قيمت نفت است، تا به موازات زمين‌گير شدن سياست‌های موجود، نيروهای مخالف نيز جان تازه‌ای پيدا كنند و قبل از اوج‌گيری بحران خارجی، اوضاع داخل سر و سامان يابد، و راه را بر بحرانی‌شدن روابط خارجی مسدود كند.»  &lt;a href="http://www.ayande.ir/1385/11/post_147.html"&gt;http://www.ayande.ir/1385/11/post_147.html&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;«عامل ديگري هم كه خارج از اراده من و شماست و مي‌تواند تغييراتي اساسي را موجب شود و زمينه را براي فعال شدن عناصر ثالث فراهم كند، درآمدهاي نفتي است كه با كاهش آن چنين شرايطي به سرعت فراهم مي‌شود» &lt;a href="http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=5172&amp;p=1"&gt;http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=5172&amp;amp;p=1&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;به نظر من رژیم جمهوری اسلامی از مداخله‌ی نظامی هراسی ندارد چرا که منافع آن یکسره در جیب حاکمان می‌رود. اما به شدت از تحریم‌های اقتصادی هراس دارد. تحریم اقتصادی هوشمند رژیم را تضعیف می‌کند و کمترین خسارت را به مردم وارد می‌کند و راه را برای تقویت جنبش‌های اعتراضی می‌گشاید. صدای سوم آن‌گاه بیشتر شنیده خواهد شد.&lt;br /&gt;از این ها گذشته برای من درک منطق مخالفان تحریم که ادعای ترقی‌خواهی دارند مشکل است. من با اولین شعارهای سیاسی که در دهه‌ی ۷۰ میلادی در آمریکا آشنا شدم، محکومیت روابط گسترده‌ی اقتصادی، سیاسی امپریالیسم آمریکا با حکومت پینوشه و دیکتاتوری‌های آمریکای لاتین، شاه، خاورمیانه و... بود. این شعارها به درستی از جانب کلیه‌ی‌ نیروهای «چپ» ایرانی با حرارت هرچه تمام‌تر داده می‌شد. نمی‌دانم امروز چه چیزی تغییر کرده است که بخشی از نیروهای «چپ» ایرانی، قطع روابط اقتصادی و سیاسی امپریالیسم و جامعه‌ جهانی با رژیم را به ضرر مردم ایران و جنبش صلح‌طلبانه معرفی می‌کنند! در گذشته هیچ نیروی مترقی در دنیا خواهان ادامه‌ی روابط اقتصادی و سیاسی با دیکتاتوری‌ها نبود. حالا چرا در نظر عده‌ای ورق برگشته، نمی‌دانم. نمی‌توانم درک کنم چرا تحریم تسلیحاتی، هسته‌ای رژیم و ایجاد محدودیت برای کسانی که تا مرفق دست در خون مردم دارند را به ضرر جنبش آزادی‌خواهانه معرفی می‌کنند. تاکنون که چیزی غیر از این اتفاق نیافتاده است. گزارشگران:&lt;br /&gt;جريان و پشت پرده  گروگانگيري ۱۵ ملوان انگليسي كه هم اكنون دست به افشاگريهائي چند زده اند و تيتر اخبار جهان را بخود اختصاص ميدهند را چگونه ارزيابي ميكنيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايرج مصداقي:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رژیم جمهوری اسلامی رژیمی است بحران زا و بحران زی. عمر این رژیم عاقبت در یکی از بحران‌هایی که به وجود می‌آید و یا خود به وجود می‌آورد، پایان خواهد یافت. رژیم جمهوری اسلامی متعاقب صدور قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت تلاش کرد بحران را با بحرانی جدید پاسخ دهد و نظرها را از پروژه‌ی هسته‌ای رژیم به سوی دیگری معطوف کرده و  همچنین دست به شانتاژ‌ و باج خواهی در سطح بین‌المللی بزند. چنانچه از شواهد امر بر می‌آید گروگانگیری ۱۵ ملوان انگلیسی اقدامی برنامه‌ریزی شده و هماهنگ شده از سوی رژیم بود. نشریه سپاه پاسداران که با عنوان صبح صادق و زیر نظر شورای نویسندگان اداره سیاسی ستاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه منتشر می‏شود، در شماره ۲۸۸ خود در روز دوشنبه ۹ بهمن ماه ۷۵ در مقاله‌ای که ظاهراً توسط علیرضا ذاکر اصفهانی رییس مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری نوشته شده بود ضمن تهدید نیروهای انگلیسی و آمریکایی به ربوده شدن و آسان‌تر قلمداد کردن آن از تهیه «یک کانتینر لوازم بنجل چینی»، چنین نوشت:&lt;br /&gt;«زمانی که افسران امنیتی آمریکا به راحتی در دام نیروهای آموزش ندیده و کم تجربه جیش المهدی قرار می‏گیرند و یا افسر برجسته موساد در پاریس به یک باره سر به نیست می‏شود، قایق نیروهای انگلیسی در اروند به علل نامعلومی ناپدید می‏شود، می‏تواند پیامی روشن برای آنان باشد که خیال‌ها‌ی باطل در ذهن می‏پرورانند.»&lt;br /&gt;http://sharifnews.com/?22399&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سپس خامنه‌ای در ابتدای سال ۸۶ به صراحت اعلام کرد که چنان که بی قانونی کنند جمهوری اسلامی نیز بی قانونی خواهد کرد. این تهدیدات سرانجام با دستگیری ملوان‌های انگلیسی به بهانه‌ی ورود به آب‌های ایران عملی شد. مقامات جمهوری اسلامی، نیروهای انگلیسی را مورد هدف قرار دادند، چرا که از رو در رو شدن مستقیم با آمریکایی‌ها اجتناب می‌کردند. انگلیسی‌ها هم نزدیک‌ترین متحد آمریکا هستند و هم موضع پایین‌تری نسبت به آمریکایی‌ها دارند و  در همه حال می‌توانند معاملات پشت پرده را سازمان دهند. این گروگان‌گیری در ابتدای سال نو که کشور، مجلس و روزنامه‌ها تعطیل‌‌‌ هستند و همه به فکر مراسم عید دیدنی و مسافرت می‌باشند به وقوع پیوست تا سیاست تبلیغی یک‌دستی را پیش ببرند. نداهای مخالف می‌توانست از طریق تریبون باز مجلس، روزنامه‌ها و سایت‌های خبری اینترنتی برخیزد. اما رادیوتلویزیون و خبرگزاری ها نزدیک به دولت هستند و از اقدامات آن حمایت می‌‌کنند. این اقدام مصرف داخلی نداشت و ابعاد خارجی آن مدنظر بود. به همین دلیل مصاحبه‌‌ی گروگان‌ها در تلویزیون عربی رژیم نمایش داده می‌شد. گروگان‌گیر‌ها از ابتدا همراه خود دوربین فیلم‌برداری برده بودند و از تمامی مراحل عملیاتی فیلم‌برداری کردند که خود نشان‌دهنده برنامه‌ریزی از قبل برای عملیات است. چنان چه ملاحظه می‌شد تظاهرات‌های هدایت شده‌ای را نیز در مقابل سفارت انگلیس تدارک می‌دیدند. حتا زحمت آوردن کامیون حامل سنگ و کلوخ برای پرتاب به سفارت را نیز سپاه پاسداران می‌کشید. اما با جدی شدن مسائل و التیماتوم ۴۸ ساعته تونی بلر ورق برگشت و رژیم که تا قبل از این از محاکمه افراد سخن می‌گفت به یکباره تغییر موضع داد و گروگانها را آزاد کرد. در مراسم آزادی و بدرقه‌ی گروگان‌ها نه تنها رئیس جمهور بلکه لشکری از وزرا و مقامات رژیم ردیف شده بودند. این فعل و انفعال قبل از هر چیز نشان‌دهنده‌ی آن است که سیاست قاطع و یک دست تا کجا کارساز است. رژیم علیرغم جست و خیزهایی که می‌‌کند زبان زور را خوب می‌فهمد. رژیم می‌خواست این ملوان‌ها را با افسران سپاه قدس که در اسارت آمریکایی‌ها هستند معاوضه کند ولی با شکست مواجه شد. از طرفی آن‌چه اتفاق افتاد می‌تواند تمرین و دست‌گرمی برای حل مسئله‌ی هسته‌ای نیز باشد تا در وقت لزوم صورت گیرد. اگر ملاحظه کنید همان‌هایی که شعار محاکمه و اعدام گروگان‌ها را می‌دادند، پس از آن که مجبور شدند گروگان‌ها را آزاد کنند زودتر از بقیه شعار پیروز شدن در این مناقشه را سر دادند و به یکدیگر تبریک گفتند. انگار نه انگار که به کمتر از سر گروگان‌ها بسنده نمی‌کردند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارشگران:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لاريجاني نماينده ارشد مذاكرات هسته اي جمهوري اسلامي بتازگي اعلام كرده كه رژيم ايران آماده تفاهم با كشورهاي غربي است. اين زيگنال را چگونه تحليل ميكنيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايرج مصداقي:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رژیم فعلاً به دنبال باج خواهی است. اما  اگر خطر را جدی و سنبه را پر زور ببیند می‌تواند کوتاه بیاید. در عمل بارها این موضوع را نشان داده است. فعلا فکر می‌کنند تا جدی شدن موضوع حالا حالا ها بایستی قطعنامه صادر شود. پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت و قبول ‌آتش بس از سوی خمینی یک نمونه پیش روی ماست.  این سرشت و طبیعت رژیم است. فراموش نکنید آن‌ها هیچ‌گاه تمام درها را نمی‌بندند.&lt;br /&gt;لابی رژیم برای آن که رژیم را از مخمصه در آورد و فرصت لازم را برای پیشبرد طرح‌هایش ایجاد کند، تبلیغ می‌کند که اگر رژیم تحت فشار قرار گیرد دست به اقدامات تلافی‌جویانه خواهد زد، مواضع‌اش سخت‌تر خواهد شد، یک‌پارچه‌تر خواهند شد، مواضع رادیکال‌ها تقویت خواهد شد و ...&lt;br /&gt;به نظر من درست بر عکس در صورت افزایش فشارها رژیم چند پاره خواهد شد، اختلافات‌ درونی‌اش اوج خواهد گرفت، زمینه‌‌ی اعتراضات مردمی بیشتر خواهد شد و رژیم علیرغم تهدیداتش به ناچار کوتاه خواهد آمد.&lt;br /&gt;این رژیم  در مقابل هر نرمشی، سخت‌سر تر خواهد شد. کافیست به گذشته نگاهی کنیم. مقامات رژیم پس از سرنگونی دولت عراق به شدت ترسیده وخواهان مصالحه بودند. وقتی متوجه شدند که خطر را پشت سر گذاشته و  دستگاه امنیتی و اطلاعاتی شبکه‌هایش را در عراق راه‌اندازی کرد و توانست موی دماغ آمریکایی‌ها شود، رژیم سطح خواسته‌ها و مطالباتش را بالا برد. رژیمی که پس از سرنگونی دولت عراق به اختیار غنی‌سازی اورانیوم را برای دو سال متوقف کرده بود راضی به متوقف کردن آن برای یک روز هم نیست چرا که ضعف طرف مقابل را دیده است. از سوی دیگر نباید فراموش کرد که  مقامات رژیم صورت‌های مختلفی را به نمایش می‌گذارند. در حالی که احمدی‌نژاد شعار قطار بدون ترمز و دنده عقب می‌دهد، خاتمی و حسن روحانی در کنفرانس‌های بین‌المللی شرکت می‌کنند و به دادن وعده وعیدهای گوناگون می‌پردازند. ظاهراً‌ تقسیم کاری در سطح رهبری رژیم انجام گرفته است. لاریجانی و احمدی‌نژاد یک سیاست واحد را که توسط دفترخامنه‌ای طراحی می‌شود با دو زبان متفاوت به پیش می‌برند. آن‌ها تلاش می‌کنند با این ژست ها در اردوی مخالف تشتت و چندگانگی به وجود آورند. از این‌ها گذشته لاریجانی تمرین ریاست جمهوری هم می‌کند. از طرفی رژیم همیشه مصالحه آخر را در میان شعر و شعار انجام می‌دهد. به آخرین روزهای قبل از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و قبول آتش بس رجوع کنید، هیچ‌کس به ذهنش خطور نمی‌کرد که رژیم عنقریب آتش بس را می‌پذیرد. به همین موضوع ملوان‌ها نگاه کنید، در میان شعارهای مبنی بر محاکمه، مجازات و اعدام ملوان‌ها، گروگان‌ها آزاد شده و با بدرقه‌ی رسمی و انواع و اقسام هدایا به کشورشان بازگشتند. این رژیم را نبایستی با معیارهای کلاسیک ارزیابی کرد. رژیم جمهوری اسلامی همه‌ چیزش منحصر به فرد است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارشگران:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حال حاضر چه تحليلي  از افكار عمومي داخل و خارج كشور در مورد جنگ داريد؟ با توجه به اينكه برخي  از احزاب و نهادهاي چپ در اروپا بنوعي همسوئي با رژيم  ميپردازند و تنازعات موجود و سياستهاي جنگ افروزانه رژيم جمهوري اسلامي  را كه ميتواند فجايعي غير قابل جبران بلحاظ انساني و اقتصادي ببار آورد، ناديده مي انگارند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايرج مصداقي:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منافع رژیم تشدید بحران در عراق را ایجاب می‌کند اما رژیم روی دوش جنبش جهانی و به حق ضد جنگ عراق در جهت منافع خود سوار شده است. جنبش ضد جنگ عراق در سطح‌ بین‌المللی در کنترل نیروهای چپ قرار دارد. رژیم جمهوری اسلامی تلاش می‌کند از طریق لابی خود در اروپا و آمریکا احزاب و نهادهای چپ را در دام خود بیاندازد. آن‌ها تلاش می‌کنند خود را قربانی زیاده‌خواهی‌های امپریالیسم و قدرت‌های بین‌المللی جا بزنند. با توجه به منازعات موجود در بین بلوک چپ و امپریالیسم که جنبه‌ی حیثیتی هم به خود گرفته، متأسفانه رژیم در این تلاش موفق بوده‌ است.&lt;br /&gt;وظیفه‌ی ماست که یک بار دیگر شرایط جنگ جهانی دوم و همسویی نیروهای چپ و نیروهای امپریالیستی (علیرغم وجود تضادهای ماهوی بین این دو نیرو) برای مقابله با خطر فاشیسم هیتلری را یادآوری کرده و از در غلتیدن نیروها به دامان رژیم جلوگیری کنیم.&lt;br /&gt;این تنها رژیمی در دنیا است که متأسفانه در آن واحد حمایت راست‌ترین نیروهای سیاسی از جمله نژاد پرستان اروپایی، احزاب و شخصیت‌های سوپرراست اروپایی مانند ژان ماری لوپن، کوکلوس کلان‌ها و... و همچنین چپ‌ ترین نیروهای سیاسی اروپا و آمریکا را در جیب خود دارد! حمایت بخشی از این چپ‌ها و نیروهای مترقی متأسفانه به خاطر عملکرد غلط بخشی از نیروهای ایرانی است که تحت عنوان «چپ» فعالیت می‌کنند. اگر ملاحظه کنید احمدی‌نژاد بلافاصله پس از راه‌پیمایی با اورتگا در مناطق فقیر نشین ماناگوا و روبوسی و هم‌پیمان شدن با چاوز، با رهبر کوکلوس کلان‌ها و راست‌ترین نیروهای دنیا در تهران و در جریان کنفرانس نفی هولوکاست دیدار و روبوسی می‌کند.&lt;br /&gt;حاکمان جمهوری اسلامی دست در خون بهترین فرزندان این آب و خاک دارند، آنها بسیاری از دوستان و رفقای ما را به خاک و خون کشیدند اما نگاه کنید کمترین اعتراض از سوی «چپ» های ایرانی نسبت به این دیدارها صورت می‌گیرد. این اعتراض‌ها گاه آنقدر محدود و اندک است که صدایش به جایی نمی‌رسد.&lt;br /&gt;سیاست‌های بوش و حامیان او در عرصه‌ بین‌المللی، رعایت حقوق بشر، محیط زیست، مسائل داخلی آمریکا، قانون مهاجرت و... مخالفت‌های عمده‌ای را برانگیخته است و افکارعمومی بخش‌های وسیعی از اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها را به حق بر علیه سیاست آمریکا تحت رهبری بوش و تیم همراه او برانگیخته و در این میان رژیم جمهوری اسلامی نیز از آب گل آلود به نفع خود ماهی می‌گیرد. این جا نقش نیروهای ایرانی برای تبیین منافع مردم ایران مهم است. نبایستی اجازه داد دافعه‌ی سیاست‌های بوش و آمریکا باعث این شود که نیروهای مترقی و ضد جنگ اروپایی و آمریکایی در دامان رژیم بیافتند. چنانچه این اتفاق روی دهد، روشنفکران و نیروهای سیاسی ایرانی مسئول آن هستند. &lt;br /&gt;در سیاست بایستی سیال بود. برای روشن شدن بحث یک مثال می‌زنم. یکی از بزرگترین اشتباهات آمریکا که منجر به بروز فاجعه‌ی غیرقابل جبرانی شد لشکرکشی به عراق بود. نتیجه‌ی سرنگونی دیکتاتوری صدام حسین و بیرون آمدن دیوی که او به زور در شیشه کرده بود را همه شاهدیم. تاوان این لشکر کشی را مردم عراق به سنگین تر وجه روزانه می‌پردازند. درست است که این کشور اشغال شده است. درست است که اشغال فی‌نفسه چیز بدی است. اما چون ما دیروز مخالف لشکرکشی به عراق و اشغال این کشور بودیم درست نیست که امروز بدون درنظر گرفتن مختصات منطقه و خطراتی که امنیت جهانی و منافع مردم منطقه را تهدید می‌کند، غیرمسئولانه شعار خروج نیروهای آمریکایی از عراق را سردهیم. این مبارزه با آمریکا و امپریالیسم نیست. این مبارزه با خود و با موجودیت خود است. این از چاله‌ی اشغال و امپریالیسم در آمدن و به چاه بنیادگرایی و ارتجاع توأم نوع شیعه و سنی افتادن است. این یعنی قتل‌عام بیش از پیش مردم. آیا به پیامدهای آن توجه کرده‌ایم؟ چه نیروهایی امروز در عراق فعال هستند؟ مگر نه این که زنان، کودکان و محروم‌ترین اقشار عراق هدف حملات انتحاری روزانه طرف‌های درگیر هستند؟ آمریکایی ها که بیرون بروند چه نیرویی جای آن‌ها را پر خواهد کرد؛ نیروهای مترقی یا عقب‌مانده ترین نیروها؟&lt;br /&gt;خروج نیروهای آمریکایی از عراق منجر به این می‌شود که من و شما در اروپا نیز امنیت نداشته باشیم. پیروزی بنیادگرایی در منطقه، امنیت اروپا و دنیا را مختل خواهد کرد. این یعنی کارت دعوت فرستادن برای عقب‌مانده ترین نیروهای موجود در دنیا. لشگرکشی آمریکا به عراق، بنیادگرایی را تقویت کرده است، اما بیرون آمدن نیروهای آمریکایی در این شرایط، منطقه و دنیا را با بحرای عظیم مواجه می‌کند. این به معنای نفت و بنزین ریختن روی شعله‌های سرکش آتش بنیادگرایی است. بنابراین بایستی کل مجموعه را در نظر گرفت و بر اساس آن به دنبال راهکار گشت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در داخل ایران متأسفانه مردم به درستی از آن‌چه که می‌گذرد خبر ندارند. تنها نقش تماشاگرانی را دارند که به زغم خود کاری از دستشان بر نمی آید. تبلیغات گمراه کننده رژیم به نوعی باعث غلیان احساسات زودگذر ناسیونالیستی در بخش‌هایی از مردم شده است. افکار عمومی داخل کشور خطر جنگ، مداخله‌ی نظامی و بحران را جدی نگرفته است یا بهتر است بگویم خود را به بی‌خیالی زده است.&lt;br /&gt;پدر و مادر من، مانند هر سال از اواخر اسفند برای استفاده از آب و هوای بهتر به نطنز و بادرود رفته‌اند. آن‌ها شش ماه از هشت ماه اول سال را مانند هر سال در آن‌جا خواهند ماند. در صورت هرگونه حمله، نطنز اولین جایی است که مورد اصابت موشک‌های آمریکایی قرار خواهد گرفت. اما هیچ یک از افراد خانواده، دوستان و آشنایانی که می‌شناسم درنگی در رفتن به آن‌جا و یا خرید مایملک از خود نشان نمی‌دهد.&lt;br /&gt;حتا قیمت زمین و املاک نیز در منطقه‌ی فوق رو به افزایش است، یعنی بازار نیز از خطر حمله متأثر نشده است. &lt;br /&gt;از سوی دیگر نگاهی به جوک های درست شده در رابطه با غنی‌سازی هسته‌ای، جنگ، دستگیری و آزادی ملوان‌ها و همچنین حجم اس ام اس های ارسالی در این موارد، ما را با این حقیقت آشنا می‌کند، مردمی که خود را ناتوان از تغییر شرایط می‌یابند خود را به بی‌خیالی می‌زنند و تلاش می‌کنند با توسل به جوک و ... نگرانی‌ خود را کاهش دهند.&lt;br /&gt;تآثیر مستقیم و اولیه تأکید و تبلیغ روی «توطئه‌های امپریالیستی» در این مورد خاص، این استنباط را در افکار عمومی داخلی به وجود می‌آورد که گویا اجحافی در مورد حق مردم ایران صورت گرفته و یا می‌گیرد و این خود به خود آن‌ها را به سمت رژیم که اتفاقاً خود را به دروغ مدافع «حق» مردم معرفی می‌کند سوق می‌دهد یا در بهترین حالت مردم منفعل می‌شوند. شما ملاحظه کنید تقریباً کمترین روشنگری از سوی نیروهای مستقل، صلح‌طلب و مترقی ایرانی در ارتباط با نقش رژیم در این بحران صورت می‌گیرد و یا این روشنگری جنبه‌ی ثانوی دارد. کدام تلاش برای سازماندهی افکارعمومی داخلی در مسیر مخالفت با سیاست‌های رژیم که زندگی روزمره‌ی مردم را دستخوش نابسامانی می‌کند صورت گرفته است؟ مردم و افکارعمومی در دنیای کنونی چگونه بسیج می‌شوند؟ مگر نه این که تبلیغات وجه اصلی آن است. اگر جنگی در بگیرد همه‌ی‌ ما که می‌توانستیم کاری کنیم و نکردیم مسئولیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با تشكر از شما آقاي مصداقي&lt;br /&gt;بهروز سورن&lt;br /&gt;......................&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایرج مصداقی&lt;br /&gt;&lt;a href="mailto:Irajmesdaghi@yahoo.com"&gt;Irajmesdaghi@yahoo.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱۵ آوریل ۲۰۰۷&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-6453728743611910102?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/6453728743611910102/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=6453728743611910102&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/6453728743611910102'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/6453728743611910102'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/04/blog-post_15.html' title='گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی راجع به جنگ  احتمالی آمریکا با ایران'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-7384023598931441845</id><published>2007-04-10T15:50:00.000-07:00</published><updated>2007-04-10T15:57:22.144-07:00</updated><title type='text'>جوابیه خانواده عزت ابراهیم نژاد به مسعود ده نمکی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ارغوان شاخه همخون جدا مانده من&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;آسمان تو چه رنگ است امروز؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;آفتابي است هوايا گرفته است هنوز&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;من در اين گوشه که از دنيا بيرون است&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;آفتابي به سرم نيست&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;از بهاران خبرم نيست&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;آنچه مي بينم ديوار استآه ين سخت سياه&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;آنچنان نزديک استکه چو برمي کشم از سينه نفس&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;نفسم را بر مي گرداند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;ره چنان بسته که پرواز نگه&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;در همين يک قدمي مي ماند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;کورسويي ز چراغي رنجور&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;قصه پرداز شب ظلماني است&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;نفسم مي گيردکه هوا هم اينجا زنداني است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نام آنکه آزادی را از ایران گرفت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ترازوی عدالت انگار هیچگاه به موازنه نخواهد ایستاد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای مسعود دهنمکی مطمئن باش خدا از سلطان محمود بزرگتر است&lt;br /&gt;آقای مسعود دهنمکی انگار دیگر چماقی در دستتان نمی بینیم و گویا قلم را به دست گرفته ایید و با لبخند خوش و حجب و حیا بر صحنه یکتای هنرمندیتان می تازید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسعود خان بر طبلی که می کوبی ، اگر خوب نگاه کنی ،طیل توخالیست.خوب به اطراف و اطرافیانت نگاه کن خوب به گذشته و حالت نگاه کن ،اگر خوب نگاه کنی هنوز چماق را می بینی که در رعشه انگشتانت باز بی تابی می کند که بر سر کسی فرود اید،در شرایط مختلف چماق را به حالتهای مختلف بر سر مردم فرو می آوری ،اما این بار با نوشته هایت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای مسعود ده نمکی در 18 تیر 1378 بی رحمانه و با چماقت بر عزت ابراهیم نژاد و دانشجویان بی پناه در خواب راندی و همه را با این کارت مات و مبهوت بر جای خود نشاندی،باور کن،باور کن که این چماقت که این دفعه با نوشته ات بر خانواده ما وارد کردی از آن ضربات چاقویی که به عزت وارد کردی بی رحمانه تر بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن موقع عزت را شبانه و تک وتنها به گوشه ای کشاندی و با ضربات چاقو،زنجیر خودت و دوستانت عزت را از پا درآوردی و در نهایت با تیر خلاص مهدی صفری تبار پسر امام جمعه اسلامشهر (فرمانده سپاه ) که در شقیقه و چشم چپ عزت وارد کرد او را از پای در آوردید ولی این بار با آن چماق سنگینت که پر بود از تحجر و نادانی و عقده های سنگین و چرکین که با جهالت و نادانی و بی خردی بر خانواده زجر کشیده عزت که با هزاران مشکل و در تنهایی مفرط در این کشور بزرگ ،وارد کردی و درد کهنه ما را بیشتر کردی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسعود خان همانطور که می دانی ما خانواده عزت از همان اول حادثه تک و تنها در مقابل ظلم و ستم شما ایستادیم و بدون هیچ گونه حامی و تنها با حمایت دانشجویان که خود پر بودند از زخمهای که بر آنها زده بودید،به مبارزه علیه تحجر شما پرداختیم و تا این لحظه با آن همه فشارهای مختلفی که پر پیکر خانواده ما وارد کردید ایستاده ایم و تا محاکمه قاتلین عزت و جنایتکاران و متحجرین 18 تیر هیچگاه عقب نشینی نمی کنیم و همواره بر این را ه خود پایدار هستیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای مسعود ده نمکی هر چند که ما تک وتنها بودیم و هستیم و زورمان نرسید که شما را به پرونده دادگاه 18 تیر بکشانیم ولی مطمئن باش خداوند تو را به دادگاه خودش خواهد کشید و دیگر آنجا نه رهبری هست و نه سپاهی و نه دیگر کسی که تو را تبرئه کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درج مطلب اقای علی رضا آستانه در سایت شما یعنی قبول تمامی مطالب و نوشته های مطلب که از سوی شما و مخصوصا در این موقعیت حساس شما و خانواده ما که تحت فشار شدید شما هستیم،یعنی سرپوش گذاشتن بر تمام واقعیاتی که بعد از حادثه 18 تیر در همه حال در حال فرار از آن بودی و هر گز به خود اجازه ندادی یک بار که واقعیت را بپذیری و بر اشتباه خودت اعتراف کنی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به هر حال مسعود خان شب دراز است و قلندر بیدار...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و چند کلام با اقای علی رضا آستانه&lt;br /&gt;آقای آستانه بی شک در نوشته سخیف و بی منطق شما که مانند همان متحجران که به دنبال سر پوش گذاشتن بر جنایت خود هستند ،شما هم بی منطق و بدون اینکه احساس کنی خدایی هم وجود دارد مطلب را بی رحمانه راندی.به هر حال در نوشته های شما هم نکته هایی هست که نشان از نادانی و یا نا آگاهی شما از موضوعات و جریان 18 تیر دارد و به نوعی می خواهید خود را به این مسائل متصل کنیدو یا اینکه تملق مسعود خان را بدهی .به هر حال مجبوریم جهت اطلاع فقط با اشاره همان مطالب کذب شما به چند نکته اشاره کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بله آقای مسعود ده نمکی حجب و حیای بسیاری دارد که خود ما تمامی این حجب و حیا را در 18 تیر و جریانات مشابه به تکرار دیده ایم و نیازی به توضیح شما ندارد.&lt;br /&gt;همان مسعود خانی که با همین حجب و حیا به انصار حزب الله و گروهای فشار دستور داد که برید از بازار مولوی هر چه زنجیر و چاقو و چماق هست بخرید و آنها هم با ماشینهای سپاه و بیت رهبری رفتند و گرفتند و دیدیم که آن حجب و حیا در آن نیمه های شب چه دریای خونی به راه انداخت و با چشم خود دیدیم که همین حجب و حیا چگونه عزت را درخون غوطه ور ساخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بله آقای آستانه جریان 18 تیر و حادثه کوی دانشگاه جریان بسته ای است که اگر باز شود و به طور دقیق بررسی شود مسعود ده نمکی را که سنگش را به سینه می زنید و غمازانه از آن به حمایت پرداخته اید باید اولین نفری باشد که حساب پس بدهد .که متاسفانه در این جریان با زیرکی خاص و با حمایت از مقامات بالا از صحنه اتهام گریخت .شاید می گویی نه،اما شواهد و حقیقت این را اثبات می کند و اگر دادگاه عدل الهی در کار باشد مطمئنا به سزای عمل خود خواهد رسید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای استانه چه کسی عزت را از خواب بیدار کرد؟چه کسی؟چرا اصلا عزت ابراهیم نژاد آنجا بود ؟مگر افسر وظیفه نبود ؟مگر نمی توانست با نشان دادن کارت شناسایی خود از صحنه بگریزد؟چرا نرفت؟چرا ماند و جنگید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می تونی جواب این سوالها رو از مسعود خان درگوشی بپرسی .حتما حقیقت را بهت خواهد گفت .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اقای آستانه فاصله دفتر کار عزت با دفتر ده نمکی فقط چند قدم بود از ننزدیک او را می شناخت. تمام امکانات رفاهی در آنجا برای عزت فراهم بود با بهترین جا و مکان که در اختیار همه سپاهیان قرار دارد.ولی،ولی هرگز به خود حتی یک بار هم اجازه نداد که شبی آنجا بماند و یا حتی پیاله ای از چایی سپاه را مصرف کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همیشه با آنها در تناقض بود تا به حدی رسید که چند ماه قبل از 18 تیر به دلیل تناقضات اندیشه ای مجبور شدند که عزت را بازداشت و محاکمه کنند .ولی باز عزت در مقابل آنها ساکت ننشست و مسئله تا جایی رسید که توسط همان متحجران سپاهی کشته شد و خود را جاودانه کرد به حدی که اکنون نیز با شنیدن نام عزت ابراهیم نژاد ترس و دلهره بر اندام آنها می افتد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نگاه کن ببین چگونه بر جنایت خود سرپوش می گذارند همین اقای ده نمکی چند روز بعد از حادثه به خانواده ما گفت که عزت توسط یک ماشین پراید در یکی از خیابانها کشته شده است. حال خود قضاوت کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای آستانه ما در تعجبیم که با آن پای جراحی شده ات چگونه در تمامی صحنه های 18 تیر حاضر بودی ؟؟؟&lt;br /&gt;فقط دوحالت ممکن است ،یا اینکه شما اصلا تهران نبوده اید و دروغ می گویید و جریان را به نقل از دوستان انصاری خود شنیده ایدو یا اینکه خود شما جزوی از گروه فشار بودید که بر دانشجویان بی پناه بی رحمانه راندید و برای تبرئه خود جریان را واژگون نقل می کنید و از اینکه جنایات افشا نشود مانند همانان جریان از گفتن حقیقت تفره می روید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و عجیب آن عکاس روزنامه کیهان است که تیر خورد و ما برای اولین بار بعد از 8 سال این جریان رو فهمیدیم.(عجیب است این دروغ بزرگ)&lt;br /&gt;آقای استانه مطمئن باش اگر یک قطره خون از دماغ یکی از انصار و گروه فشار ریخته می شد با دستور مستقیم همه را به رگبار می گرفتند ولی دیدید که دانشجو سپری به جز قلمش ندارد و اهل چاقو و زنجیر و چماق نیست و مظلومانه تاوان تحجر بی خردان و متحجرینیرا دادند با نام یا زهرا و یا حسین در نیمه های شب از اتاق های خود به بیرون پرت می شدند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما درتمامی دادگاههای پرونده 18 تیر حاضر بودیم و دیدیم که متهمان پرونده با یک بهانه ساده به راحتی تبرئه می شدند .در مقابل دیدگان خود دیدیم که سردار نظری در تعجب همگان تبرئه شد و با گلهای مریم که از قبل اماده کرده بودند در همان دادگاه او را بدرقه کردند. لباس شخصی ها هم که تعداد اندک و رده پایین از آنها را توانستند با هزار زحمت به دادگاه بیاوردند نیز یک به یک تبرئه شدند و بعدها نیز نشان لیاقت دریافت کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آخر هم دیدیم که احمد باطبی به جرم بالا بردن پیراهن خونین به اعدام محکوم شد وبقیه دانشجویان نیز به اعدام و زندانهای بلند مدت محکوم شدند که از شرم بی حیایی و خجالت خود اعدامها را به پانزده سال زندان کاهش دادند.&lt;br /&gt;جریان حادثه کوی دانشگاه با دزدی ریش تراش یک سرباز و محکوم کردن ان بدبخت در دادگاه انقلاب جمهوری اسلامی به همین سادگی بسته شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به قول خودت القصه کوی گذشت و کوی داران به زیر شدند ده نمکی( سرفرازانه و مستانه)فیلم می سازد و در فیلمش سوژه همبستگی ملی(دوری از چماق)را ترویج می کند.&lt;br /&gt;اما یک سوال آقای استانه ؟چرا به دنبال کسی می گشتی که جای خوابش را به عزت داده بود ،اما به دنبال آن کسانی نیستی که عزت را بی رحمانه و با آن وضعیت وحشتناک کشتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما آقای آستانه ،آقای ده نمکی ما این توهین شما را بر نمی تابیم که خانواده عزت را به عنوان یک چماق فروش معرفی می کنید (حتما آن چماقهایی که مسعود ده نمکی و یارنش در 18 تیر استفاده کردند همه را پدر عزت ساخته بود)چگونه و با چه دلیل و مدرکی اینگونه گفتید . شغل پدر عزت کشاورزی بوده.&lt;br /&gt;البته این حماقت و جهالت بیش از حد و دروغ پردازی شما را در تمام جریانها ثابت می کند که نادانسته هر حرفی را بر دهان خود می رانید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(البته ما شکایت را در این توهین، از شما و ده نمکی برای خود محفوظ می دانیم )هر چند که اجازه این را در همین ابتدای راه به ما نمی دهید و در همان نطفه مثل همیشه خفه مان می کنید.پس همان بهتر که به دادگاه عدل الهی واگذار کنیم.&lt;br /&gt;جهت اطلاع عرض کنیم که مسعود ده نمکی به عنوان متهم ردیف دوم قتل عزت به دادگاه معرفی شده است هر چند مطمئن هستیم که دستگاه حکومتی به نحوی عمل می کند مثل همیشه که حتی این جریان به گوش جناب مسعود خان نرسد که مبادا موجب تکدر خاطر ایشان شود و همرزمانشان شود تا اینکه ایشان بتوانند با تلاش فرهنگی خود به دور از هر گونه چماق و زنجیر فیلم بسازند و همبستگی ملی را ترویج کنند و شاید اینکه بتوانند ایشان را گرد پای مخلباف برسانند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بله آقای علی رضا استانه ،اقای مسعود ده نمکی ما در مرگ تدریجی خود که شما برایمان درست کردید داریم میلولیم ولی هیچگاه طلب یاری نه از شما خواسته ایم و نه از خانم عبادی .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فقط این را خوب بدانید ودر گوش خود فرو کنید که خانواده عزت ابراهیم نژاد با آنهمه فشارهای مضاعفی که بر پیکرشان وارد می کنید هنوز استوار و پایدار مانده اند. همچنان که خوب هم اطلاع دارید نه سازمانی و نه هیچ حزبی از ما حمایت نمی کند و ما تک تنها در غربت تنهایی خویش در مقابل غولهای متحجر اسلامی به دنبال خوانخواهی عزیزمان و تمامی زندانیان و اسیب دیدگان 18 تیر هستیم.&lt;br /&gt;هر چند در این را بسیار تنها هستیم ولی مطمئن باشید که انتقام خونهای ریخته شده را خواهیم گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک مملکت ممکن است با بی خدایی پابرجا بماند ولی با ظلم هرگز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شعری از عزت ابراهیم نژاد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با … را … ن ، باران باران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساق هايم چون ني&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دستهاي ترِ رقصانِ تُرا مي طلبد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روح باران !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا بهاري ديگر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سبز را عاريتي باش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا بپوشم به بهاري ، من سبز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا بخوانم سَرِداري ، من سرخ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چون بميرم به خزاني ، من زرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا بهاري ديگر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سبز را عاريتي باش و بهار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عشق را&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هديتي باش و ببخش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عزت ابراهیم نژاد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نمونه ای از جنایات اقایان&lt;br /&gt;آقای ده نمکی اگه خواستی عکس از پشت سر عزت را بگذارم تا ضربات چاقو و باتوم و زنجیرهایت را که به کمر عزت زدیدی رایک بار دیگر ببینی&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-7384023598931441845?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/7384023598931441845/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=7384023598931441845&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/7384023598931441845'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/7384023598931441845'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/04/blog-post.html' title='جوابیه خانواده عزت ابراهیم نژاد به مسعود ده نمکی'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-8393872553766282025</id><published>2007-03-29T12:46:00.000-07:00</published><updated>2007-03-29T12:48:06.828-07:00</updated><title type='text'>این قصه نیست ، حقیقت است</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#6633ff;"&gt;پارس شغالان گر به «ماه بلند» زندان&lt;br /&gt;به یاد منیره رجوی و اصغر ناظم&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;شغالی گر،&lt;br /&gt;ماه بلند را دشنام گفت ـ&lt;br /&gt;پيرانشان مگر نجات از بيماری را&lt;br /&gt;تجويزی اين چنين فرموده بودند.&lt;br /&gt;فرزانه در خيال خودی را ليک،&lt;br /&gt;که به تندر پارس می‌کند.&lt;br /&gt;گمان مدار که به قانون بوعلی حتی&lt;br /&gt;جنون را نشانی از اين آشکاره تر&lt;br /&gt;به دست کرده باشند.&lt;br /&gt;(احمد شاملو)&lt;br /&gt;سایت «ایران اینترلینک» یکی از سایت‌های تابعه‌ی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی که توسط مسعود خدابنده و همسرش آن سینگلتون در لیدز انگلستان اداره می‌شود با انتشار نوشته‌ای تحت نام سازمان «پارس ایران»، یاد و خاطره‌ی تابناک منیره رجوی را که در قتل‌عام تابستان ۶۷ جاودانه شد به شکلی رذیلانه هدف تهمت‌های برخاسته از سر کینه‌توزی خود قرار داده است.&lt;br /&gt;مطمئناً چهره‌ی تابناک منیره رجوی و اصغر ناظم، پاک‌تر از آن است که نیاز به توضیحی از سوی من باشد. این مطلب را از آن جهت می‌‌نویسم تا نشان دهم که دشمنان مردم چگونه تلاش می‌کنند در پوششی جدید این بار یاد و خاطره‌ی جاودانه فروغ‌ها را سلاخی کنند.&lt;br /&gt;«پارس ایران» در مورد منیره‌ رجوی چنین می‌نویسد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«بنا بر گزارشات زندانیان سیاسی باقی مانده منیره رجوی چندین مرتبه به مرخصی اعزام شده بود که مخصوص توابان&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn1" href="http://www2.blogger.com/post-create.g?blogID=20013241#_ftn1" name="_ftnref1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; بود. یعنی اینکه ایشان سر مواضع نبوده است و همانطور که اعلامیه هم می‌گوید وی سیاسی نبوده است و ادعائی هم نداشته است و این رجوی مرده خور است که می‌خواهد از خون خواهرش برای خودش و مقاومت وابسته‌اش مشروعیت کسب کند.» &lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn2" href="http://www2.blogger.com/post-create.g?blogID=20013241#_ftn2" name="_ftnref2"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;برای پی‌بردن به رذالت نهفته‌ در این نوشته و ماهیت نویسندگان آن توضیح چند نکته ضروری است:&lt;br /&gt;منیره رجوی در نیمه‌ی اول تیر ۶۱ به همراه همسرش اصغر ناظم و دو کودک خردسالشان مریم و مرجان(سه ساله و دو ساله) دستگیر شدند. آن‌هایی که در دهه‌ی ۶۰ و به ویژه سال‌های ۶۰- ۶۱ زندان بودند می‌دانند داشتن نسبت خانوادگی با یکی از چهره‌های سیاسی و یا زندانیان سیاسی دوران شاه چه فشار مضاعفی را روی زندانی وارد می‌کرد. با شناختی که از رژیم، لاجوردی و شکنجه‌گران اوین در دست است به سادگی می‌توان حدس زد که خواهر مسعود رجوی به هنگام دستگیری چه فشار جسمی و روحی‌ای را تحمل کرده است.&lt;br /&gt;برای درک این فشار کافیست توضیح دهم من به خاطر نامم که ایرانی است و نه اسلامی، مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفتم. گاه افراد به خاطر محله‌ای که در آن زندگی می‌کردند و محله به ضدیت با رژیم معروف بود، مورد حساسیت ویژه قرار می‌گرفتند.&lt;br /&gt;منیره رجوی در بیدادگاه رژیم به سه سال زندان&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn3" href="http://www2.blogger.com/post-create.g?blogID=20013241#_ftn3" name="_ftnref3"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; محکوم شد و علیرغم حساسیت‌های معمول رژیم یکی از دوست داشتنی‌ترین زندانیان سیاسی بود. به هنگام شهادت، سه سال از پایان محکومیت منیره گذشته بود و رژیم همچنان به خاطر نپذیرفتن شرایط دادستانی از آزاد کردن او سر باز می‌زد.&lt;br /&gt;«پارس ایران» و سایت «ایران اینترلینک» توضیحی نمی‌دهند افرادی که تحت عنوان «زندانیان سیاسی باقیمانده» معرفی شده‌اند چه کسانی هستند و دارای چه سابقه‌ای می‌باشند؟&lt;br /&gt;ادعای گردانندگان پلید این سایت مبنی بر مرخصی رفتن منیره و این که وی «تواب» بوده است دروغی بیش نیست. منیره هیچ‌گاه پایش را از زندان بیرون نگذاشت.&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn4" href="http://www2.blogger.com/post-create.g?blogID=20013241#_ftn4" name="_ftnref4"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; آیا هیچ عقل سلیمی می‌پذیرد کسی که بیش از دو برابر میزان محکومیتش حبس کشیده و عاقبت نیز اعدام شده، تواب باشد؟ مگر نه این که افراد توبه می‌‌کردند که تخفیقی در مجازاتشان داده شود؟  آیا هیچ انسان با شرافتی می‌پذیرد در قتل‌عام سال ۶۷ (در اوین و گوهردشت که از نزدیک شاهدش بودم) که مقاوم‌ترین زندانیان را از دم تیغ می‌گذراندند، توابی را اعدام کرده باشند؟!&lt;br /&gt;برای پی بردن به شخصیت و شأن انسانی منیره رجوی این «ماه بلند»، کافیست به روایت خانم فریبا ثابت یکی از زندانیانی سیاسی شرافتمند مارکسیست که در رابطه با سازمان «راه کارگر» دستگیر شده بود رجوع کنیم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«من ملاقات نداشتم و پول و لباسی دریافت نمی‌کردم. بچه‌های اتاق برای سحر لباس می‌دوختند با قیچی کردن لباس‌های خودشان اسباب بازی درست می‌کردند، لباس‌های کاموایی‌شان را می‌شکافتند و با سنجاق قفلی بافتنی می‌بافتند و علاوه بر این‌ها گاهاً قوطی شیر، وسایل بهداشتی و پول در کارتن مخصوص سحر می‌دیدم و یا یکی دوبار پس از ملاقات پستانک و جوراب بچه‌گانه به همین صورت برای سحر آوردند. چه کسی این کار را می‌کرد؟&lt;br /&gt;آن روز، روز ملاقات بود. بند شور و هیجان ملاقات داشت اما سحر که چند روزی بود پستانک را گم کرده بود مرتباً بهانه می‌گرفت. او را بغل زده در راهرو راه می‌رفتم و برایش قصه می‌خواندم. منیر را برای ملاقات صدا زدند، یک بار در میان ملاقات داشت. موقع رفتن گفت که هر دو کودکش مریم و مرجان به ملاقاتش می‌آیند، سحر را بوسید و رفت، من همچنان برای سحر قصه می‌خواندم تا روی شانه‌هایم به خواب رفت. گروه‌های ملاقات‌کننده کم کم به بند باز می‌گشتند، منیر هم برگشت. به اتاق رفتم، سحر را آرام در جایش خواباندم، منیر خوشحال بود و چادرش را تا می‌زد یکی از هم‌اتاقی‌ها پرسید راستی منیر چرا مرجان را به گریه انداختی، چرا پستانک او را گرفتی، پستانکی در دست منیر بود و من چیزی مثل برق از ذهنم گذشت. منیر را در آغوش گرفتم، بغضی گلویم را می‌فشرد. این همه محبت خالصانه! منیر پستانک را از دهن دخترش می‌گرفت، جوراب او را می‌‌آورد. شیر، پول، کار منیر بود. او در جواب احساسات من گفت که این کمترین وظیفه است و این کار را به این دلیل علنی نمی‌کرده تا مرا دچار محظور نکند. حس احترام عمیقی به او داشتم، اما فروتنی او اجازه نداد که ابرازش کنم، بعدها طی سال‌های زندان حتا وقتی با هم نبودیم محبت او را احساس می‌کردم، و آخرین خداحافظی با او در سال ۶۷ جز زیباترین و دردناک‌ترین خاطرات من از زندان شد.&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn5" href="http://www2.blogger.com/post-create.g?blogID=20013241#_ftn5" name="_ftnref5"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&amp;shy;»&lt;br /&gt;آیا رذالت و پستی از سر و روی کسانی که چنین انسان شریف و با محبتی را تواب معرفی می‌کنند نمی‌بارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فریبا ثابت در رابطه با آخرین وداعش با منیره رجوی در تابستان ۶۷ چنین می‌گوید:‌&lt;br /&gt;«سراغ منیر[رجوی] می‌روم. در حال جمع و جور کردن وسایلش است. کنارش می‌نشینم، دستش را می‌گیرم. – همه چیز تمام شد. همه ما را می‌کشند. اشک در چشمانش حلقه می‌زند و مرا در آغوش می‌کشد و عکسی از مریم و مرجان، دو عزیزش را به من می‌دهد. – پشت آن‌ها شماره تلفنی را نوشته‌ام، اگر زمانی بیرون رفتی سری به آن‌ها بزن. قلبم فشرده می‌شود. منیر را سخت در آغوش می‌فشارم و با تردید می‌‌گویم این چه حرفی است می‌زنی! تو که از محکومیتت چیزی باقی نمانده است؟ - چه حکمی؟ من از اول هم می‌دانستم زنده از این زندان بیرون نخواهم رفت. سه سال محکوم بود اما ۷ سال است که در زندان نگه داشته شده و حالا به کجا می‌رود؟ منیر مرا می‌بوسد... بغض‌اش را فرو می‌خورد. به راستی قرار است او را بکشند؟ کدام گلوله می‌خواهد بر چنین قلب مهربانی بنشیند و کدام طناب دار می‌‌خواهد چنین صدای آرام و مطمئنی را ببرد. ...»&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn6" href="http://www2.blogger.com/post-create.g?blogID=20013241#_ftn6" name="_ftnref6"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;آیا بیراهه رفته‌ام اگر تلاش «پارس ایران» را دشنام دادن «شغالی گر» به «ماه بلند» بخوانم؟ آیا این ناشی از «جنون» نیست که کسی به تندر «پارس» کند؟ چه اسم با مسمایی، «پارس» ایران!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گردانندگان این سایت در ارتباط با جاودانه فروغ آزادی، اصغر ناظم همسر منیره رجوی چنین می‌نویسند:&lt;br /&gt;«برای اینکه به عمق فریبکاری و ماکیاولیستی رجوی پی ببریم هیچگاه صحبت از همسر منیره رجوی که قبلاً اعدام شده بود و به رجوی باور نداشت نمی‌کند و در این اعلامیه هم هیچ سخنی از سرنوشت وی نمی‌کند.&lt;br /&gt;بعنی در ادبیات مجاهدین شهیدها هم خودی و غیر خودی دارند. آنهائی که هنوز به ماهیت ضد خلقی رجوی پی نبرده بودند و مظلومانه قربانی خشونت جمهوری اسلامی شدند شهید هستند ولی آنان که شهید شدند ولی با عملکرد رجوی مسئله داشتند بلاتکلیف هستند .»&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn7" href="http://www2.blogger.com/post-create.g?blogID=20013241#_ftn7" name="_ftnref7"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;اصغر ناظم، همسر منیره رجوی در ۲۰ اسفند سال ۶۳ در اوین به جوخه‌ی اعدام سپرده شد. او تا آخرین دم حیات بر خلاف آن‌چه سایت مزبور کینه توزانه القا می‌کند همچنان معتقد به مجاهدین و آرمان‌های آنان بود.&lt;br /&gt;تا آن‌جا که می‌دانم مجاهدین در رابطه با اصغر ناظم سکوت نکرده‌ و یا لااقل او را «غیرخودی» قلمداد نکرده‌اند.&lt;br /&gt;نمونه زیر از سایت مجاهدین انتخاب شده و اتفاقاً در قسمت زندگینامه‌ی منیره رجوی آمده و به خوبی نشانگر دروغ‌پردازی «پارس» ایران و «ایران اینترلینک» است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«در ۱۹اسفند سال۶۳ بعدازظهر منيره را به بازجويي بردند. ما خيلي نگران شديم، كه چرا دوباره بازجويي، آنهم بعد از دادگاه و ابلاغ حكم؟ منيره شب برگشت. منتظر بوديم كه بگويد كجا بوده است. گفت مرا به ملاقات اصغر برده بودند. او آرام آرام تعريف مي‌كرد تا ما از شنيدن اين خبر كه اصغر در آستانه‌ی اعدام است، زياد ناراحت نشويم. منيره تعريف مي‌كرد كه اصغر خيلي خونسرد و آرام بود.  نماز خواند و به من وصيت هايش را كرد و گفت «من ۳روز روزة قرضي دارم. به كسي آزار نرساندم و همه‌ی بچه‌ها را هم دوست دارم. هيچگونه خيانت به خلق و سازمان و همكاري با رژيم نكرده‌ام. من راهم را آگاهانه انتخاب كرده‌ام و سلام مرا هم به تمام بچه‌ها برسان. تو هيچ ناراحت نباش، اميدوارم خدا از من قبول كند». دژخيم حاجي مجتبي مأمور اعدام كه بالاي سر آنها ايستاده بوده لحظه به لحظه ساعت خود را نگاه مي‌كرده و مي‌گفت، زود باشيد ملاقاتتان را تمام كنيد. ساعت ۹ شب بايد اصغر را اعدام كنم، نبايد دير بشود حكم حاكم شرع را بايد سر ساعت اجرا كنم و يكربع ديگر بايد اصغر را تيرباران كنم. »&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn8" href="http://www2.blogger.com/post-create.g?blogID=20013241#_ftn8" name="_ftnref8"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;ایرج مصداقی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲۹ مارس ۲۰۰۷&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Irajmesdaghi@yahoo.com&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn1" href="http://www2.blogger.com/post-create.g?blogID=20013241#_ftnref1" name="_ftn1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;   ذکر این نکته برای کسانی که با شرایط زندان‌ها آشنا نیستند لازم است که مرخصی از زندان تنها مختص به توابان نبود. کسانی که پارتی داشتند و خانواده‌‌‌شان به انحای مختلف از اعمال نفوذ در رژیم برخوردار بودند نیز با سپردن وثیقه مالی سنگین و ضمانت یک کاسب و یا کارمند به مرخصی می‌رفتند. چند سال پیش سعید شاهسوندی که توسط رژیم از زندان به آلمان صادر شد در مطلبی تحت عنوان «اسناد مکاتبات من و مسعود رجوی» مدعی شد که بهزاد نظیری یکی از زندانیان سیاسی مقاوم، جزو نادمین بوده و به همین خاطر از زندان به مرخصی آمده و سپس از کشور فرار کرده است! ادعای سعید شاهسوندی دروغ بود. من بهزاد را به خوبی می‌شناسم. او نه تنها نادم نبود، بلکه زندانی مقاوم و محجوبی بود که مورد احترام هم‌بندی‌هایش در بند ۳ واحد ۱ قزلحصار قرار داشت. من در زندان و بیرون از زندان به خاطر روابط نزدیکی که با پدرش (زنده یاد یحیی نظیری) داشتم از چگونگی گرفتن مرخصی و سپس فرار بهزاد از کشور آگاه شدم. آن‌چه بهزاد در آن شرایط انجام داد بر منبای تعهدی بود که احساس می‌کرد و نه عافیت طلبی و مسئولیت‌گریزی.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn2" href="http://www2.blogger.com/post-create.g?blogID=20013241#_ftnref2" name="_ftn2"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;   &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&amp;id=2033"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&amp;amp;id=2033&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn3" href="http://www2.blogger.com/post-create.g?blogID=20013241#_ftnref3" name="_ftn3"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;  مقامات قضایی و امنیتی رژیم به منظور مقابله با تبلیغات گسترده‌ای که در رابطه با دستگیری منیره رجوی در سطح جهانی شده بود به شکلی عوامفریبانه او را به سه سال زندان محکوم کردند اما بعد از پایان محکومیت همچنان وی را در زندان نگاه داشته و تلاش کردند او را وادار به پذیرش خواسته‌هایشان کنند. &lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn4" href="http://www2.blogger.com/post-create.g?blogID=20013241#_ftnref4" name="_ftn4"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;   وی تنها یک بار در اواخر سال ۶۶ همراه مأموران مسلح در مجلس ختم پدرش شرکت کرد. این اقدام رژیم به منظور خنثی کردن فشارهای بین‌المللی برای آزادی او صورت گرفت.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn5" href="http://www2.blogger.com/post-create.g?blogID=20013241#_ftnref5" name="_ftn5"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;  یادهای زندان، ف- آزاد، صفحه‌های ۶۰،۶۱.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn6" href="http://www2.blogger.com/post-create.g?blogID=20013241#_ftnref6" name="_ftn6"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;   یادهای زندان، فریبا ثابت انتشارا‌ت خاوران، صفحه‌ی ۱۰۲.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn7" href="http://www2.blogger.com/post-create.g?blogID=20013241#_ftnref7" name="_ftn7"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;   &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&amp;id=2033"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&amp;amp;id=2033&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn8" href="http://www2.blogger.com/post-create.g?blogID=20013241#_ftnref8" name="_ftn8"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;   &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.iran.mojahedin.org/pages/decorumDetails.aspx?DecorumId=4014"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;http://www.iran.mojahedin.org/pages/decorumDetails.aspx?DecorumId=4014&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-8393872553766282025?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/8393872553766282025/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=8393872553766282025&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/8393872553766282025'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/8393872553766282025'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/03/blog-post_29.html' title='این قصه نیست ، حقیقت است'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-1004425814593220802</id><published>2007-03-17T11:30:00.000-07:00</published><updated>2007-03-17T11:32:02.296-07:00</updated><title type='text'>پیرامون شکنجه در بازداشتگاه 20 زندان اوین</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.iranpressnews.com/source/022023.htm"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#6633ff;"&gt;گفتگوی کیانوش سنجری با سایت گزارشگران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;گزارشگران:شما خود بعنوان فردي كه مكررا زندانهاي كشور را تجربه كرده ايد و اخيرا نيز در زندان بوده ايد آيا اوضاع زندانهاي سياسي پس از روي كار آمدن آقاي احمدي نژاد تغييري حاصل كرده است؟ اين را از اين جهت ميپرسم كه در همين اواخر شاهد مواردي بوديم كه از مخاطره آميز بودن وضعيت جسماني زندانيان گزارشات متعددي در رسانه ها منتشر گرديده است. سنجري:بله تغيير كرده. اين تغيير براي زنداني هاي سياسي كاملا ملموس بوده. مثلا براي خود من. اين بار كه من بازداشت شدم، برخلاف سال 83 و 84 كه در بازداشت وزارت اطلاعات بودم، در بازداشتگاه 209 كتكم زدند. در جلسه ي اول بازجويي در اتاق بازجويي، در حالي كه چشم بند داشتم و روي صندلي رو به ديوار نشسته بودم، بازجو پيش از آن كه سوالي بپرسد و يا اتهامي مطرح كند، چند تا سيلي خيلي خيلي محكم زد توي صورتم و فحشم داد و ليچار بارم كرد و براي اينكه توي دلم را خالي كند گفت از دادگاه ويژه دستور گرفته كه پوستم را بكند. مي گفت اگر به سوال هايش درست جواب ندهم مي كشَدَم به چهار ميخ! تا آمدم بگويم چرا مي زني، چند تا سيلي ي ديگر گذاشت توي گوشم. و بعد روي برگه ي بازجويي نوشت با فلاني چه ارتباطي داشتي؟ نوشتم هيچي. دوباره چند تا سيلي زد توي صورتم و گفت جفنگ مي گي!اين اولين جلسه ي بازجويي من بود. من اين رفتار را به قاضي دادگاه گفتم، اما متوجه شدم كه گويا او خود دستور اين گونه برخورد را به بازپرسان پرونده داده بود.در دولت نهم، بازداشتگاه 209 را به زندان و ندامتگاه و يا بهتر است بگويم پشيمان گاه و يا توبه گاه و در نهايت بايد گفت به شكنجه گاه تبديل كرده اند. زنداني هايي را مي شناسم مانند سعيد ماسوري و يا يك نفر كه افشاكننده ي ماجراي سعيد امامي و قتل هاي زنجيره اي بوده، كارمند وزارت اطلاعات بوده، كه الان نام اش را به خاطر ندارم، اين ها الان چند سال است كه در بازداشتگاه 209 زنداني هستند، هرچند كه دوران بازجويي و تفهيم اتهام شان پايان يافته و براي شان حكم زندان هم صادر شده است. من سعيد را يكي دو بار در سالن ملاقات 209 ديدم. در يك فرصتي كه پيش آمد از او پرسيدم چرا هنوز در 209 زنداني هستي؟ او گفت اين دستور وزارت اطلاعات بوده كه من از بند عمومي زندان اوين به 209 منتقل شوم و همين جا زنداني بمانم. در مورد كيوان رفيعي كه يك فعال حقوق بشر است و همين طور در مورد كيوان انصاري و جهاندار و درخشندي هم همين طور است. آن ها با دستور وزارت اطلاعات در بازداشتگاه 209 زنداني هستند. من يكي دو زنداني را مي شناسم (كه البته الان در بند عمومي زندان اوين هستند) كه به دليل فشارها در بازداشتگاه 209 خودكشي كرده بودند. يكي شان – حميد رضا- با ته قاشقي كه با لبه ي ظرف روشويي برنده اش كرده بود رگ دست اش را بريده بود. و ديگري – بابك – كه نمي دانم چطوري، درون سلول خودش را حلق آويز كرده بود، اما زنده مانده بود.اين ها تازه كساني هستند كه نه عضو حزب و دسته اي هستند كه صداي شان را در رسانه ها بازتاب دهند و نه مانند من دست شان به ايميل و وبلاگ و تارنماهاي خبري مي رسد كه بتوانند رفتارهاي غير انساني را بنويسند و افشا كنند.مثلا ببينيد با علي اكبر موسوي خوئيني چه رفتاري داشتند. او خود نماينده ي مجلس بود و از بازداشتگاه هاي بيرون از نظارت سازمان زندان ها، و از همين بازداشتگاه 209 بازديد كرده بود. اما او را (كه به دليل شركت در تجمع زنان در ميدان هفت تير بازداشت شده بود) بيش از 4 ماه در اين بازداشتگاه زنداني كردند و زدند سرش را شكستند و او خود برايم تعريف كرد كه با خوني كه روي پيشاني اش جاري بود، روي ديوار اسم اش را نوشت تا ديگران متوجه شوند كه با او چه رفتاري شده بود. او كه نماينده ي مجلس بود، پس واي به حال زنداني هاي بي پناه، كه صداي شان به جايي نمي رسد.من در اين دوره، شب ها تا دم دماي صبح صداي بازجويي از زن ها و مرد هاي زنداني را مي شنيدم. آن ها در اتاق هاي بازجويي كه با سلول ها زياد فاصله نداشت، ناله مي كردند. آشكار بود كه آزارشان مي دادند. به زن ها فحش مي دادند. من خودم با گوش خودم شنيدم كه يك بازجو به زني مي گفت: برو زنيكه ي خراب، فيلم بازي نكن، و بعد چند تا سيلي توي گوش آن زن نشست. در سكوت محض كاريدورهاي بازداشتگاه 209، مي شد اين صداها را به روشني شنيد. من گرفتاري خودم را فراموش كرده بودم. به صداها گوش مي دادم و به حال و روز اين زنداني ها كه گريه و زاري مي كردند و كتك مي خوردند، بخصوص زن ها و دختر هاي جوان اشك مي ريختم. به راستي اشك مي ريختم.&lt;br /&gt;گزارشگران: چه نوع شكنجه روحي در مورد زندانيان سياسي انجام ميشود؟&lt;br /&gt;سنجري؛شكنجه ي سفيد. منظور هر شيوه ايست كه ضرب و جرح نداشته باشد. مثل سلول انفرادي، آن هم براي چندين ماه، بدون دسترسي به هواخوري، نور خورشيد، ملاقات، تلفن، همه ممنوع! و بدون آگاهي از دنياي پيرامون، بدون آگاهي از خانواده و بستگان. بازجو برايت خبر مي آورد كه مادرت را هم گرفته ايم، همسرت را هم مي خواهيم دستگير كنيم. همه دوستانت بازداشت شده اند. فلاني اعتراف كرده. فلاني اعتراف كرده كه تو بودي كه چنين حرفي زدي و چنين كاري انجام دادي.سناريو. پرونده سازي. و يك چيز ديگر؛ پيش فرض ها. بازجوها در جلسات بازجويي از پيش فرض ها استفاده مي كردند. پيش فرض ها اساس كارشان بود. مثلا بازجو مي گفت تو با امريكايي ها در ارتباط بودي. اين پيش فرض ِ او درباره ي فعاليت هاي من بود. حالا من – كه اساسا نه با امريكايي ها و نه با روس ها و چيني ها و هندي ها هيچ ارتباطي نداشته بودم، بايد درباره ي اين پيش فرض ها حرف مي زدم و به سوال ها و كنجكاوي هاي پيرامونش پاسخ مي دادم. همه ي اين ها با اتهام من نامربوط بود. اما وقتي اين مسئله را به آن ها متذكر شدم، آن ها مرا به سركشي متهم كردند.و سوالات نامربوط. كنكاش در زندگي خصوصي. اينكه با فلان دختر چه رابطه اي داشته اي، اينكه اين رابطه از كجا و براي چه منظوري برقرار شده بود. من متوجه نمي شدم اين موارد به اتهام من (كه در فلان تحصن اعتراضي بازداشت شده بودم) چه ربطي پيدا مي كرد؟ اما ربط پيدا مي كرد. ربطش را فقط بازجوها مي دانستند. بازجوها همه چيز و همه كس را به هم مي دوختند و ربط مي دادند. مثلا اينكه من در جلسه ي سازمان دانش آموختگان (ادوار) شركت كرده بودم، و اين جلسه البته عمومي بود و از همه دعوت شده بود، براي شان جاي سوال داشت. آن ها من را زير فشار قرار مي دادند تا اعتراف كنم به رابطه اي سيستماتيك و هدفمند با سازمان ادوار، تازه آن هم در جهت براندازي نظام! اين ديگر از آن حرف ها بود. اين همان پيش فرض بود. اين پيش فرض اساسا اشتباه بود. سناريو بود. پرونده سازي بود. توهم وزارت اطلاعات بود. توهم دستگاه امنيتي حكومتي بود كه همه كس را دشمن، و يا با كمي تخفيف، در جهت اهداف و كاركرد دشمن (مهره اي در خدمت دشمن) مي بيند و مي پندارد.و باز هم پيش فرض. مصاحبه هايم با راديو فردا و راديو هاي فارسي زبان ديگر. بازجوها پيش خودشان خيال مي كردند حالا كه فلاني با فلان راديو مصاحبه كرده، پس در نتيجه بايد به اين نتيجه برسيم كه فلاني از فلان راديو (كه در خدمت سازمان جاسوسي امريكاست) پول و امكانات ديگري دريافت كرده است!گزارشگران: اگر برايتان امكان دارد از وضعيت بند 209 براي ما بگوئيد و اينكه كدام زندانيان سياسي هم اكنون در اين بند بسر ميبرند؟سنجري: در زندان هاي عمومي هم رفتارها خشن تر شده است. مثلا در جريان داغان شدن ِ اعصاب و روان ِ احمد باطبي، و متشنج شدن اش، سه چهار نفر از هم اتاقي هايش او را روي برانكارد مي گذارند و مي برند به بهداري. آن جا كسي رسيدگي نمي كرده. اين سه چهار نفر داد و بي داد مي كنند و به اين بي توجهي اعتراض مي كنند. فرداي آن روز، اين سه چهار نفر، بي سر و صدا از بند 350 به اندرزگاه 8 تبعيد مي شوند!و يا چند هفته ي پيش، يك زنداني سياسي به نام دادبخش، كه در سالن 7 بند 8 زنداني بود، به دلايل ناروشن به زندان قزل حصار تبعيد شد. او پيش از انتقال، در قرنطينه ي زندان اوين خودش را حلق آويز كرده بود. اين اوج نااميدي زنداني ها را نشان مي دهد. وضعيت زندان هاي ايران دهشتبار است. تا اندازه اي كه حتا نمايندگان مجلس را (كه اين بار از معتمدين حكومت بوده اند) براي بازديد، مثلا به درون بازداشتگاه 209 راه ندادند و همين نماينده ها در مجلس اين موضوع را مطرح كردند و از وزير اطلاعات توضيح خواستند. اما من و شما مي دانيم كه بازداشتگاه هايي مانند 209 مانند جزيره هاي از مركز جدا افتاده اي هستند كه به صورت خودمختار اداره مي شوند و مستقيما زير نظر و نظارت محافل سركوب قرار دارند و به هيچ مرجعي پاسخگو نيستند. من فكر مي كنم محفل همفكران سعيد امامي در وزارت اطلاعات فعال شده و دارد سركوب جامعه مدني (جامعه مدني كه نداريم، بلكه همين افراد و گروه هاي منتقد و ناراضيان سياسي ي تا حدي تحمل شده) را از سر مي گيرد. آقاي محسني اژه اي، وزير اطلاعات هم به نظرم خودش همفكر با اين جريان است، و اگر هم همفكرشان نيست، حداقل دارد دست شان را باز مي گذارد براي اين گونه رفتارهاي خشن با ناراضيان سياسي. البته اين محفل سعي مي كند سركوب گري اش را از طريق دادستاني و شخص سعيد مرتضوي و معاون امنيتي اش، قاضي حداد (يا همان زارع دهنوي، قاضي سابق شعبه 26 دادگاه انقلاب) پوشش قانوني و قضايي بدهد. اما كيست كه نداند سعيد مرتضوي و قاضي حداد هم همفكر و همكار با همين محفل سركوبگر رفتار مي كنند. البته نبايد فراموش كنيم كه اين محفل سركوبگر دارد از رييس جمهور احمدي نژاد قدرت مي گيرد. اين همان سياست پادگاني ست. دولت نظامي و سياست پادگاني. سركوب و خفقان. البته اين محفل ديگر آدم نمي كشد، چون مي داند كه اين روش در نهايت بر ضد حكومت شان تمام مي شود. حالا آن ها سعي مي كنند به جاي كشتن و ترور كردن، ناراضيان سياسي و حتي منتقدان شان را وادار به سكوت كنند. خانه نشين شان كنند. تهديدشان كنند. اين سياست بازدارندگي است. بازداشتگاه 209 هم به كمك اين سياست آمده. ناراضي ها و سركش ها را مي برند آن جا زنداني مي كنند و بهشان مي فهمانند كه اگر به فعاليت هاي شان ادامه دهند برخورد سنگيني در انتظارشان خواهد بود.گزارشگران:در حال حاضر موقعيت نقض حقوق بشر در ايران بخصوص در ميان دانشجويان چگونه است؟ با روي كار آمدن احمدي نژاد چه تغييراتي را در اين زمينه ها مشاهده ميكنيد؟ سنجري: دانشجويان ستاره دار محصول دولت پادگاني احمدي نژاد است. دانشجوياني مانند اميني زاده، عارف و ده ها داشنجوي ديگر را از دانشگاه ها بيرون انداختند. اگر در سال هاي گذشته، يكي مانند من را به اتهام عضويت در گروه دانشجويي غير قانوني، خيلي بي سر و صدا از ادامه ي تحصيل در دانشگاه محروم مي كردند، امروز خيلي علني و رسمي، دانشجوياني را كه خيلي هاشان رتبه هاي علمي بالايي داشته اند، اما در زمينه ي فعاليت هاي سياسي فعال و پويا بوده اند و در تجمعات اعتراضي در دانشگاه ها شركت كرده بودند را از دانشگاه ها اخراج مي كنند. پيش تر اساتيد مجرب و دگرانديش از دانشگاه ها اخراج شده بودند. اين اخراج ها همگي هدفمند بوده، و در جهت هر چه بيشتر محدود كردن ِِ فضاي آزاد گردش افكار و انديشه ها در دانشگاه ها و محيط هاي علمي بوده است. به اين ها اضافه كنيد تخته كردن ِ در ِ بسياري از انجمن هاي مستقل و دمكراسي خواه دانشجويي را، احضار دانشجويان به كميته هاي انضباطي را، توقيف نشريات دانشجويي را، ربودن ِ دانشجويان را، به زندان انداختن شان را، بازداشت هاي يكي دو روزه، براي ارعاب و تهديد، و براي به سكوت وادار كردن آن ها، براي اينكه دست از فعاليت هاي شان بردارند و به اصطلاح فقط به درس و مشق شان توجه كنند و نه به سياست! آن وقت مي بينيم و مي شنويم كه رهبر مي گويد دانشگاه ها بايد سياسي باشند!&lt;br /&gt;گزارشگران: چه نظراتي در حال حاضر و در ميان دانشجويان در رابطه با خطر جنگ موجود است و خط سوم تا چه حد در ميان دانشجويان مطرح است؟&lt;br /&gt;سنجري: من مي خواهم به يك موضوع ديگر هم توجه تان بدهم. و آن اختلاف افكني هوشمندانه ي دستگاه هاي امنيتي و اطلاعاتي در بين طيف هاي مختلف دانشجويان است. من در جلسات بازجويي در بازداشتگاه 209 از برخي از موضوعاتي كه بازجوها طرح مي كردند و از برخي از پرسش ها و كنجكاوي هاي شان، آشكارا به سياست اختلاف افكنانه شان نسبت به افراد و جمع ها و گروه هايي كه آشنايي داشتم، پي بردم. البته نمي خواهم بگويم كه تفاوت در انديشه ها و افكار باعث بروز برخي از اين اختلاف ها نبوده. بلكه مي خواهم بگويم كه متوجه شده ام كه دستگاه امنيتي جمهوري اسلامي در بزرگ نمايي و پر و بال دادن به اين اختلاف هاي عقيدتي در بين طيف هاي مختلف جنبش دانشجويي نقش داشته است، به اين و آن كد داده است. اين كدها بر عليه يكديگر استفاده شده. اين كدها برخي ها را به جان هم انداخته. بدبين كرده، اختلاف انداخته، جدايي انداخته، تا جايي كه ديگر تحمل يكديگر دشوار شده است. وبلاگ هاي برخي از بچه ها را كه مي خوانم، مي بينم كه از هر 10 نوشته اي كه در نقد يكديگر نوشته شده، شايد يكي در نقد حكومت سركوبگر است.پيش تر، حكومت سعي داشت با به راه انداختن تشكيلات دانشجويي ي موازي در دانشگاه ها، جنبش دمكراسي خواه دانشجويان را به انحراف بكشاند، و امروز با اختلاف افكني، سعي دارد همان سياست را البته به گونه اي متفاوت با گذشته، پي بگيرد.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-1004425814593220802?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/1004425814593220802/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=1004425814593220802&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/1004425814593220802'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/1004425814593220802'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/03/20.html' title='پیرامون شکنجه در بازداشتگاه 20 زندان اوین'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-10929467974395699</id><published>2007-03-15T23:14:00.000-07:00</published><updated>2007-03-15T23:16:52.245-07:00</updated><title type='text'>جمهوری اسلامی از این سو، به سلامت</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://bp3.blogger.com/_8688T74mM10/Rfo1_dLyUJI/AAAAAAAAAE0/noVo6EdXKAc/s1600-h/FELESH.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5042402097076785298" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp3.blogger.com/_8688T74mM10/Rfo1_dLyUJI/AAAAAAAAAE0/noVo6EdXKAc/s400/FELESH.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; جمهوری اسلامی از این سو، به سلامت&lt;br /&gt;آزادی از آن سوست، فلش داده علامت&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#6633ff;"&gt;هادی خرسندی&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;جمهوری اسلامی از این سو، به سلامت&lt;br /&gt;آزادی از آن سوست، فلش داده علامت&lt;br /&gt;تابلو چه کسی ساخت؛ بگیرید، بگیرید&lt;br /&gt;عکسش چه کس انداخت؛ بگیرید، بگیرید&lt;br /&gt;این مطلب سربسته چرا واشده اینجا؟&lt;br /&gt;اسرار نظام است که افشا شده اینجا&lt;br /&gt;فی‌الفور بفهمید که طراح فلش کیست&lt;br /&gt;وانکس که در این باره خبر داده بهش کیست&lt;br /&gt;این مطلب سّری است که لو رفته، بجنبید&lt;br /&gt;دشمن به چه جاها که جلو رفته، بجنبید&lt;br /&gt;اول چه کسانی متوجه شده بودند؟&lt;br /&gt;بعداً چه کسانی سر این حقّه گشودند؟&lt;br /&gt;اعدام شود هرکه گذشته‌ست از این راه&lt;br /&gt;معدوم شود هرکه از این راز شد آگاه&lt;br /&gt;(البته که آن تابلوی مربوط به بنزین&lt;br /&gt;کار علما قرص نموده‌ست ز پائین&lt;br /&gt;گور پدر جاکش آزادی اگر رفت&lt;br /&gt;مائیم که هستیم به پایندگی نفت)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-10929467974395699?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/10929467974395699/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=10929467974395699&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/10929467974395699'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/10929467974395699'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/03/blog-post_15.html' title='جمهوری اسلامی از این سو، به سلامت'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp3.blogger.com/_8688T74mM10/Rfo1_dLyUJI/AAAAAAAAAE0/noVo6EdXKAc/s72-c/FELESH.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-9202665082380777684</id><published>2007-03-14T23:15:00.000-07:00</published><updated>2007-03-14T23:17:39.637-07:00</updated><title type='text'>شب عيد معلمان در زندان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.morghesahar.com/images/Caricator/Moalemcarton.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 379px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" height="240" alt="" src="http://www.morghesahar.com/images/Caricator/Moalemcarton.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; زنداني شدن ده ها معلم در تهران - پنجشنبه 24 اسفند 1385 []&lt;br /&gt;اسماعيل صادقي&lt;br /&gt;در پي تجمع اعتراضي ديروز معلمان در مقابل مجلس، نيروهاي امنيتي صدها معلم را دستگير کردند که ده ها نفر از آنان – از جمله سران تشکل هاي صنفي فرهنگيان – زنداني شده اند.&lt;br /&gt;اين برخورد در شرايطي صورت گرفت که به گفته ناظران، از همان جلسه بي نتيجه روز سه شنبه معلمان با مسوولان در مجلس براي حل مشکلات معيشتي فرهنگيان، معلوم بود که دولت و مجلس خط برخورد با فرهنگيان را انتخاب کرده اند. حضور سرداران سپاه و مقامات امنيتي مويد اين گرايش جديد دولت ومجلس بود .&lt;br /&gt;در پي اعلام تجمع مجدد معلمان، از سپيده دم روز چهارشنبه نيروهاي ضد شورش با تجهيزات کامل همراه با انبوه نيروهاي انتظامي در ميدان بهارستان وخيابان هاي اطراف مستقر شده بودند. حضور آنها در ضلع شمالي مجلس چشمگير بود.&lt;br /&gt;اين در حالي بود که معلمان بي خبر از اين تدارک عظيم براي برگزاري تجمع اعتراضي راهي بهارستان شده بودند . اما به آنها اجازه حضور در مقابل مجلس داده نشد وحتي حضور انها در پياده روها هم تحمل نشد. در چنين شرايطي بود که وقتي که معلمان دسته دسته وارد پياده روهاي شمال ميدان مي شدند، يورش نيروهاي امنيتي و انتظامي آغاز شد.&lt;br /&gt;به گزارش خبرنگار روز، باهر يورش تعدادي از معلمان دستگير شده وبه خودروهاي ون پليس منتقل مي گرديدند. وقتي خودروها پر شدند، معلمان را در محوطه مدرسه مخروبه اي در ضلع شمالي خيابان مجاهدين زنداني کردند . هرکس در پياده رو لحظه اي مي ايستاد نيز دستگير مي شد. معلمان دربرابر بيمارستان طرفه تجمع کردند و دقايقي بعد نيروي ويژه با باتوم به انها حمله کردند. دستگير شدگان به زير زمين سازمان تبليغات اسلامي منتقل شدند . به دليل کمبود جا، اتوبوس هاي شرکت واحد به خدمت گرفته شدند . تعدادي از معلمان که به دستگيري خود اعتراض مي کردند از سوي نيرو هاي ورزيده وباتوم به دست به شدت مضروب شدند و لباسهاي آنها پاره شد و سپس، کشان کشان به داخل خودرو ها برده شدند.&lt;br /&gt;نيروهاي انتظامي منطقه وسيعي از مرکز تهران را تحت کنترل شديد گرفته بودند؛ از شرق تا ميدان شهدا، از غرب تا چهار راه استانبول، از شمال تا پل چوبي و از جنوب تا چهار راه سرچشمه. ماموران به هر کس که ظاهري شبيه به معلمان داشت به چشم مظنون نگاه مي کردند ودر صورت توقف يا گفتگو او را دستگير مي کردند.&lt;br /&gt;حضور نيروهاي ويژه در مقابل وزارت آموزش وپرورش در خيابان قرني چشمگير بود. تعدادي از معلمان که براي اعتراض در ساعت 13 مقابل وزارت اجتماع کردند به شدت مضروب ودر هتل مرمر مقابل وزارت زنداني شدند. هنگامي که خبر نگاران در ساعت 14 براي مصاحبه با فرشيدي وزير آموزش و پرورش وارد ساختمان وزارتخانه شدند، از حضور پرتعداد نيروهاي گارد ويژه در طبقه همکف ساختمان وجلو وزارتخانه متعجب شدند . اما فرشيدي هرگونه تجمع معلمان و نيز دستگيري آنها را تکذيب کرد و در مقابل سئوال هاي مکرر خبرنگاران گفت: اگر از دستگيري معلمان خبر داشتم اين شهامت را داشتم که مطرح کنم.&lt;br /&gt;در جريان سرکوب ديروز، علی اکبر باغانی (دبیرکل کانون صنفی معلمان)، محمود بهشتی لنگرودی (سخنگوی کانون صنفی) و علیرضا هاشمی (دبیرکل سازمان معلمان) دستگير شدند.&lt;br /&gt;اسامي تعدادي ديگر از دستگير شدگان به شرح زير است: محمد داوري – علي پور سليمان- قشقاوي – بداغي – نورالله اکبري – اکبر پروشي – محمدرضاخاکبازان - محمود باقري - احمد براتي – اکرم حسني – زهرا شاد – فرشته صباغي – نرگس پيله فروش – محمد بيگي – وچهار تن از دبيران مدرسه نوجوانان انقلاب به نامهاي: نوروز – طاهري – قجاوند - محمدبيگي.&lt;br /&gt;در ميان دستگيرشدگان، نام سجاد خاکساري خبرنگار هفته نامه قلم معلم نيز – که براي انجام وظيفه خبرنگاري در محل حضور داشت - به چشم مي خورد.&lt;br /&gt;به گزارش خبرنگار روز، خانم معلم هاي باز داشت شده در آخرين ساعات روز چهار شنبه با ضمانت همسرانشان آزاد شده اند و روز دوشنيه بايد به دادگاه انقلاب مراجعه کنند. گفته مي شود هفت تن از سران تشکلها به زندان اوين منتقل وبقيه در مکان هاي مختلف از جمله پايگاه ميدان ارک واداره اگاهي تهران در خيابان وحدت اسلامي نگهداري مي شوند. تعداد معلمان دستگير شده را چند صد نفر تخمين مي زنند. به گفته يک فعال صنفي بيش از صد تن از آنها در بازداشت مانده و روز دوشنبه در دادگاه انقلاب حاضر مي شوند .&lt;br /&gt;ساعت 1 بامداد تعداد 50 نفر از معلمان دستگیر شده در روز چهارشنبه 23 اسفند با یک دستگاه اتوبوس از اداره کل آگاهی واقع در خیابان وحدت اسلامی به زندان اوین منتقل شدند&lt;br /&gt;روز آن لاین&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-9202665082380777684?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/9202665082380777684/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=9202665082380777684&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/9202665082380777684'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/9202665082380777684'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/03/blog-post_8504.html' title='شب عيد معلمان در زندان'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-8642905098708157180</id><published>2007-03-14T23:11:00.000-07:00</published><updated>2007-03-14T23:13:44.103-07:00</updated><title type='text'>من فدای همه‌ی مادر خونین کفنان»</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://www.iranianartistsinexile.org/image2/msd1+.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 340px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" height="235" alt="" src="http://www.iranianartistsinexile.org/image2/msd1+.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;«من فدای همه‌ی مادر خونین کفنان»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به یاد مادر اشرف سرهنگ پور (شرقی) و «دختر یک دانه‌اش بهناز»&lt;br /&gt;ایرج مصداقی&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.morghesahar.com/Farhangi/Madar.pdf"&gt;برای مطالعه این مطلب در فرمت پی دی اف کلیک کنید&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-8642905098708157180?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/8642905098708157180/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=8642905098708157180&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/8642905098708157180'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/8642905098708157180'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/03/blog-post_14.html' title='من فدای همه‌ی مادر خونین کفنان»'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-4785897102992620418</id><published>2007-03-07T22:12:00.000-08:00</published><updated>2007-03-07T22:15:13.167-08:00</updated><title type='text'>روز زن در انفرادي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://bp1.blogger.com/_8688T74mM10/Re-pZ6xdsSI/AAAAAAAAAEU/AIHYoSLPQBQ/s1600-h/roozezandarzendan.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5039432770789421346" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp1.blogger.com/_8688T74mM10/Re-pZ6xdsSI/AAAAAAAAAEU/AIHYoSLPQBQ/s400/roozezandarzendan.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; روز زن در انفرادي&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;زنان زنداني، به جز سه نفر، آزاد شدند - پنجشنبه 17 اسفند 1385 [2007.03.08]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اميد معماريان&lt;br /&gt;تمامي فعالان زن بازداشت شده در تجمع برابر دادگاه انقلاب به جز شادي صدر، ژيلا بني يعقوب و محبوبه عباسقلي زاده ، حوالي ساعت دو بامداد 17 اسفند، از زندان اوين ازاد شدند. پيشتر خبر رسيده بود که اين سه نفر، یبه زندان انفرادي فرستاده شده اند.&lt;br /&gt;يکي ازآزادشدگان به "روز" گفت که دليل فرستادن ژيلا بني يعقوب به انفرادي، امنتاع وي از استفاده چشم بند دربازجويي ومحوطه زندان بوده است. ژيلا بني يعقوب پيش از اين يک هفته به دليل تجمع خرداد ماه گذشته درزندان به سر برده بود. محبوبه عباسقلي زاده نيز سال هشتاد و سه بيش از دوماه درزندان انفرادي بود.&lt;br /&gt;يکي ازکساني که دستگيري هاي اخير را دنبال مي کند، گفته است از زناني که سابقه بيشتري درفعاليت هاي جنيش زنان دارند، سوالات گسترده اي درخصوص فعاليت هاي مدني، سفرهاي خارج ازکشور ومسائل خصوصي کرده اند. با کوچک شدن حلقه افرادي که هم اکنون در زندان به سر مي برند، عملا مي تواند انتظار داشت جهت گيري بازجويي هاي روزهاي آينده فراتر برود.&lt;br /&gt;مسئولين قضايي اعتصاب غذاي زنان زنداني را تکذيب کرده اند؛ اما درمورد علت انتقال اين زنان به بندهاي ديگر و انفرادي هيچ صحبتي نکرده اند. همچنين شايع است که به مطبوعات گفته شده براي امروز که روزجهاني زنان است، هيچ خبري دراين زمينه کارنشود.&lt;br /&gt;روزگذشته پس ازپايان ساعت اداري، ناهيد جعفري، ناهيد کشاورز، مريم ميرزا، زينب پيغمبرزاده، سميه فريد، سارا لقماني و آزاده فرقاني آزاد شدند. سپس، نوبت به آزادي آسیه امینی، نسرین افضلی، پروین اردلان، نوشین احمدی، زارا امجدیان، جلوه جواهری، محبوبه حسین زاده، مهناز محمدی، رضوان مقدم، مریم حسین خواه ،خديجه مقدم، طلعت تقی نیا فخري شادفر، مريم شادفر رسيد. در همين ارتباط، سايت ادوار نيوز در ساعت 2 شب خبر داد که "همچنين خانمها انتصاری، گوارایی و مرتاضی تا دقایقی دیگر آزاد می شوند."&lt;br /&gt;پيش از آنها پرستو دوكوهكي، پرستو سرمدي، سارا و ساقي لقايي، ناهيد و فريده انتصاري، نيلوفر گلكار و سارا ايمانيان نيزاز زندان آزاد شده بودند. به گفته يکي ازآزاد شدگان، محبوبه حسين زاده، روزنامه نگاري که عضو وب سايت کنشگران نيز هست، به دليل نوع بازجويي و برخوردهاي با بازجويان وضعيت روحي مناسبي ندارد.يکي ازفعالان زنان درتهران درگفت وگو با "روز" گفت که وضعيتمهناز محمدي نيز به دليل بيماري وخيم است و اگر به زودي تحت درمان پزشکي قرارنگيرد ممکن است شرايط وخيم تري پيدا کند. يکي ازآزادشدگان به "روز"گفت وضعيت مهناز محمدي در زندان آنچنان وخيم و پاي وي چنان کرخ شده بود که نمي توانسته آن را تکان بدهد.&lt;br /&gt;اين درحالي است که پيش ازاين از وضعيت نامناسب سلامتي پروين اردلان خبرداده شده بود. پروين اردلان براي دريافت داروهاي خود درزندان با مشکل جدي مواجه بوده است.&lt;br /&gt;يکي ازآزاد شدگان دور دوم هم به روز گفت: "اگرچه بازجويي ها بي ادبانه نيست، اما شرايط داخل زندان اصلا خوب نيست، هرچيز مي خواستيم بايد هزار بار به در بند مي کوبيديم وداد وهوار مي کرديم تا مثلا قرص هاي پروين اردلان را بياورند".&lt;br /&gt;دستگيري بي سابقه وگسترده زنان درحالي وارد چهارمين روزخود مي شود که مسئولان رسمي قوه قضاييه وبخصوص سخنگوي قوه قضاييه نيز از دادن اطلاعات در مورد چرايي دستگيري هاي خودداري کرده اند.&lt;br /&gt;در عين حال، ديروز ادوارنيوز به نقل از افرادي که روز گذشته به قيد کفالت آزاد شدند، پيامِ تبريکي را از سوي فعالينِ دربند به مناسبت 8 مارس منتشر کرده است. در اين پيام آمده است: "جنبش زنان ايران، همواره با اتخاذ روش هاي مسالمت آميز، در پي دستيابي به مطالبات و خواسته هاي خود بوده است. ما، جمعي از فعالينِ اين جنبش، با پرهيز از خشونت، دشواري ها و هزينه هاي اين راه را به اميدِ جهاني ديگر، بر خود هموار مي کنيم، چرا که ما به آينده چشم دوخته ايم. بدين وسيله، ضمن اعلامِ پايبندي به مطالبات بر حق جنبش زنان، 8 مارس سال 85 را از درون زندان، به تمامي زنان تبريک مي گوييم. "&lt;br /&gt;کنفرانس خبري ديده بان حقوق بشر وعفو بين الملل&lt;br /&gt;امروز پنج شنبه، سازمان ديده بان حقوق بشر وعفو بين الملل به منظور جلب توجه رسانه هاي بين المللي درخصوص افزايش سرکوب مدافعان حقوق بشر و زنان در ايران، در يک کنفرانس خبري گسترده در واشنگتن مسائل رخ داده طي روزهاي گذشته را تشريح خواهند کرد.&lt;br /&gt;هادي قائمي پژوهشگر ديده بان حقوق بشر درگفت و گوي اختصاصي با "روز" گفت :" سرکوب ودستگيري هاي وسيع مدافعين حقوق زنان درايران درسطح بين المللي، چهره حکومت ايران را بيش از پيش تيره ساخته وموجب نگراني هاي بسياري شده است. تا کنون، تمامي نهادهاي حقوق بشري ازجمله ديده بان حقوق بشر، عفو بين المللي، فدراسيون سازمان هاي حقوق بشرFIDH، به همراه کميسيار عالي سازمان ملل درزمينه حقوق بشر، خانم لوييز آربور به شدت اين بازداشت ها را محکوم کرده وخواستار آزادي سريع همه زنان شده اند.&lt;br /&gt;وي در زمينه کنفرانس مطبوعاتي امروز درواشنگتن گفت: "در روزجهاني زن، سازمان هاي ديده بان حقوق بشر و عفو بين الملل، از جنبش مدني زنان در ايران براي رسيدن به حقوق ومطالبات خود حمايت خواهند کرد و سرکوب هاي اخير را براي جامعه بين المللي تشريح وتحليل خواهند کرد. امسال روز جهاني زن در حالي برگزار مي شود که فعالان زن درسراسر جهان، يکي از غمگين ترين سالها را پشت سرمي گذارند. چرا که دوستان وهمراهان آنها درايران به جاي جشن گرفتن چنين روزي وتجديد ميثاق براي ادامه فعاليت هاي مسالمت آميز براي توسعه وبهبود حقوق ووضعيت زنان، بايد درزندان، يا سلول انفرادي بمانند."&lt;br /&gt;به گفته قائمي، اقدام دستگيري جمعي فعالان برجسته حقوق زنان، روزنامه نگاران و وب لاگ نويسان، نشان از دور جديدي ازفشار به فعالان جامعه مدني به نحوي است که آنها را ادامه فعاليت بازدارد. اما تجربه نشان داده است که چنين اقداماتي عملا تاثير چنداني در فعاليت هاي مدني درجوامع مختلف ندارد.&lt;br /&gt;roozonline&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-4785897102992620418?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/4785897102992620418/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=4785897102992620418&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/4785897102992620418'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/4785897102992620418'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/03/blog-post_07.html' title='روز زن در انفرادي'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp1.blogger.com/_8688T74mM10/Re-pZ6xdsSI/AAAAAAAAAEU/AIHYoSLPQBQ/s72-c/roozezandarzendan.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-2987644655826144819</id><published>2007-03-07T00:14:00.000-08:00</published><updated>2007-03-07T00:17:35.286-08:00</updated><title type='text'>مردم ایران در حال کندن و دور انداختنترمز و دنده عقب قطار سرنگونی رژیميادداشت روز کورش عرفاني</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://bp2.blogger.com/_8688T74mM10/Re505e31a2I/AAAAAAAAAEM/ME7E_AMGvuU/s1600-h/Moaleman.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5039093563962780514" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp2.blogger.com/_8688T74mM10/Re505e31a2I/AAAAAAAAAEM/ME7E_AMGvuU/s400/Moaleman.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;بیست هزار معلم درتظاهرات امروز روبروی مجلس آخوندی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مردم ایران در حال کندن و دور انداختنترمز و دنده عقب قطار سرنگونی رژیم يادداشت روز کورش عرفاني&lt;br /&gt;کورش عرفاني&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;«كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است و بازتكثيرش بدون قيد منبع اكيدا مجاز نيست»12 هزار کارگر اعتصابی در نیشابور&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn1" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn1" name="_ftnref1"&gt;[1]&lt;/a&gt;، بیش از 20 هزار معلم در شنبه 12 اسفند در مقابل مجلس، تجمع زنان در مقابل دادگاه انقلاب&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn2" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn2" name="_ftnref2"&gt;[2]&lt;/a&gt; و دستگیری حدود 50 تن از آنان، تجمعات دانشجویی در دانشگاه های کشور به مناسب بزرگداشت روز زن و سرانجام تجمع 4 هزار نفری امروز معلمان در مقابل مجلس که تا ساعت نگارش این نوشته – غروب روز سه شنبه 15 اسفند-همچنان ادامه دارد. این چندتا از گزارش هایی است که پس از هفته ها تسلط خبری تهاجم نظامی به ایران می رود افق دیگری را به روی ایرانیان بگشاید.&lt;br /&gt;وضعیت اقتصادی وخیم کشور راهگشای رشد و گسترش خیزش های اجتماعی فراوان دیگری خواهد بود. پیش بینی هایی که بر اساس بودجه ی سال 1386 انجام شده است همگی بر اساس اوج گیری بیکاری، تورم، گرانی و لذا افزایش نارضایتی ها دارد. براین اساس باید منتظر بود که حرکت های اسفند امسال با اعتصاب سراسری معلمان&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn3" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn3" name="_ftnref3"&gt;[3]&lt;/a&gt; و فرارسیدن مراسم چهار شنبه سوری اوج گرفته و بعد در فروردین سال آینده پس از گذر کوتاه ایام نوروز با شدت و گستردگی بیشتری ادامه یابد و به سوی فراگیر شدن پیش رود. شمشیر بحران بنزین بالای سر نظام است.&lt;br /&gt;در این نباید شکی داشت که قطار رژیم به سوی سراشیبی سرنگونی دیگر نه ترمز دارد و نه دنده عقب. فقط می ماند که این قطار با چه شتابی به سوی سقوط رود. این به طور مستقیم در دست ما نیروهای مخالف داخلی و خارجی جمهوری اسلامی است. هر چه فعالتر و متحدتر باشیم، قویتر خواهیم بود و شتاب سرنگونی بیشتر خواهد شد. امروز چندین جبهه برای مبارزه با رژیم باز شده است و ما درهر کدام که بخواهیم می توانیم فعال شویم :&lt;br /&gt;1- جبهه ی مبارزه برای حقوق بشر که در برگیرنده موارد متعددی مانند اعدام ها، قصاص ها، دستگیری ها و مجازات های ضد بشری می شود.&lt;br /&gt;2- جبهه ی مبارزات زنان : برای مبارزه ی مستقیم بر علیه ستم های چندگانه اعمال شده بر زنان بر اساس یک تبعیض جنسی ضد انسانی&lt;br /&gt;3- جبهه ی مبارزات کارگری : برای احقاق حقوق مادی و سندیکایی کارگران در سراسر کشور&lt;br /&gt;4- جبهه ی مبارزات معلمان : برای خواست های صنفی قشر معلمان و زحمتکشان آموزش و پرورش&lt;br /&gt;5- جبهه ی مبارزات دانشجویی : برای خواست های سیاسی و صنفی در محیط های دانشگاهی&lt;br /&gt;6- جبهه ی مبارزات بیکاران : برای وادار ساختن دولت به ایجاد کار و تامین شرایط لازم برای بازاشتغال یابی کارگران بیکار شده&lt;br /&gt;7- و سرانجام جبهه ی مبارزات سیاسی در داخل و خارج کشور برای دستیابی به آزادی بیان و آزادی تشکلات و تجمعات سیاسی و انتخابات آزاد.&lt;br /&gt;آیا براستی هر ایرانی نمی تواند در یکی از این جبهه ها بستر مبارزاتی لازم را برای شرکت در موج آزاد سازی ایران از سلطه ی حاکمیت آخوندی-بازاری-سپاهی بیابد ؟&lt;br /&gt;بدیهی است در این میان چند ضرورت نباید فراموش شود :&lt;br /&gt;1- ضرورت اطلاع رسانی وسیع در داخل و خارج از کشور در مورد کمیت و کیفیت حرکت های اعتراضی&lt;br /&gt;2- ضرورت ایجاد هماهنگی میان جبهه های نامبرده مانند اطلاعیه بسیار جالب سندیکای کارگران شرکت واحد در اعلام حمایت از روز زن و تظاهرات زنان&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn4" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn4" name="_ftnref4"&gt;[4]&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;3- ضرورت پرداختن متناسب اپوزیسیون خارج از کشور که با حمایت و پشتیبانی خبری، تبلیغاتی و عملی از حرکت های داخلی و نه با بهره بری سیاسی به دنبال تقویت و تحکیم آنها باشند.&lt;br /&gt;4- ضرورت نزدیک شدن تشکل های سیاسی همگون به یکدیگر با هدف تولد بخشیدن به یک آلترناتیو همسو با خیزش های مردمی در داخل ایران&lt;br /&gt;پس می توان گفت بستر اجتماعی در داخل کشور می رود که تحت فشارهای اقتصادی غیر قابل تحمل فعال شود. این فعال شدن می تواند به سرعت جنبه ی همه جا گیر و غیر قابل بازگشت پیدا کند. برای این منظور باید در داخل و خارج از کشور وارد صحنه شد و تلاش نمود که با روشنگری لازم ایرانیان را از انفعال بیرون کشید با یکدیگر در ارتباط گذاشت و آنها را به هم نزد یک کرد. راز موفقیت در ارتباط و هماهنگی است :&lt;br /&gt;· معلمان در تهران و در شهرستان ها باید با یکدیگر حرکت های اعتراضی سراسری را سازماندهی کنند. به گونه ای که بتوانند در یک روز واحد کل آموزش و پرورش را فلج سازند. امید است که تعطیلی مدارس که قرارست از روز شنبه ی آینده آغاز شود از چنین هماهنگی سراسری برخوردار باشد و بتواند سیل میلیونی دانش آموزان را در حمایت از خواست ها معلمان به خیابان ها بکشاند.&lt;br /&gt;· به همین ترتیب انجمن ها، کانون ها و فعالان جنبش زنان در شهرها و استان های مختلف باید برای حرکت های مشترک با هم مشورت و هماهنگی نمایند.&lt;br /&gt;· کارگران در سراسر ایران جمعیتی بالغ بر 10 میلیون نفر هستند. وجود یک نظام هماهنگ کننده ی مشترک می تواند در این باره بسیار مفید باشد و چرخ های اقتصادی ایران را در مسیر منافع مردم فلج کند.&lt;br /&gt;· به همین ترتیب که یک حرکت سراسری از سوی دانشجویان دانشگاه های متعدد کشور می تواند خطری مهم را برای تمامیت رژیم برانگیزد.&lt;br /&gt;· یک حرکت از سوی بیکاران در سطح کشور می تواند میلیون ها بیکار را از انفعال خویش خارج سازد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس نباید شک کرد که مردم ایران در حال حاضر از پتانسیل لازم برای به پایین کشیدن رژیم به خوبی برخوردارند آنچه لازم است تبدیل این قدرت بالقوه به بالفعل است. از همین روی نیز باید به سوی 1- هماهنگی حرکت ها در سطح ملی 2- ایجاد ارتباط میان جبهه های مبارزاتی مختلف 3-تداوم بخشیدن به این اعتراضات و در نهایت 4- به سوی هدفمند ساختن استراتژیک این حرکت ها پیش رویم.&lt;br /&gt;فراموش نکنیم که افزایش فشارهای داخلی در روزهای آینده رژیم را به سوی سازش در جبهه ی خارجی خواهد کشاند&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn5" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn5" name="_ftnref5"&gt;[5]&lt;/a&gt;، سازشی که فروپاشی بخشی از ساختارهای ایدئولوژیک و رشد تضادهای درون نظام را همراه خواهد داشت. این امر با دورکردن شبح جنگ در کشور فضای مناسب برای ایجاد یک جنبش اجتماعی سراسری به سوی دمکراسی و عدالت اجتماعی را فراهم خواهد ساخت. اگر هم رژیم سازش بیرونی نکند می توانیم همزمان با فشارهای بیرونی با شدت بخشیدن به فشارهای داخلی کمر نظام ضد مردمی را راحتتر بشکنیم.&lt;br /&gt;زمستان امسال می تواند بهار آزادسازی را در پی خود داشته باشد. اما این نیازمند آنست که به سوی ابتکارات جدید، روحیه ای تازه و خروج از پوسته ی ترس، ناامیدی، انزوا و پراکندگی در داخل و خارج برویم و تا آنجا که ممکن است روحیه ی شجاعت، آزادیخواهی، امیدواری، عدالت طلبی و نزدیکی و دوستی میان نیروهای مردمی را تشویق کنیم.&lt;br /&gt;تاریخ نشان داده است هیچ ملتی را، از زمانی که نخواهد، نمی توان در بردگی نگه داشت. &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-2987644655826144819?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/2987644655826144819/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=2987644655826144819&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/2987644655826144819'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/2987644655826144819'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/03/blog-post.html' title='مردم ایران در حال کندن و دور انداختنترمز و دنده عقب قطار سرنگونی رژیميادداشت روز کورش عرفاني'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp2.blogger.com/_8688T74mM10/Re505e31a2I/AAAAAAAAAEM/ME7E_AMGvuU/s72-c/Moaleman.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-3510037737835678687</id><published>2007-03-05T23:17:00.000-08:00</published><updated>2007-03-05T23:21:38.703-08:00</updated><title type='text'>بيش از33 تن از فعالين حوزه زنان که روز يک شنبه دستگيرشدند وبه صورت دستجمعي به بند 209 زندان اوين منتقل شدند</title><content type='html'>&lt;a href="http://bp1.blogger.com/_8688T74mM10/Re0Vte31azI/AAAAAAAAAD0/kElgpwKe_ag/s1600-h/PoliticalPrisoniera.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5038707429223000882" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp1.blogger.com/_8688T74mM10/Re0Vte31azI/AAAAAAAAAD0/kElgpwKe_ag/s400/PoliticalPrisoniera.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بيش از33 تن از فعالين حوزه زنان که روز يک شنبه دستگيرشدند وبه صورت دستجمعي به بند 209 زندان اوين منتقل شدند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واکنش گسترده به دستگيري زنانتجمع خانواده هاي زندانيان در مقابل اوين - سه شنبه 15 اسفند 1385 [2007.03.06]اميد معماريانپيگيري هاي روزگذشته خانواده هاي بيش از33 تن از فعالين حوزه زنان که روز يک شنبه دستگيرشدند وبه صورت دستجمعي به بند 209 زندان اوين منتقل شدند، عملا با عدم پاسخگويي مسئولين قضايي بي نتيجه ماند و بار ديگر اين زندان شاهد حضور زناني شد که براي دستيابي به مطالبات انساني خود به صورت مسالمت آميز تلاش مي کنند. با اين وجود درساعات پاياني شب گذشته، مسئولين پرونده افراد ياد شده درتماس با برخي ازخانواده ها ازآنها خواسته اند تا امروز براي آزادي اعضاي خانواده شان به قرار کفالت به دادگاه مراجعه کنند.خانواده هاي زنان دستگيرشده پس ازانتظاري طولاني درجلوي زندان اوين با انتشار بيانيه خواستاراطلاع رساني مسئولان شدند. دراين بيانيه آمده است: "با گذشت بيست و چهار ساعت از دستگيري سي و سه نفر از روزنامه نگاران و فعالان جنبش زنان، ما، به عنوان خانواده هاي آنها، همچنان درنگراني و بي خبري از وضعيت عزيزانمان به سر مي بريم. اين در حالي است که متاسفانه از ساعات اوليه بازداشت هيچ فرد پاسخگويي در مقام ابهام زدايي از وضعيت رسيدگي به امور بازداشت شدگان نيست و خانواده هاي آنها نيز علي رغم قول مساعد برخي مقامات قضايي و انتظامي از صبح امروز با مراجعه به زندان اوين اطلاعي از وضعيت آنها نيافتند. بر اين اساس ما به عنوان اعضاي خانواده افراد بازداشت شده خواستار اطلاع فوري از وضعيت عزيزانمان هستيم و اميدواريم هرچه سريعتر شاهد آزادي آنها باشيم."يکي از فعالان زنان درتهران به "روز" گفت بازجويي از افراد دستگير شده روزگذشته آغاز شده وظاهرا قرار است افرادي که پيش ازاين پرونده اي دردادستاني ندارند، فردا (امروز سه شنبه) آزاد شوند وکساني که پرونده قضايي دارند، براي ادامه بازجويي ها فعلا درزندان بمانند. به گفته اين فعال حوزه زنان که جزو افراد شرکت کننده درجلوي زندان اوين بوده است: "طي سالهاي گذشته نيزجمعي ازافراد ياد شده پيش ازسالروز جهاني زن، به نهادهاي امنيتي واطلاعاتي احضار شده اند تا از برگزاري مراسم مربوط به اين روز جلوگيري کنند. اما اين تلاش ها فايده اي نداشته و به همين جهت به نظر مي رسد، گمان کرده اند که امسال با دستگيري اين افراد مي توانند به کم رونق کردن اين برنامه ها اقدام کنند."دادستاني تهران که دستور بازداشت افراد ياد شده را صادرکرده ازارائه توضيحات بيشتر خودداري نموده است. دادستاني تهران، طي سالهاي گذشته مهمترين نقش را دردستگيري فعالان سياسي، اينترنتي، زنان وحقوق بشر ايفا کرده است. دادستاني تهران درراستاي محدودسازي بيشتر فضاي عمومي جامعه، عملا تجمعات مسالمت آميزي که طبق قوانين جمهوري اسلامي، مجازشمرده مي شود را نيزتحمل نکرده است. دستگيري سي وسه تن از فعالان اجتماعي حوزه زنان که برخي ازآنها دهها سال سابقه حضور درصحنه هاي مختلف جامعه مدني را دارند، درنوع خود اتفاقي بي نظير به شمار مي رود وپس از توقيف فله اي مطبوعات درسال 1378، فله اي ترين برخورد قضايي از نوع خود به شمار مي رود.سهراب سليماني، مديرکل زندان هاي استان تهران گفته است که خانواده ها براي پيگيري وضعيت افراد ياد شده به قاضي پرونده آنها مراجعه کنند. به گفته مقامات زندان درصورت تصميم گيري براي آزادي با خانواده هاي زنان دستگير شده تماس گرفته خواهد شد.ياران ما را آزاد کنيد"مرکزفرهنگي زنان" ازموسسات فرهنگي زنان که طي سالهاي گذشته نقش فعالي درحوزه آگاه سازي وفعاليت هاي ترويجي حوزه زنان داشته است، دربيانيه نسبت به اين دستگيري ها اعتراض کرده است. برخي ازاعضاي اصلي و افراد نزديک به اين مرکز همچون نوشين احمدي خراساني، پروين اردلان، ناهيدجعفري، مريم حسين خواه وناهيد کشاورز ازجمله اين افراد هستند. دراين بيانيه آمده است: "دستگيري سي و سه نفر از فعالان جنبش زنان در13 اسفندماه، نشان از توجه ويژه قانونگذاران و مجريان نسبت به حقوق و مطالبات زنان در آستانه روز جهاني زن دارد. ضرب و شتم نيروهاي انتظامي به تجمع مسالمت آميز زنان در مقابل دادگاه انقلاب انتظامي وانتقال دستگيرشدگان به بازداشتگاه مبارزه با مفاسد اجتماعي خيابان وزرا و سپس زندان اوين رويکرد خشونت بار مسئولين را نسبت به جنبش برابري خواه زنان برملا ساخت. ازسوي ديگر انتشار اطلاعيه مشترک وحضور طيف هاي مختلف جنبش زنان در اعتراض به روند دستگيري و بازجويي فعالان جنبش زنان بارديگر نيرويي تازه در کالبد جنبش زنان دميد."نويسندگان بيانيه مرکزفرهنگي زنان درادامه با اشاره به پيگيري هاي خانواده هاي افراد دستگير شده آورده اند: "از اولين دقايق انتقال دستگيرشدگان به بازداشتگاه وزرا، جمع زيادي از خانواده ها، فعالان زنان و فعالان دانشجويي در محل جمع شده و پس از 3 ساعت ونيم حضور در خيابان و پياده روي مقابل، عليرغم ممانعت نيروهاي انتظامي وارد محوطه شده وممصم شدند که تا روشن شدن وضعيت دستگيرشدگان خارج نشوند. سرانجام در ساعات آغازين شب عليرغم اعتراض و حضورگسترده افراد در مقابل در پارکينگ و خيابان وزرا، تمامي دستگيرشدگان با دو مينبي بوس به زندان اوين منتقل شدند.""مرکز فرهنگي زنان" با اعتراض به به دربند شدن ياران فعال جنبش زنان در کنار شش عضو متعهد و کوشايش( نوشين احمدي خراساني، پروين اردلان، ناهيد جعفري، مريم حسين خواه، ناهيد کشاورز و مريم ميرزا) و با توجه به نامعلوم بودن وضعيت پرونده آنان، در آستانه روزر جهاني زن، خواهان آزادي تمامي ايران افراد و متوقف کردن روند احضارها، دستگيري ها، و تهديدهايي است که نسبت به اعضاي جنبش زنان صورت مي گيرد، شده است. سوسن طهماسبي، محبوبه حسين زاده و آسيه اميني از اعضاي موسسه کنشگران ومحبوبه عباسقلي زاده، شادي صدر، نسرين افضلي نيز از اعضاي سايت "ميدان" به شمار مي روند که فعاليت هاي آموزشي- ترويجي اجتماعي زيادي را درحوزه زنان سازمان مي دهند. افراد ياد شده فعال اجتماعي، نويسنده، روزنامه نگار ووکيل هستند.اين در شرايطي است که کماکان گروه هاي مختلف زنان براي برگزاري مناسبت هايي درخصوص روزجهاني زن يا هشتم مارس، ازمردم دعوت به عمل آورده اند. ازجمله فراخواني براي تجمع روز جهاني زن - ٨ مارس/ ١٧ اسفند ٨٥ براي تجديد ميثاق و ابراز همبستگي تا رفع هر گونه تبعيض و نابرابري و بي‌عدالتي عليه زنان، در روز ٨ مارس، ١٧ اسفند ٨٥ از ساعت ٢ تا ٣ بعد از ظهر در مقابل در اصلي مجلس برگزار خواهد شد.در همين حال، روز يکشنبه روزنامه کيهان، با حمله به به "کمپين يک ميليون امضاء" که يکي ازحرکت هاي مسالمت آميز زنان براي تغيير قوانين درکشور به شمار مي رود، با اتصال آن به سرويس هاي اطلاعاتي هلندوآمريکا واعلام اين مطلب که چنين حرکت هايي از" بودجه هاي 57 ميليون دلاري و 51 ميليون يورويي آمريكا و هلند" تغذيه مي کنند، بخش ديگري ازسناريويي که عليه زنان تدارک ديده شده است را افشا کرد. روزنامه کيهان، درحالي دستگيري بي سابقه سي وسه فعال اجتماعي حوزه زنان را با فروپاشي اين جنبش همسان دانسته وآورده است: "علي رغم اين ائتلاف التقاطي، با گذشت شش ماه از فعاليت كمپين و برگزاري كارگاههاي آموزشي گردانندگان آن نشانه هاي فروپاشي كمپين، در آستانه روز جهاني زن (هشتم مارس)، ظاهر شده است."اعتراض گروه هاي مختلف اجتماعي و سياسيجبهه مشارکت اسلامي يکي از جرياناتي است که با انتشار بيانيه اي به دستگيري زنان ياد شده اعتراض کرده است. بيانيه اين تشکل با تاکيد بر اين‌كه "دستگيري تعدادي از فعالان زن در يک تجمع مسالمت‌آميز و در اعتراض به برخورد با تعدادي ديگر از فعالان زن كه به دليل شركت در تجمع 22 خرداد محاكمه شده‌اند، اقدام نابه‌جايي بود که در آستانه روز جهاني زن صورت گرفت" آورده است: "متأسفانه اتخاذ آن‌چه تدابير امنيتي و محدودسازي خوانده شده، در مواجهه با مطالبات و حقوق انساني زنان، همواره به عنوان اولين و بهترين پاسخ به کار گرفته مي‌شود و همان‌طور که در تجمع 22 خرداد ماه و اقدامات اعتراضي ديگر صوت گرفت، هيچ‌گاه پاسخ درخور و قانع‌کننده‌اي به آنان داده نشده است."در ادامه اين بيانيه خاطر نشان شده: "سؤال اين است آيا مي‌توان بين زنان اين کشور و زنان ديگر دنيا، ديوار جدايي کشيد و آيا در کشوري که زنان توانايي خود را در عرصه‌هاي علمي، سياسي و اجتماعي اثبات كرده‌اند و همواره در همه صحنه‌هاي مبارزات آزادي‌خواهانه ملت مسلمان ايران حضور داشته‌اند، آن هم در شرايطي که کشور را به نقض حقوق بشر و تبغيض عليه زنان متهم مي‌کنند، به يک اعتراض مسالمت‌جويانه آنان، بايد اين‌گونه پاسخ داده شود! تصميم‌گيرندگان بدانند برابري حقوقي، اجتماعي و فرهنگي و سياسي مطالبه انساني زنان ايراني است که بر اين باورند اين نظام ظرفيت به اجرا درآوردن مباني عدالت جنسيتي را در همه عرصه‌ها دارد و به همين منظور براي تحقق آن در مجموعه قواعد موجود تلاش مي‌کنند. اگر با اين خواسته کاملاً‌ انساني و در قالب يک حرکت اعتراضي مسالمت‌جويانه برخوردهاي امنيتي و محدودسازي صورت گيرد، در آينده‌اي نه چندان دور اين مسأله مي‌تواند به بحران‌هاي اجتماعي غيرقابل کنترل تبديل شود، که نمونه‌هاي آن را در اجتماع و به وفور و در گسترش آسيب‌ها و مشکلات اجتماعي مي‌توان مشاهده كرد."جبهه مشارکت ايران اسلامي، در پايان با گراميداشت روز جهاني زن، تأسف شديد خود را از اين وقايع و آنچه درک‌نكردن واقع‌بينانه متوليان از مطالبات و خواسته‌هاي زنان خوانده، اعلام داشته و خواستار آزادي فعالان دستگير شده و اتخاذ تدابير مقتضي، توأم با درک عميق از مطالبات زنان ايران، شده است، هم‌چنين توجه همه دلسوزان نظام را به شرايط کنوني کشور نيز جلب کرده و ضمن اعلام پشتيباني از حقوق برابر زنان ايران، خواستار ايجاد زمينه‌هاي لازم براي طرح و احقاق مطالبات معوق آنان شده است.کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت(طيف علامه) نيز به بازداشت گسترده روزهاي اخير اعتراض کرده است. اين کميسييون دراطلاعيه ايي با اشاره به نحوه و روند دستگيري افراد مذكور، اين امر نقض قانون اساسي دانسته و نگهداري دستگيرشدگان بدون تفهيم اتهام به آنان را بازداشت غير قانوني خوانده و برگزاري دادگاه رسيدگي به اتهامات شركت كنندگان در تجمع 22 خرداد در آستانه‌ي روز جهاني زن را هتك حرمتي دوباره به جايگاه زنان ارزيابي كرده است. کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت(طيف علامه) در اين بيانيه ضمن محکوم کردن اين اقدامات خواستار پيگيري نهادها و سازمان‌هاي فعال سياسي و مدني در اين ارتباط شده‌است.&lt;br /&gt;roozonline&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-3510037737835678687?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/3510037737835678687/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=3510037737835678687&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/3510037737835678687'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/3510037737835678687'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/03/33-209.html' title='بيش از33 تن از فعالين حوزه زنان که روز يک شنبه دستگيرشدند وبه صورت دستجمعي به بند 209 زندان اوين منتقل شدند'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp1.blogger.com/_8688T74mM10/Re0Vte31azI/AAAAAAAAAD0/kElgpwKe_ag/s72-c/PoliticalPrisoniera.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-716343361710761250</id><published>2007-03-04T19:22:00.000-08:00</published><updated>2007-03-04T19:27:02.255-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://bp2.blogger.com/_8688T74mM10/ReuNZpzrTkI/AAAAAAAAADc/ZBq4PYRYlus/s1600-h/Zanan2.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5038276080002879042" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp2.blogger.com/_8688T74mM10/ReuNZpzrTkI/AAAAAAAAADc/ZBq4PYRYlus/s400/Zanan2.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;strong&gt;فعالان زن در زندان اوين&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;دستگيري گسترده در آستانه هشتم مارس&lt;/strong&gt; -&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;دوشنبه 14 اسفند 1385 [2007.03.05]اميد معمارياننيروهاي پليس تجمع کنندگاني را که براي همراهي پنج تن ازفعالان حوزه زنان به جلوي دادگاه رفته بودند دستگير کردند. اين دادگاه براي رسيدگي به اتهامات سوسن طهماسبي، پروين اردلان، نوشين احمدي خراساني، فريبا داوودي مهاجر وشهلا انتصاري درخصوص شرکت درتجمع مسالمت آميز 22 خرداد ماه گذشته برگزار شد. افراد ياد شده - به جز فريبا داوودي مهاجر که براي ديدارفرزند خود در خارج از کشور به سر مي برد - هم اکنون به بند 209 زندان اوين منتقل شده اند.هادي قائمي محقق سازمان ديده بان حقوق بشر مستقردرنيويورک در مورد دستگيري ديروز فعالان جنبش زنان زنان به "روز" گفت: "بازداشت هايي دراين سطح گسترده، بي سابقه وفوق العاده نگران کننده است ودرسطح بين المللي انعکاسی بسيار منفي براي ايران خواهد داشت." او نحوه اين دستگيري ها را حاوي پيام هاي متعددي دانست که به اعتقاد وي: "زنگ خطري است براي فعالان حقوق بشر درايران، زنگ خطري براي برخوردهاي شديد و بي مهابا با فعالاني که خواستار فعاليت هاي مسالمت آميز هستند." به گفته قائمي، چنين برخوردهایي "نشان دهنده نهايت عدم تحمل حکومت دربرابر مدافعين حقوق زن ونهادهاي مدني است، چرا که آنها با اين شدت با کساني که هيچ عمل خلافي انجام نمي دهند، فقط وفقط به خاطر ابراز عقيده شان برخورد مي کنند". او مي افزايد: "ديده بان حقوق بشر مصرا از دولت ايران مي خواهد به رفتارهايي که مخالف قوانين ايران و قوانين بين الملي است پايان دهد، چرا که خواسته هاي زنان ايران خواسته هاي نيمي از مردم ايران است و دولت به سادگي نمي تواند از کنار آن بگذرد. درهيچ کشوري تمامي نخبگان وپيشاهنگان جامعه مدني به اين روند بي رويه و خودسرانه دريک روز بازداشت نمي شوند."سايت زنستان که برخي ازگردانندگان آن درميان بازداشت شدگان هستند در خبري درهمين زمينه آورده است: "اخبار ضد ونقيضي که از دستگاه قضايي و نيروي انتظامي به بيرون درز کرده است، سمت و سوي مشخصي نداشته که اين امر نگراني خانواده ها و وکلاي دستگير شدگان را به همراه دارد. از ساعت نه صبح تاکنون (شش و نيم بعدازظهر) جمع زيادي از خانواده هاي دستگير شدگان، وکلا و فعالان جنبش زنان در مقابل بازداشتگاه وزرا جمع شده و در انتظار آزادي زنان به سر مي برند." وضعيتي که تا نيمه شب نيز ادامه داشت. قراراست برخي ديگر ازفعالان زنان امروز(دوشنبه) درجلوي زندان اوين دراعتراض به اين دستگيري وپيگيري وضعيت بازداشت شدگان دست به تجمع بزنند.درحالي که ليست هاي مختلفي ازدستگير شدگان منتشر شده، سايت زنستان اسامی زير را به عنوان بازداشت شدگان ذکرکرده است: "فاطمه گوارايي، محبوبه عباسقلي زاده، پرستو دوکوهکي، نوشين احمدي خراساني، پروين اردلان، ناهيد کشاورز، سوسن طهماسبي، نيلوفر گلکار، مريم ميرزا، مريم حسين خواه، ناهيد جعفري، مينو مرتاضي، شهلا انتصاري، آزاده فرقاني، ژيلا بني يعقوب، محبوبه حسين زاده، ناهيد انتصاري، آسيه اميني، شادي صدر، ساقي لقايي، ساغر لقايي، الناز انصاري، سارا ايمانيان، جلوه جواهري، زارا امجديان، زينب پيغمبرزاده، نسرين افضلي، مهناز محمدي، سميه فريد، فريده انتصاري، رضوان، مقدم، سارا لقماني".يکي از فعالان مطبوعاتي که جريان این دستگيري را دنبال کرده به "روز" گفت: زندان اوين 33 تن اززنان شرکت کننده درتجمع را تحويل گرفته است. به گفته وي، مامورين مدعيند تا فردا تحقيقات لازم را نسبت به وضعيت افراد بازداشت شده به عمل می آورند و برخي ازدستگيرشدگان را آزاد مي کنند.دربين دستگيرشدگان افرادي همچون پروين اردلان، محبوبه عباسقلي زاده، ژيلا بني يعقوب، نوشين احمدي خراساني و... پيش ازاين نيز به دليل فعاليت هاي اجتماعي وفرهنگي خود دستگير شده بودند. محبوبه عباسقلي زاده سال 1384 به مدت يک ماه دربازداشت نيروهاي امنيتي به سر مي برد. پاسپورت برخي از افراد ياد شده همچون سوسن طهماسبي هنگام بازگشت ازايران ضبط شده بود. پرستو دوکوهکي، آسيه اميني، محبوبه حسين زاده، نسرين افضلي، مريم ميرزا ومريم حسين خواه ازجمله وب لاگ نويسان فعال حوزه زنان هستند که درجمع دستگير شدگان ديده مي شوند. خانواده دوکوهکي وبرخي ديگراز دستگير شدگان ازوضعيت فرزندان خود تا پايان شب گذشته هيچ خبري نداشتند.درجريان تظاهرات 22 خرداد ماه گذشته فعالان زنان در تهران نيز بيش از چهل نفردستگيرشدند که در ميان آنها، علي اکبرموسوي خوييني ها نیز حضور داشت که مدت پنچ ماه در زندان به سر برد. اين تجمع نیز که دراعتراض به قوانين ضد زن در ایران برگزار شد، با دخالت نيروهاي پليس به خشونت کشيده شد.روزگذشته نيز، هنگامي که ده ها تن ازفعالان حوزه زنان و شرکت کنندگان تجمع خرداد، با حمل پلاکاردهايي به برگزارکنندگان دادگاه يادآوري مي کردند که آنها نيز چون پنج فعال احضار شده به دادگاه در تجمع خرداد شرکت داشته اند، توسط نيروهاي پليس دستگير شدند. روي اين پلاکاردها نوشته شده بود: "اصل 27 قانون اساسي تجمع آرام حق مسلم ماست."اعتراض به بازداشت هاي يک سال گذشتهيکي ازفعالان حوزه زنان که خواست نامش فاش نشود به "روز" گفت: تجمع کنندگان دراعتراض به روند بازداشت هاي يک ساله اخير، که هم اکنون به يک روال تبديل مي شود، دستگيري هاي اخيري که درفرودگاه انجام شد وهمچنين محاکمه پنج تن از کساني که بي وقفه زندگي شان را وقف حل مسائل حوزه زنان کرده اند، به جلوي دادگاه رفته بودند. به گفته وي ماموران پليس با حمله به آنها پلاکاردهايشان را شکستند و با لحن تحقير آميزي گفتند: "اگر متفرق نشويد از درخت آويزانتان مي کنيم". برخي از مامورین نیز با به کارگیری کلمات توهين آميز ازتجمع کنندگان - که از گروه هاي مختف سني بودند - خواستند متفرق شوند.آنها سپس بازداشت شدگان را با ضرب و شتم به دو ميني بوسی سوار کردند که به همین منظور به منطقه اعزام شده بود. همه دستگير شدگان ابتدا به ساختمان اداره مفاسد اجتماعي درخيابان وزرای تهران برده شدند.خشن ترين برخورد روزگذشته با ناهيد جعفري صورت گرفته است که هنگام سوار کردن وي سرش را به مینی کوبيدند که این برخورد موجب شکسته شدن دندان وي شد. اين موضوع با اعتراض افراد حاضر روبه رو شد. آنها از نيروهاي پليس خواستند يک دکتر به وضع او رسيدگي کند، اما توجهي به خواسته آنان نشد.روايت يک شاهد عينييکي ازکساني که دراين تجمع حضور داشته است با شرح مشاهدات خود دروب سايت "زنان صلح" آورده است: "بعد از بلند کردن پلاکاردها کم کم سرو کله نيروهاي لباس شخصي و پليس که يکي از آنها خانم بود پيدا شد. پليس‌ها به طرف ما آمدند و گفتند از آنجا برويد تجمع شما مجوز ندارد. يكي از دوستان گفت طبق قانون اساسي تجمع مسالمت آميز مجمز نمي‌خواهد. بحث در گرفت كه توقف شما رفت و امد ماشين ها را در خيابان معلم مختل مي کند صف معترضان را به هم ريختند و بعد سرهنگ (...) شروع کرد به پاره کردن پلاکاردها و و با نوک بي سيم اش به سر و روي برخي از مردان حاضر كوبيد و آنها را با خشونت از صف زنان دور ساخت...دوباره سرهنگ (...) كه از اضافه شدن تعداد نيروهاي اعتماد به نفس بيشتري پيدا كرده بود گفت: يا علي بريد گم شيد! و و به جمع حمله كرد. دوستان به پياده‌رو رفتند و از جايشان تكان نخوردند. يك سرهنگ كه محترمانه تر رفتار مي‌كرد به جمع پيشنهاد كرد كه نايستيد در پياده‌رو راه برويد. دوستان از او هوشیارتر بودند."اين شاهد عيني درادامه آورده است: "اگر راه مي‌رفتند مي‌شد تظاهرات و پليس مي‌توانست بهانه قانوني! پيدا كند. بعد سرهنگ بد اخلاق شروع كرد به تهديد که اگر نرويد همين الان مي گويم که ميني بوس ها بيايند شما لجن ها را ببرند. در حمله بعدي سرهنگ و نيروهايش چند تايي از دوستان از جمع جدا ماندن. جدا ماندن همان و رانده شدن به سر خيابان همان. بچه‌هاي باقي مانده كه حدود 40 نفر بودند تصميم گرفتند روي زمين و کنار همديگر بنشينند. دوستان جدا شده سر خيابان جمع شدند و چند پليس مامور شدند كه از ملحق شدن آنها به جمع خودداري كنند.....بقيه بچه‌ها همانجا نشستند. کم کم به تعداد نيرو هاي لباس شخصي اضافه شد. دو تا وان (از اين ميني‌بوس‌هاي سفيد كوچك كه در تجمع 22 خرداد هم بكار گرفته شده بود) به جلوي دادگاه انقلاب رسيدند و همانجا منتظر ماندند. ساعت نزديك 11 بود كه شادي صدر و نوشين احمدي و پروين اردلان و سوسن طهماسبي از دادگاه بيرون آمدند به محض بيرون آمدن آنها و حضور مرد کت و شلواري گويا دستور رسيد."در ادامه "ماموران کساني را که روي زمين نشسته بودند به زور سوار 2 وان کردند و بردند. اول گفتند آنها را به پادگان وليعصر برده‌اند. اما آنجا نبودند. بچه‌هايي كه موبايل‌هايشان همراهشان بود با ديگران تماس گرفتند. ژيلا مي ‌گفت هواي وان خيلي گرم است دارند خفه مي‌شوند. 20 نفر در يك وان كوچك بودند....يكي ديگه از بچه‌ها مي‌گفت كه دارند بيخودي آنها را در خيابان‌ها مي‌چرخانند. ساعت نزديك يك بود كه معلوم شد آنها را به خيابان وزرا برده‌اند. محبوبه گفت ما را تو حياط اداره منكرات وزرا نگه داشته‌اند. نيم‌ساعت بعد بالاخره بچه‌ها در آخرين تماس تلفني‌شان گفتند كه دارند ما را تحويل مي‌گيرند. 36 نفريم. ساعت يك بعد از ظهر بود."برگزاري دادگاه فعالان زنانبرخورد ديروز با تجمع زنان در حالي صورت گرفت که دادگاه رسيدگي به اتهامات نوشين احمدي، پروين اردلان، شهلا انتساري و سوسن طهماسبي روزگذشته درشعبه ششم دادگاه انقلاب برگزار شد. موارد اتهامي که عليه انها اقامه شده تبليغ عليه نظام، اقدام عليه امنيت ملي وشرکت درتجمع غيرقانوني اعلام شده است. محمدشريف، نسرين ستوده ومحمددادخواه وکلاي افراد ياد شده بودند که به دفاع ازآنها پرداختند.محمد شريف، وکيل مدافع فريبا داودي مهاجر درخصوص دادگاه موکلش که متهم رديف اول پرونده تجمع روز ۲۲ خرداد در ميدان هفت‌‏تير است به ايلنا گفته است: "با توجه به اينکه موکل قبل از ابلاغ برگه قضايي مربوط به تاريخ تشکيل جلسه رسيدگي به اتهاماتش، جهت يک ديدار خانوادگي به خارج از کشور عزيمت کرده بود، بنده از دادگاه تقاضاي تجديد جلسه را کردم که دادگاه بايد در مورد تصميم بگيرد. در عين حال با توجه به اينکه بنده پيش از اين ضمن ارايه وکالت‌‏نامه به دادگاه در تاريخ نهم اسفند ماه جاري، تقاضاي مطالعه پرونده را کرده بودم ولي دفتر شعبه ششم دادگاه انقلاب به لحاظ اينکه معتقد بود علاوه بر وکالت‌‏نامه تنظيمي بايد قرارداد جداگانه‌‏اي که بين بنده و موکل منعقد شده به دادگاه ارايه شود. با توجه به اينکه چنين قراردادي بين بنده و داودي مهاجر وجود نداشته و دادگاه نيز معتقد بود که ارايه اين قرارداد الزامي است، بنابراين پرونده اتهامي موکل جهت مطالعه در اختيار بنده قرار نگرفت و به همين علت دلايل انتساب اتهامات موضوع تشکيل پرونده براي من نامعلوم ماند."شريف با بيان اينکه به علت عدم مطالعه پرونده امکان دفاع براي وي وجود نداشت، اتهامات موکلش را تبليغ عليه نظام و اجتماع و تباني جهت ارتکاب جرم عليه امنيت کشور عنوان کرد و گفت: اميدوارم دادگاه با توجه به عدم مطالعه پرونده و الزامي نبودن انعقاد قرارداد جداگانه غير از وکالت‌‏نامه تقديمي به دادگاه، جلسه رسيدگي را تجديد کند تا پس از مطالعه پرونده امکان دفاع فراهم شود.نسرين ستوده، وکيل مدافع پروين اردلان و نوشين احمدي از متهمان ديگر اين پرونده نيز، با بيان اينکه دادگاه موکلانش به علت بازداشت آنها در جريان تجمع صبح امروز فعالان مسايل زنان مقابل دادگاه انقلاب، بدون حضور اردلان و احمدي برگزار شد به ايلنا ‏گفت: "در اين جلسه لايحه دفاعيه خانم عبادي از وکلاي پرونده تقديم دادگاه شد. بنده و ليلا علي کرمي از ديگر وکلاي پرونده نيز به طور شفاهي به دفاع از موکلانمان پرداختيم. در اين جلسه آخرين دفاع در مورد پرونده نوشين احمدي اخذ شد و ما به علت عدم مطالعه پرونده درخواست تجديدجلسه را کرديم."محمدعلي دادخواه، وکيل مدافع سوسن طهماسبي از ديگر متهمان اين پرونده نيز گفته که در اين جلسه اتهام موکلم قرائت شد و ما نيز به دفاع از اتهام انتسابي پرداختيم. در اين جلسه همچنين آخرين دفاع از موکل اخذ شد. وي، انتساب اتهام مزبور را فاقد وجاهت قانوني عنوان کرد و گفت: با توجه به اينکه برابر قانون اساسي اصل اجتماع آزاد است، بنابراين انتساب اين اتهام فاقد وجاهت قانوني است.بيانيه زنان در آستانه هشتم مارسجمعي ازفعالان زناني که درجريان حضور دردادگاه دستگير شده اند، طي روزهاي گذشته وبه مناسبت فرارسيدن روزجهاني زن (هشتم مارس) دربيانيه اي از اينکه براي حل مسائل حوزه زنان به آينده نگاه مي کنند سخن گفته بودند. آنها همچنين ازحضور خود درجريان دادگاه فعالان زن خبرداده بودند: "ما فعالان جنبش زنان محاکمه تعدادي از فعالان اين جنبش را در آستانه ٨ مارس، روز جهاني زن، نشانه تداوم سياست هاي سرکوب گرانه عليه مطالبات بر حق زنان ايران مي دانيم و ضمن محکوم کردن اين سياست ها و اقدامات، نسبت به تبعات منفي امنيتي نمودن فضاي مسالمت آميز فعاليت هاي مدني جنبش زنان هشدار مي دهيم و با تأکيد دوباره بر خواسته هاي دموکراتيک و خود جوش ملت ايران، به ويژه جنبش زنان، براي ابراز همبستگي با پنج نفر از فعالان جنبش زنان که به اتهام دعوت به تجمع مسالمت‎آميز ۲۲ خرداد در ميدان هفت تير، درست چند روز مانده به روز جهاني زن براي شرکت در جلسه دادرسي به دادگاه انقلاب فراخوانده شده اند (شهلا انتصاري، فريبا داوودي مهاجر، پروين اردلان، نوشين احمدي خراساني و سوسن طهماسبي) و نيز همه فعالاني که در يک سال گذشته مورد آزار، تحقير و توهين قرار گرفته، کتک خورده اند، احضار و بازجويي شده اند (از جمله ژيلا بني‎يعقوب، دلارام علي، عاليه اقدام‎دوست، آزاده فرقاني، بهاره هدايت، نسيم سلطان‎بيگي، مريم ضياء، ليلا موسي زاده، فاطمه حاج حسيني، معصومه ضياء، فريده فرهي و... که به دليل شرکت در تجمع ۲۲ خرداد دستگير و محاکمه شده يا در انتظار محاکمه هستند) و فعالان زني که دستگير شده‎ و در انتظار پرونده‎سازي هستند (از جمله طلعت تقي نيا، منصوره شجاعي و فرناز سيفي که به خاطر قصد به شرکت در يک کارگاه آموزشي در هند در فرودگاه بازداشت شده‎اند)، روز يکشنبه، ۱٣ اسفند ساعت ٨ و نيم صبح در مقابل دادگاه انقلاب (واقع در خيابان شريعتي، ابتداي خيابان معلم) حضور مي يابيم و اعتراض خود را نسبت به هر گونه برخورد امنيتي و قضايي با فعاليت‎ هاي مدني و مبارزات مسالمت آميز زنان براي احقاق حقوق خويش ابراز مي داريم."دربخش ديگري ازاين بيانيه آمده بود: "فشار جامعه جهاني را بر گرده خود احساس کنيم که حلقه محاصره خود را با تهديد و تحريم و کابوس جنگ هر روز تنگ تر مي کند. ما، جمعي از فعالان جنبش زنان، در آستانه روز جهاني زن ( 8 مارس/ 17 اسفند 1385)، و با تبريک اين روز به همه زنان ايراني، اعتراض خود را به کليه سياست هاي پدر سالارانه خواه به نام تفسير ناصواب از اسلام، يا به نام حقوق بشر و دموکراسي اعلام مي کنيم و اعتقاد داريم آنچه جامعه جهاني بايد بر آن پافشاري کند، بحث دموکراسي و حقوق بشر است و نه انرژي هسته اي، آن هم از طريق گفتگوي ديپلماتيک و صلح آميز و نه جنگ و ويراني."برخي تحليلگران زنان دستگيري ديروز زنان را بي ارتباط با نزديک بودن روزجهاني زن مصادف با هشتم مارس طي روزهاي آينده نمي دانند. آنها با يادآوري اينکه طي سالهاي گذشته دولت نسبت به برگزاري مراسم هشتم مارس درايران بسيار حساس بوده و فشارهاي زيادي را بر افراد دست اندرکاربرگزاري مراسم وارد کرده است، نتيجه مي گيرند که احتمال دارد برخي دستگير شدگان تا بعد از مراسم هشتم مارس تحت نظر باشند.سایت روز آن لاین&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-716343361710761250?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/716343361710761250/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=716343361710761250&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/716343361710761250'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/716343361710761250'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/03/14-1385-2007.html' title=''/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp2.blogger.com/_8688T74mM10/ReuNZpzrTkI/AAAAAAAAADc/ZBq4PYRYlus/s72-c/Zanan2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-7978592752381378890</id><published>2007-03-01T18:29:00.000-08:00</published><updated>2007-03-01T18:43:11.760-08:00</updated><title type='text'>جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۸۵ - 2 مارس 2007</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff6666;"&gt;خلاصه خبرها&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اخبارمربوط به درگیریهای داخلی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله سابق) :  یک سرهنگ تمام و سه درجه دار یگان ویژه پاسداران مرصاد را دسنگير کرديم&lt;br /&gt;اخباردرگیریهای خارجی (  انرژی هسته ای - تحریم - تهدید جنگ)&lt;br /&gt; &lt;a class="type1" id="latestNews_aalNews__ctl2_newsTitle" title=" جمعه  ۱۱ اسفند ۱۳۸۵" href="http://www.radiofarda.com/News/380623.html"&gt;ا&lt;/a&gt;عضای دائمی شورای امنیت و آلمان در رابطه با قطعنامه علیه ایران گفتگو کردند&lt;br /&gt; آمریکا یک سیستم رادار در آسیای میانه راه اندازی می کند&lt;br /&gt;بی بی سی : منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران، آنچه که وی آنرا شرایط ایران برای مذاکرات هسته ای خوانده، اعلام کرده است&lt;br /&gt;.ژیرینوفسکی: آمریکا تحت فشار یهودیان حمله به ایران را آغاز می کند&lt;br /&gt;كاخ سفيد: موضع آمريكا در قبال ايران و سوريه تغيير نكرده است&lt;br /&gt;ممنوعيت آموزش اتباع ايراني در اروپا  در رشته هايي که ممکن است به توليد سلاح هسته يي کمک کند&lt;br /&gt;دامنه تحریم هایی که اتحادیه اروپا می خواهد علیه ایران اعمال کند، نامحدود نیست&lt;br /&gt;آمریکا به هیئت زنان رژیم اجازه ورود به سازمان ملل را نداد&lt;a href="http://www.radiofarda.com/Article/2007/03/02/o1_european_limit_on_sanction.html"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;  اخبار نقض حقوق بشردرایران&lt;br /&gt;بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير در خصوص فشارهاي وارده بر دانشجويان و هشدار نسبت به خطر جاني احمد باطبي&lt;br /&gt;شکنجه زندانی سياسی، فرهاد وکیلی، در زندان کرمانشاه&lt;br /&gt;وبلاگ فعالان حقوق بشر از سرور بلاگفا حذف شد&lt;br /&gt;دادگاه سه تن از اعضاي هيأت تحريريه‌ي «روژ هلات» برگزار مي‌شود&lt;br /&gt;دادگاه سه تن از اعضاي هيأت تحريريه‌ي «روژ هلات» برگزار مي‌شود&lt;br /&gt;دانشجويان دانشگاه علم و صنعت در اعتراض به آب‌‏گيري سد سيوند دور پاسارگاد حلقه زدند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#6633ff;"&gt;  اخبار کارگری&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;گروهی از کارکنان شرکت تاید واتر : جناب آقاي رئيس جمهور ما پول نفت بر سر سفره هاي خودمان نمي خواهيم ؛&lt;br /&gt;مرحمت فرمایید كاركنان اين شركت را از همين يك لقمه ناني كه بر سفره هايشان است محروم نكنيد&lt;br /&gt;: عدم پرداخت 7 ماهه حقوق و مزاياي کارگران کارخانه آجر ماشيني اروميه* حقوق 7 ميليوني يك مديرعامل دولتي &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;  مشروح خبرها&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#6633ff;"&gt;جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله سابق) :  یک سرهنگ تمام و سه درجه دار یگان ویژه پاسداران مرصاد را دسنگير کرديم&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;آبه نام خداجنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله سابق) به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که دسته چریکی جوانان غیور منطقه مکران وابسته به جنبش مقاومت مردمی طی عملیات موفقیت آمیزی به کاروان نیروهای سرکوبگر یگان ویژه پاسداران مرصاد در راه قرارگاه عملیاتی شیرگوازواقع در جنوب بلوچستان یورش برده و منجر به هلاکت رساندن عده ای از این جنایتکاران ، فرار عده ای دیگر  و دستگیری سرنشینان یک خودرو که حامل یک سرهنگ تمام و سه درجه دار یگان ویژه پاسداران مرصاد شد (این گروه از ایرانشهر عازم منطقه جهت رساندن پیامهای مهمی از مرکز به نیروهای سرکوبگر بودند .) که تحویل شاخه نظامی شهید بهزاد نارویی جنبش مقاومت مردمی شدند و خودروهای به غنیمت گرفته شده در محل منهدم گشتند و تاخیر در اطلاع رسانی به مردم عزیز بنا به دلایل امنیتی بوده است .اسناد و مدارکی به همراه این سرهنگ دستگیر شده کشف شدند که دال بر قصد رژیم برای تفرقه بین شیعه و سنی ، فارس و بلوچ و توطئه ترور افراد ذی نفوذ منطقه و ایجاد تفرقه بین گروههای چریکی بلوچ متحد با جنبش مقاومت مردمی و انتشار گسترده تبلیغات کذب علیه جنبش مقاومت مردمی و تخریب چهره جنبش نزد سران قبائل بلوچ و علما اهل سنت و توسیع جو خفقان و سرکوب مردم بود .این سرهنگ اعتراف نمود که شهید نصرالله شنبه زهی کاملا فرد بیگناهی بوده و دستگیری و پخش اعترافات دیکته ای از وی در راستای دامن زدن به همین اختلافات است .این سرهنگ جنایتکار یگان ویژه پاسداران در اعترافاتش اظهار داشت رژیم 120 نفر از افراد بلند پایه پاسدار را جهت طرح ریزی و اجرای جنایاتش بتازگی به بلوچستان گسیل داشته است که نام و مشخصات بسیاری از آنان را افشا نمود .این فرد در اعترافاتش همچنین افزود که رژیم به بسیاری از مخبرین و بسیجیان اجازه قاچاق مواد مخدر در قبال همکاری داده است و با این سیاست مردم بلوچ را برای قاچاق مواد مخدر آزاد می گذارد که به اصطلاح اجیر امریکا و انگلیس نشوند .جنبش مقاومت مردمی در روزهای آتی اطلاعات بیشتری همراه با فیلم اعترافات این جنایتکار به سمع و نظر مردم عزیز می رساند .جنبش مقاومت مردمی با تخفیف در قبال آزادی سه درجه دار پاسدار که جرم و جنایتشان نیز علیه مردم اثبات شده از رژیم می خواهد که که به خواسته های ذیل عمل نماید:  _آزادی زندانیان سیاسی در سطح کشور اعم ازبلوچ ، فارس ، ترکمن ، عرب ، کرد ، آذری و بالخصوص جوانان بیگناهی که در روزهای اخیردر بلوچستان دستگیر شده اند و دانشجوی مبارزاحمد باطبی وروحانی دگراندیش آیت الله بروجردی._تخریب فوری بنای یادبود و زیارتی ابولولو قاتل حضرت عمر(رض) در کاشان که زخمی است بر دل بیست میلیون اهل سنت ایران و یک میلیارد مسلمان در جهان وهمچنین عاملیست برای ایجاد تفرقه بین مردم ایران.  درپایان جنبش مقاومت مردمی ایران  این نوید را به عموم مردم ستمدیده بلوچستان و ایران می دهد  که این سرهنگ جنایتکار یگان ویژه پاسداران که یکی از مقامات بلند پایه امنیتی واطلاعاتی رژیم نیز می باشد پس از پایان بازجویی ومحاکمه به سزای اعمال ننگینش خواهد رسید.                               جنبش مقاومت مردمی ایران&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#3366ff;"&gt;متکی شرایط ایران برای مذاکرات اتمی را عنوان کرد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بی بی سی : منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران، آنچه که وی آنرا شرایط ایران برای مذاکرات هسته ای خوانده، اعلام کرده است.به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) وزیر امور خارجه ایران، یکی از این شرایط را "گسترش طرفهای مذاكره ‌كننده بر سر برنامه هسته‌ای ايران" عنوان کرده است.آقای متکی در این خصوص بطور روشن از "اسپانيا، ايتاليا، رييس سازمان كنفرانس اسلامی و رييس جنبش عدم تعهد" نام برده است. وزیر امور خارجه ایران این اظهارات را در مادرید، پایتخت اسپانیا، عنوان کرده است. وی برای شركت در كنفرانس بين‌المللی كشورهای با درآمد متوسط به اسپانيا سفر كرده است.آقای متکی همچنین گفته است که "بايد راهكارها و تضمينهای لازم برای احقاق حق ايران در زمينه دستيابی به انرژی هسته‌ای مشخص شود." او گفته است که يکی از مکانیسمهای رسیدن به این ضمانتها "تقويت رژيم عدم اشاعه جنگ افزارهای هسته‌ای" است. او درباره مكانيسم ديگری در اینباره گفت که "دو طرف پرونده به يكديگر ضمانت می‌ دهند چگونه می ‌توان حق ايران را احقاق كرد و در عين حال، نگرانيها درباره برنامه هسته‌ای را برطرف ساخت."آقای متکی ایجاد "يك كنسرسيوم اتمی" در ايران را روشی دیگر برای رسیدن به تضمینهای لازم برای طرفین عنوان کرد. بر اساس اين طرح، ايران آماده پذيرش شركتهای دولتی و خصوصی كشورهای ديگر هم در زمينه مالكيت و هم در مديريت مجتمع‌های هسته‌ای خويش است.وزیر امور خارجه ایران گفته است که این مکانیسمها را در گفتگو با کشورهای گروه موسوم به 5+1 عنوان کرده است.مقامات ارشد ایرانی پیشتر از ارائه طرح جدیدی برای حل مناقشه هسته ای ایران از سوی رومانو پرودی، نخست وزیر ایتالیا خبر دادند اما از افشای جزئیات آن خودداری کردند.&lt;br /&gt;"پرونده ایران به آژانس برگردد"&lt;br /&gt;پيشتر علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران گفت که کشورش خواهان دریافت امتیازی از غرب نیست و در صورت بازگشت پرونده این کشور به آژانس بین المللی انرژی اتمی، همکاری بیشتری با این نهاد تحت نظر سازمان ملل می کند.مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران بار دیگر بر موضع ایران برای حل مناقشه هسته ای از طریق مذاکره تاکید کرد و گفت موضوعات مورد اختلاف طرفین می تواند در حین مذاکرات مطرح و بررسی شود.آقای لاریجانی افزود ایران مسیر "معقولی" را در مذاکرات خود طی می کند و به دنبال "امتیاز دادن" و "امتیاز گرفتن" در مسیر مذاکرات نیست.اظهارات مقامات ایرانی در حالی عنوان شده است که مذاكرات بین ایران و غرب در چارچوب گروه 5+1 مدتی است بر سر اختلاف نظر آنان درباره صدور قطعنامه ‪ ۱۷۳۷‬شورای امنيت سازمان ملل متحد با مشکلاتی روبرو شده است.در اوایل هفته جاری پنج عضو ثابت شورای امنيت سازمان ملل و آلمان در اجلاس پشت پرده ای در لندن در مورد تهيه پيش نويس قطعنامه ديگری برای تشديد تحريم عليه ايران توافق کردند.در همین حال همچنین گزارش شد که مقامات این کشورها روز پنجشنبه (اول مارس) به مذاکرات خود ادامه داده اند. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#3366ff;"&gt;حمله هواداران احمدي‌نژاد به رئیس قوه قضاییه : اهمال كاري‌ها حتي از سيستم سلطنتي شاه بدتر است// سستي و اهمال‌هاي قوه قضاييه ديگر قابل تحمل نيست&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; بازتاب : مسئول یکی از تشکلهای سیاسی که از هواداران افراطی رئیس‌جمهور بوده و تعدادی از اعضای اصلی آن به سمت‌های مهمی در دولت نهم منصوب شده‌اند، طی اظهارات توهین‌آمیزی که در سایت منتسب به دکتر احمدی‌نژاد منتشر شده، مسئولان و رئیس قوه قضاییه را متهم به دخالت در اختیارات دولت! و جلوگیری از افشای نام مفسدان اقتصادی کردند.این در حالی است که رئیس جمهور به رغم وعده‌های مکرر، تاکنون به جز اعلام نام دو وام گیرنده از یک بانک خصوصی، اقدامی در راستای افشای متهمان مفاسد اقتصادی نکرده و دادگاه تعدادی از مسئولان دولتی که قرار بود به اتهام دریافت مبالغ کلان رشوه به صورت علنی برگزار شود، با درخواست اکید وزیر مربوطه از قوه قضاییه، غیرعلنی برگزار شد.دبیر کل جامعه اسلامی با بيان اينكه قوه قضائيه بايد مستقل از نهادهاي درون نظام و مستقل از احزاب و فرآيندهاي سياسي نظام عمل كند، يادآور شد: امروز به دليل برخي مستندات، اين استقلال وجود ندارد. دبير كل اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان افزود: قوه قضائيه بايد علاوه بر رأفت در برخي از مواقع حساس، خشونت عمل داشته باشد كه متاسفانه اين امر به فراموشي سپرده شده است و رئيس اين قوه در مورد بعضي از مسائل به طور جدي ايستادگي نمي‌كند.وي با بيان اينكه عدم ثبات و سرگرداني در قوه قضائيه بيداد مي‌كند، يادآور شد: اگر رئيس قوه قضائيه، معاونان درجه اول ايشان را در اهمال كاري‌ها مستثني كنيم، در لايه‌هاي پايين‌تر شاهد مسائلي هستيم كه حتي از سيستم سلطنتي شاه بدتر خواهد بود.ابراهيمي با اشاره به اينكه در بعضي از پرونده‌ها و مسائل مشاهده مي‌كنيم كه قوه قضائيه حزبي و جناحي برخورد مي كند، يادآور شد: خيلي از مجموعه‌ها بايد تكليف خود را با قوه قضائيه مشخص كنند، در حالي كه برخي حرف‌ها زده مي‌شود كه به جاي ايجاد اميد در مردم نسبت به قوه قضائيه ايجاد نااميدي مي‌كند. مسئول واحد تشكيلات جامعه اسلامي دانشجويان نيز در ادامه اين كنفرانس با اشاره به تأكيد مقام رهبري بر وظيفه دو قوه مجريه و قضاييه بر خشكانيدن ريشه مفاسد اقتصادي گفت: اگر عملكرد اين دو قوه بعد از سوم خرداد را بررسي كنيم، مي‌بينيم كه جاي اين دو قوه در حال عوض شدن است و عملكرد قوه مجريه بايد جبران عملكرد قوه قضاييه را هم بكند و حتي ديده‌ايم كه خود آقاي شاهرودي با اعمال فشار از اعلام اسامي مفسدان اقتصادي توسط رئيس جمهور ممانعت به عمل آورد. وی افزود: متأسفانه ضعف عملكرد قوه قضاييه قوه مجريه را نيز تحت فشار قرار داده است و سستي و اهمال‌هاي قوه قضاييه ديگر قابل تحمل نيست. وي ظهار داشت: آقاي شاهرودي خود تفكيك قوا را مخدوش كرده و دغدغه حمايت ايشان از سرمايه‌گذاري و سرمايه داران به جاي برخورد با نا‌امن كنندگان عرصه فعاليت‌هاي اقتصادي باعث خلل در تفكيك قوا شده است. اين فعال دانشجويي بيان داشت: من نتيجه تحقيقي را ديده‌ام كه تعلل قوه قضاييه در رسيدگي به مفاسد اقتصادي باعث خروج بيش از 200 ميليارد دلار ارز از كشور شده است. وي تأكيد كرد: اگر مسئولان قوه قضاييه شخصاً از فساد مبرا بودند رسيدگي به مفاسد خيلي سهل تر بود، ولي متأسفانه مسئولان ارشد قوه قضاييه نيز امروز به فساد آلوده شده‌اند و مي‌گويند كه ديگر آن قدر فساد زياد شده است كه ما به پرونده‌هاي زير 50 ميليون تومان رسيدگي نمي‌كنيم. اين فعال دانشجويي ادامه داد: ابهام در ساختار و عملكرد قوه قضائيه غوغا مي‌كند و هر روز نيز بر حجم آن افزوده مي‌شود. شوراهاي حل اختلاف اگرچه بعضا مفيد واقع شده‌اند اما عموم آنها رويه‌ها و رسيدگي‌هاي قضايي را با ابهام و موانع جديد و متعدد مواجه كرده است و در عموم اين شوراها عده‌اي آدم بي‌سواد و ناآشنا با حقوق و قضا فعاليت مي‌كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#6633ff;"&gt;بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير در خصوص فشارهاي وارده بر دانشجويان و هشدار نسبت به خطر جاني احمد باطبي&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;آن چه اين روزها از گوشه و كنار كشور به گوش مي رسد اخبار و گزارشات نگران كننده اي است كه از شديدتر شدن بيش از پيش فشارها بر پيكر نحيف جنبش دانشجويي حكايت دارد. از ابتداي سال تحصيلي جديد دردي جانكاه به مثابه استخواني لاي زخم دانشجويان را رنج مي داد. در تمام مدت چندين ماهه اي كه از ابتداي سال تحصيلي جديد مي گذرد سه تن از فعالين سابق دانشجويي در بند مخوف و امنيتي 209 زندان اوين تحت شديدترين فشارها بودند. نگه داري غيرموجه و طولاني مدت ايشان در سلول هاي انفرادي بند 209  نه تنها نقض آشكار حقوق انساني آن ها بود كه خانواده هاي اين افراد را نيز تحت تاثير قرار داده و فشارهاي رواني و عصبي فراواني را بر ايشان تحميل مي نمود. پس از سير طولاني مدت پرونده دكتر كيوان انصاري، سعيد درخشندي و پويا جهاندار و عدم تبديل قرار بازداشت اين افراد به قرار وثيقه، اكنون با احكام سنگين چندين سال حبس براي ايشان مواجه ايم. قاضي پرونده كه به گفته وكلاي اين سه فعال سابق دانشجويي در تخلفي آشكار از ابلاغ راي صادره در خصوص تبديل قرار بازداشت به قرار وثيقه به ايشان سرباز زده است، اكنون با صدور احكام به شدت سنگين برگ سياه ديگري بر كارنامه برخوردهاي ظالمانه حاكميت با دانشجويان بر جاي گذاشته است. در حالي كه پس از گذشت 6 ماه حبس غيرقانوني و ناعادلانه سه فعال سابق دانشجويي، دكتر كيوان انصاري، علي درخشندي و پويا جهاندار انتظار مي رفت دادگاه رسيدگي كننده به پرونده ايشان با عنايت به پوچ و بي مايه بودن اتهامات انتسابي با صدور حكم برائت براي اين سه عضو سابق جامعه دانشجويي از جنبش دانشجويي اعاده حيثيت نمايند، ولي باز اين بيدادگاه نيز با صدور احكام بسيار سنگين و بي سابقه براي سه اين سه تن به دانشجويان مظلوم اين مرزوبوم اثبات كرد كه درب دستگاه قضا بر همان پاشنه ظلم و بي عدالتي چندين سال پيش مي چرخد.اما پازل شوم برخورد و آزار دانشجويان آن جايي تكميل مي شود كه حاكميت اقتدارگرا تصميم مي گيرد قدر قدرتي خود را با تحت فشار قرار دادن نماد جنبش دانشجويي ايران و سند مظلوميت دانشجويان، احمد باطبي، به نمايش عمومي گذارد. حاكميت اقتدارگرا كه ظلم رفته بر دانشجويان در 18 تير 78 را به ربودن ريش تراشي فرو كاسته بود، و تا آن جا كه در توان داشت دانشجويان را مورد تحقير و تصغير قرار داده بود، حاكميتي كه پس از سال ها شكنجه هاي قرون وسطايي و حبس و زجر احمد باطبي از سرو تناور و دلاوري چون او پيكري بيمار و نحيف بر جاي گذارده بود، حالا تصميم گرفته تا اين پيكر نيمه جان را بر علم رسواي خود آويخته و «هل من مبارز» گويان او را در شهر بگرداند تا نفس جنبش دانشجويي كه نمايندگان آن، نماد حاكميت اقتدارگرا را ديكتاتور خطاب كردند و شوي تبليغاتي اش را به سند فضاحتش بدل نمودند گرفته و ايشان را خفه سازد. چندي پيش بود كه نيروهاي امنيتي با بازگرداندن مجدد اكبر محمدي، ديگر دانشجوي زنداني فاجعه 18 تير 78، به زندان، پس از آن كه او توانسته بود از حق آزادي مشروط استفاده نمايد، و تحت فشار قرار دادن او در زندان موجب شدند تا اكبر محمدي هيچ راهي مقابل خود نبيند جز آن كه با استفاده از سلاح «جانش» به مبارزه با مزدوران كوردل برخيزد. در حالي كه روز به روز به وخامت حال اكبر محمدي افزوده مي شد، مسئولين قوه قضاييه و زندان اوين با پنهان كردن او از ديد نمايندگان مجلس و با ارائه اخبار كذب موجب شدند يكي از فرزندان اين مرز و بوم در نهايت مظلوميت و تنهايي جان بسپارد. امروز جنبش دانشجويي در حالي كه فاجعه مرگ اكبر محمدي را در مقابل چشمان خود دارد، نظاره گر وقوع حادثه مشابه ديگري است كه بي شك مسبب اصلي آن مسئولين قضايي و نيروهاي امنيتي هستند. علاوه بر دو حادثه مهم فوق الذكر كه به شدت در هفته اي كه گذشت احساسات دانشجويان را جريحه دار نمود، حوادث و فشارهاي ريز و درشت بسيار زيادي نيز در طول مدت چند ماهه گذشته بر حق دانشجويان روا داشته شد. در روزهاي آغازين ديماه سيل احضارها به كميته هاي انضباطي و در پي آن صدور احكام سنگين انضباطي چون تعليق و تبعيد و محروميت از امكانات رفاهي، در آستانه امتحانات پايان ترم در دانشگاه هاي مختلف ايران شروعي دوباره گرفت. برخورد و تسويه حساب با دانشجويان به همين جا متوقف نشد و در اقدام تعجب برانگيز و تاسف برانگيز ديگري جمعي از دانشجويان دانشگاه تربيت معلم سبزوار كه نسبت به قتل هم كلاسي خود، مرحوم توحيد غفارزاده، در ملاء عام و به دست يكي از بسيجيان اين دانشگاه معترض بودند به دادگاه انقلاب اين شهر احضار شده و از ايشان خواسته شد كه در خصوص اعتراض خود به شبه نظاميان بسيج پاسخگو باشند. علاوه بر اين در اين مدت شاهد تاييد حكم سنگين حبس براي مهدي اميني زاده، عضو سابق دفتر تحكيم وحدت، نيز بوديم. همچنين وضعيت دانشجويان سه ستاره نيز همچنان در هاله اي از ابهام قرار دارد. در اين ميان اخراج دكتر متين مشكين، عضو سابق شوراي مركزي انجمن اسلامي اميركبير، بر سياهه برخوردهاي حذفي وزارت علوم و حاكميت اقتدارگرا با دانشجويان افزوده شد.انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير(پلي تكنيك تهران) اعلام مي دارد كه اين روزها دست هاي پنهاني از درون حاكميت براي تحريك سيل فروخفته جنبش دانشجويي به كار افتاده است. در همين راستاست كه هر روز شاهد و ناظر تنگ تر شدن حلقه محاصره دانشجويان توسط حاكميت اقتدارگرا هستيم. هنوز فاجعه 18 تير حتي از اذهان نسل جديد دانشجوياني كه در سال 1378 دانش آموز بودند پاك نشده است. هنوز چهره احمد باطبي براي دانشگاهيان يادآور پيراهن هاي خون آلود دانشجويان مظلوم فاجعه 18 تير است. بنا بر گزارش هاي واصله در هفته گذشته با تحريك نيروهاي امنيتي وضعيت عصبي و رواني احمد باطبي به شدت رو به وخامت گذاشته است. امروز احمد باطبي تنها يك گام با مرگ فاصله دارد. لذا اين انجمن به نمايندگي از دانشجويان دانشگاه اميركبير هشدار مي دهد در صورتي كه كوچكترين گزندي به نماد مظلومیت جنبش دانشجويي ايران، احمد باطبي، برسد مسئوليت مستقيم آن متوجه حاكميت اقتدارگرا خواهد بود. جنبش دانشجويي ايران اگر تاكنون در مقابل انبوه فشارها و محدوديت ها مظلومانه سكوت پيشه نموده، در مقابل لگدپراكني عملگان مزدور اقتدارگرايان به سمت پيكر بيمار سرو تناور اين جنبش ساكت نخواهد نشست. انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير از مسئولين قضايي درخواست مي كند تا با آزادي هر چه سريعتر احمد باطبي، اجازه دهند تا اقدامات درماني كه در حال حاضر باطبي به شدت به آن نياز دارد بر روي وي انجام پذيرد. اميد مي رود كه عقلاي موجود در سيستم حاكميت جمهوري اسلامي اجازه ندهند تا سرنوشت انسان بيگناهي چون احمد باطبي به دست عده اي كج انديش، انتقام جو و تندرو رقم بخورد. انجمن اسلامي پلي تكنيك همچنين اعتراض شديد خود را نسبت به صدور احكام سنگين حبس براي سه فعال سابق دانشجويي به خصوص دكتر كيوان انصاري، نايب دبير اسبق اين انجمن، كه بي شك امروز تاوان فعاليت هاي آزاديخواهانه دانشجويان اين دانشگاه را مي پردازد اعلام نموده و از مسئولين قضايي مي خواهد اولا با تبديل قرار غيرقانوني بازداشت اين افراد مقدمات آزادي آنها كه حق انساني و قانوني ايشان است فراهم آورده و علاوه بر آن با تجديد نظر در احكام صادره حكم برائت آن ها را صادر نمايد.انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير از كليه انسان هاي آزاده و آزاديخواه، نهادها و سازمان هاي حقوق بشري و رسانه هاي عمومي مستقل درخواست مي نمايد تا با اقدامي عاجل در فضايي كه تمام توجهات به پرونده هسته اي ايران معطوف شده است، مانع از آن شوند كه وضعيت حقوق انساني نابسامان دانشجويان مظلوم اين ديار همچون احمد باطبي، كيوان انصاري، علي درخشندي، پويا جهاندار و... به دست نسيان و به بوته فراموشي سپرده شود.&lt;br /&gt;انجمن اسلامي دانشجوياندانشگاه صنعتي اميركبير(پلي تكنيك تهران)&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;10 &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اسفندماه 1385&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#6633ff;"&gt;عدم پرداخت 7 ماهه حقوق و مزاياي کارگران کارخانه آجر ماشيني اروميه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;موکريان : تعدادي از کارگران دائمي کارخانه آجر ماشيني اروميه 3 الي 7 ماه است که حقوق و مزاياي خود را دريافت نکرده اند . گفته مي شود مديريت اين کارخانه عليرغم دريافت چند ميليارد تومان از بانک هاي عامل جهت توسعه اين مجموعه وهمچنين پيش فروش کردن کليه توليدات آجر سفالي و تيغه اي اين واحد توليدي ، مدتهاست حقوق و دستمزد تعدادي از کارگران دائمي خود را پرداخت ننموده است . -----------------------------------حقوق 7 ميليوني يك مديرعامل دولتي&lt;br /&gt;آينده نو : از قرار معلوم آقاي «ر. ق» كه مديرعاملي يكي از شركت‌هاي وابسته به بانك مركزي را برعهده دارد 7 ميليون تومان حقوق ماهانه براي خود در نظر گرفته است. وي با جمع مبالغ اضافه‌كاري، حق جلسه و سفرهاي خارجي و حقوق عضويت در هيات‌مديره شركت‌‌هاي تابعه مجموعا 60 ميليون تومان در ماه حقوق مي‌گيرد! مديرعامل قبلي اين شركت با فشار بازرسي رياست‌جمهوري بركنار شد، اما مديرعامل جديد كه با حمايت «ج» از اعضاي مافياي IT روي كار آمده، مشي مديرعامل قبلي را ادامه مي‌دهد.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#6633ff;"&gt;ترك تحصيل 400 هزار دانش‌آموزدر يك سال&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همشهری آنلاين : بيش از 400 هزار دانش‌آموز دوره ابتدايي و راهنمايي سال گذشته ترك تحصيل كرده‌اند.اين گزارش حاكي است آمار ترك تحصيل‌كنندگان به اين تعداد ختم نمي‌شود و چنانچه ترك تحصيل‌كنندگان دوره متوسطه، پيش‌دانشگاهي و هنرستان‌ها را نيز به اين آمار بيفزاييم به ارقام تأسف‌باري برمي‌خوريم كه جمعيت بالقوه بزهكاران آينده را تشكيل خواهند داد.عضو هيأت علمي پژوهشكده كودكان استثنايي وزارت آموزش و پرورش ديروز اعلام كرد 204 هزار و 81 دانش‌آموز دوره ابتدايي سال گذشته ترك تحصيل كرده‌اند.ابوالفضل بصري كه در همايش رسانه‌ها و دانش‌آموزان استثنايي سخن مي‌گفت افزود: همچنين سال گذشته در پايه‌هاي راهنمايي 208 هزار و 520 دانش‌آموز ترك تحصيل كردند و بايد براي كاهش اين ارقام روش‌هاي ويژه‌اي به‌كار گرفته شود.سعيدي گفت: در واكنش به آمار بالاي ترك تحصيل، مسئولان از سال 64 به بعد براي حل مشكلات ترك تحصيل و مردودي دانش‌آموزان به ساده كردن ضوابط تحصيلي پرداختند كه اين امر نيز از نگاه كارشناسان مورد انتقاد است.تلاش خبرنگار ما براي دستيابي به آمار نرخ كلي ترك تحصيل در همه پايه‌ها و دوره‌هاي تحصيلي و مقايسه آنها با سال‌هاي گذشته به‌جايي نرسيد و مسئولان مربوطه اظهار داشتند آمار دقيقي در زمينه ترك تحصيل ندارند. اما آنچه مشخص است آمار مردودي در دوره ابتدايي در سال تحصيلي گذشته افزايش داشته به‌طوري‌كه 5/2 درصد دانش‌آموزان اين مقطع مردود شده‌اند. در دوره راهنمايي تحصيلي نيز 8/7 درصد مردود شده‌اند و مردودين مستعدترين گروه دانش‌آموزان براي ترك تحصيل هستند.در همين زمينه معاون آموزش و پرورش عمومي مي‌گويد 40 درصد دانش‌آموزاني كه يك بار مردود مي‌شوند و حدود 80 درصد دانش‌آموزاني كه دوبار مردود مي‌شود، ترك تحصيل مي‌كنند.دكتر حسين احمدي عامل اصلي ترك تحصيل در ايران را مردودي دانست و افزود: برخلاف ديدگاه عده‌اي كه معتقدند ضعيف‌ترين دانش‌آموزان ترك تحصيل مي‌كنند، عموما دانش‌آموزاني ترك تحصيل مي‌كنند كه مردود شده و نزديك به مرز قبولي هستند.احمدي افزود: در سال 78، بيش از يك ميليون و 666 هزار دانش‌آموز در كشور ترك تحصيل كردند درحالي‌كه اين آمار در سال 83 به 800 هزار دانش‌آموز كاهش يافت كه باز هم وضعيت مناسبي نيست.به گفته احمدي براساس پژوهش‌هاي انجام شده، مردودي نه‌تنها باعث تقويت درسي و تحصيلي نمي‌شود، بلكه ترك تحصيل و بزهكاري را درپي دارد و اعتمادبه‌نفس را كاهش مي‌دهد.كارشناسان اين امر معتقدند، ترك تحصيل يكي از عوامل سوق دادن نوجوانان به طرف بزهكاري است كه بايد با آن به شكل منطقي و علمي برخورد كرد.محمد فارسي، بازپرس دادسراي نوجوانان در اين زمينه گفت: 67درصد از نوجواناني كه ترك تحصيل كرده‌اند به طرف بزه گرايش پيدا كردند.وي معتقد است تحقيقات نشان مي‌دهد كه بيش از نيمي از مددجويان ورودي كانون اصلاح و تربيت سابقه شكست تحصيلي و ترك تحصيل داشته‌اند.همچنين صراحت نداشتن موضوعات آموزشي، ناهماهنگي موضوعات فوق با الگوهاي پيشرفت كشور در نتيجه فقدان هماهنگي بين آموزش و بازار كار، از ديگر مشكلات آموزش است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#6633ff;"&gt;آمريكا به هيات ايرانی ويزا نداد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واحد مرکزی خبر : دولت امريكا از صدور ويزا براي هيات زنان جمهوري اسلامي ايران خودداري كرد . به گزارش واحد مرکزی خبر، اين هيات براي شركت در پنجاه و يكمين نشست كميسيون مقام زن ، قصد داشت به سازمان ملل برود كه با تعلل امريكا در صدور ويزا از شركت در اين اجلاس بازماند.قرار بود نماينده هيات زنان جمهوري اسلامي ايران در نشست امروز كميسيون مقام زن در سازمان ملل متحد سخنراني كند اما به دليل اينكه امريكا با زير پا گذاشتن تعهدات خود در قبال ميزباني سازمان ملل از صدور ويزا براي اين گروه خودداري كرد سخنراني امروز نماينده ايران در اين نشست كنسل شد.در يكسال گذشته اين سومين بار است كه وزارت امور خارجه امريكا از صدور ويزا براي هيات هاي ايراني خودداري مي كند.بار نخست رئيس مجلس شوراي اسلامي قصد داشت در نشست اتحاديه بين المجالس شركت كند كه به علت تاخير در صدور ويزا اين سفر لغو شد.در تابستان گذشته هم دولت امريكا از صدور ويزا براي هيات خبرنگاران ايراني همراه احمدی نژاد  خوداري كرد و اين بار براي هيات زنان ايراني و گروه صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران كه قصد داشتند در پنجاه و يكمين اجلاس كميسيون مقام زن در سازمان ملل در نيويورك شركت كنند ويزا صادر نكرد.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#6633ff;"&gt;بروكسل - كنفرانس بين المللي محكوميت سرپيچي شوراي اروپا از حكم قانون&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در يك كنفرانس بين المللي در بروكسل، شماري از نمايندگان پارلمان اروپا و پارلمانهاي مختلف اروپايي و برجسته ترين حقوقدانان بين المللي، سرپيچي شوراي اروپا از حكم دادگاه عدالت اروپا مبني بر لغو برچسب تروريستي عليه مجاهدين را قوياً محكوم كردند. در اين كنفرانس شماري از شخصيتهاي شركت كننده سخنراني نمودند كه ازجمله عبارتند از :عاليحناب لرد آرچر دادستان سابق بريتانيا و داراي رتبه مشورتي ملكه، عاليجناب لرد فريزر عضو برجسته مجلس اعيان انگلستان و دادستان سابق اسكاتلند، لرد راسل جانستون ,نماينده مجلس اعيان ازحزب ليبرال دموكرات و رئيس سابق مجمع پارلماني شوراي اروپا، نمايندة خانم دانيل ميتران رئيس بنياد فرانس ليبرته، آلن ويوين وزير سابق امور اروپايي فرانسه، سيد احمدْ غزالي نخست وزير سابق الجزاير، پائولو كازاكا, رئيس مشترك كميته دوستان ايران آزاد در پارلمان اروپا، برند هويزلر نايب رئيس و سخنگوي حقوق بشر كانون وكلاي برلين و محمد محدثين مسول كميسيون خارجة شوراي ملي مقاومت ايران&lt;br /&gt;• خانم مريم رجوي رئيس جمهور برگزيده مقاومت طي پيامي به كنفرانس بين المللي بروكسل تصريح كرد: امروز هركس حكم دادگاه عدالت اروپا را كه پيروزي عدالت بر سياست و تجارت است، به هر ترتيبي ناديده بگيرد، حكومت قانون را كه ستون اصلي دموكراسي است، لگد مال كرده است… موضعگيري 30 ژانويه شوراي اروپا يك اقدام اكيداً نامشروع و ناموجه است… بگذاريد به كساني كه در پي حفظ اين برچسب عليه مجاهدين هستند بگويم اين برچسب عواقب وخيمي از جمله براي جان انسانها دارد. هم اكنون رژيم ملايان با كمك عواملش در دولت عراق با دستاويز قرار دادن ليست تروريستي، به توطئه براي اخراج و كشتار اعضاي مجاهدين كه هم اكنون در شهر اشرف هستند، دست زده است. آري بهاي اين ليست جان انسانهاست. . رئيس جمهور برگزيده مقاومت تصريح كرد: من هشدار مي دهم كه مماشات با ملايان در حال ايجاد فاجعه يي جديد است. هر بار ماجرا با سركوب و بي عدالتي نسبت به جنبش مقاومت آغاز مي شود. اين با امتياز دادن بسيار به ملايان همراه است. سپس راه را براي گسترش بنيادگرايي و تروريسم و بمب اتمي باز مي كند و با نقض قوانين و پايمال كردن دمكراسي و موازين بنيادين اروپا همراه بوده است. موضوع فقط سرنوشت مقاومت ايران نيست. موضوع فقط تاثير منفي اين سياست بر برقراري آزادي و دمكراسي در ايران نيست. بحث بر سر تصميمهاي غيرمسئولانه يي است كه صلح و امنيت تمام جهان از جمله جان و زندگي شهروندان اروپايي را گروگان ملايان كرده است.بنابراين، ما امروز با امري فراتر از بي‌عدالتي روبه‌رو هستيم. سرپيچي شوراي اروپا، سركوبي عدالت و يك خودكامگي است كه قانون، دمكراسي و حقوق بشر را زيرپا مي‌گذارد… اگر نام گذاري يك بي عدالتي بزرگ در حق جنبش مقاومت بود، سرپيچي از حكم دادگاه به سخره گرفتن سيستم قضايي اروپا است. آيا بايد اجازه داد كه اراده فاشيسم مذهبي، داوري عدالت اروپا را هم تحقير كند؟… خانم مريم رجوي گفت:من همه دولتها و احزاب اروپا و شخصيتهاي مدافع صلح و حقوق بشر را فرا مي خوانم كه به تصحيح اشتباهي كمك كنند كه به موقعيت اروپا در ميان مردم ايران و خاورميانه و مسلمانان ضدبنيادگرا آسيب رسانده است. مسأله ايران اكنون به يك بحران بزرگ بين المللي تبديل شده است. سياست مماشات در قبال اين بحران به شكست انجاميده است. جنگ و مداخله خارجي نيز پاسخ مسأله ايران نيست. در مقابل يك راه حل واقعي و مؤثر وجود دارد. اين راه تغيير دمكراتيك به دست مردم و مقاومت ايران است. براي دستيابي به اين هدف، براي مبارزه با اتهامهاي واهي كه عدالت و دمكراسي را به گروگان افراطي‌گري درآورده است و براي برقراري آزادي، دمكراسي و عدالت در ايران از كمكهاي همه شما سپاسگزاري مي‌كنم.  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-7978592752381378890?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/7978592752381378890/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=7978592752381378890&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/7978592752381378890'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/7978592752381378890'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/03/2-2007.html' title='جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۸۵ - 2 مارس 2007'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-5921055269033323540</id><published>2007-02-28T22:32:00.000-08:00</published><updated>2007-02-28T22:36:41.194-08:00</updated><title type='text'>دمیدن در آتش جنگ</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://bp3.blogger.com/_8688T74mM10/ReZNzhrtb6I/AAAAAAAAACo/vpzccOp1bkI/s400/IranWar.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp3.blogger.com/_8688T74mM10/ReZNzhrtb6I/AAAAAAAAACo/vpzccOp1bkI/s400/IranWar.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; نیک آهنگ کوثر&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-5921055269033323540?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/5921055269033323540/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=5921055269033323540&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/5921055269033323540'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/5921055269033323540'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/02/blog-post_28.html' title='دمیدن در آتش جنگ'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp3.blogger.com/_8688T74mM10/ReZNzhrtb6I/AAAAAAAAACo/vpzccOp1bkI/s72-c/IranWar.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-7295051455744943792</id><published>2007-02-27T22:59:00.000-08:00</published><updated>2007-02-27T23:01:56.776-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#6633ff;"&gt;پایان رژیم به دست سپاه پاسدران ؟يادداشت روز کورش عرفاني&lt;br /&gt;کورش عرفاني&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;«کپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است و بازتکثيرش بدون قيد منبع اکيدا مجاز نيست». &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;رادیو فردا در گزارشی که ساعاتی پیش منتشر شده است می نویسد : «از آقای بلر سوال شد که آيا بهتر نيست با ايران مذاکره و گفت و گو کرد، که وی در پاسخ گفت:«ما بسيار خوشحال می شويم بتوان با مقامات ايران گفت و گو کنيم و مشکلی برای گفت و گو هم نداريم. مسئله اين است که درباره چه بايد گفت و گو کنيم»."&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn1" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn1" name="_ftnref1"&gt;[1]&lt;/a&gt; بلر تاکید کرده است که :« ايران دچار اشتباه بزرگی در محاسبه شده است".&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn2" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn2" name="_ftnref2"&gt;[2]&lt;/a&gt; اما آیا رژیم می توانسته است به محاسبه ی دیگری هم دست بزند و طور دیگری نیز عمل کند ؟ برای یافتن چرایی رفتار ایران اگر نخواهیم خیلی به عقب باز گردیم می توانیم به آخرین انتخابات ریاست جمهوری رژیم رجوع کنیم. آنجا که برخلاف بسیاری از انتظارات، که رفتاری معقول برای بقای رژیم را در انتخاب رفسنجانی می دید، احمدی نژاد به این مقام دست یافت. در یک دستگاه محاسبه ی منطقی، احمدی نژاد بدترین انتخاب برای رژیم بود و این بدترین گزینه بود که روی داد. این که نظام های سیاسی همیشه درست ترین گزینه ها را برای بقای خویش مدنظر قرار می دهند دیدی واقعی نیست. این امر در ارتباط مستقیم است با ماهیت دمکراتیک نظام ها. اگر دمکراسی را بهره گرفتن نهادینه از خرد جمعی بدانیم دراین صورت می توان گفت هر چه یک نظام سیاسی دمکراتیک تر باشد شانس آن برای اتخاذ تصمیمات منطقی بیشتر است؛ به همان ترتیب که هر چه یک نظام از دمکراسی، یعنی از تاثیر پذیری نهادینه از خرد جمعی، دور باشد احتمال رفتن به سوی گزینه های ضد عقلایی و نامناسب در آن بیشترمی شود. &lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn3" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn3" name="_ftnref3"&gt;[3]&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;رژیم جمهوری اسلامی به عنوان یک ساختار غیردمکراتیک نمی تواند همیشه به سوی منطقی ترین گزینه ها برود. از همین روی نیز از زمانی که سپاه پاسداران با یک کودتای انتخاباتی مجلس و ریاست جمهوری کشور را در دست گرفت به راحتی بسیاری از مکانیزم های کنترل در درون نظام را کنار و یا دور زد و با جلب حمایت ولی فقیه توانست انتخاب های رادیکال خویش را به عنوان انتخاب های کل نظام مطرح و اجرا کند. از اینجا به بعد باید دید که این انتخاب ها چه هستند و چه عوارضی برای رژیم خواهند داشت. در اینجا فرصت نیست که به تمامی گزینه های دولت سپاهی بپردازیم اما تنها با در نظر گرفتن استراتژی مطرح شده درباره ی پرونده ی فعالیت های هسته ای رژیم می توانیم تصور کنیم چه آینده ای در انتظار رژیم و به تبع آن در انتظار کشور است.&lt;br /&gt;بازگشت ناپذیر شدن تصمیم ها &lt;br /&gt;درعلوم اجتماعی پدیده های پویای سیاسی و اجتماعی در قالب یک فرایند&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn4" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn4" name="_ftnref4"&gt;[4]&lt;/a&gt; بررسی می شود. فرایند عبارت است از مسیر شکل گیری یک پدیده – یا یک واقعه- که تحت تاثیرتصمیمات انسانی و عوامل بیرونی تعیین می شود. فرایند از مراحلی تشکیل شده است که یکی بعد از دیگری می آیند و با همدیگر نوعی رابطه ی آشکار یا ضمنی علت و معلولی دارند. ویژگی فرایند این است که از یک مرحله به بعد به موقعیت «غیر قابل بازگشت»&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn5" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn5" name="_ftnref5"&gt;[5]&lt;/a&gt; و «یا نا متوقف شدنی» می رسد. تا فرایندی به این مرحله نرسیده است امکان متوقف ساختن یا بازجهت دهی آن وجود دار  ؛ بعد از آن چنین کاری ناممکن است و هرتلاشی برای ترمیم مسیر، تنها به روند در جریان شتاب می بخشد اما آنرا متوقف نمی کند و فرایند فوق تا انتهای سرنوشت خویش، خوب یا بد، پیش خواهد رفت.&lt;br /&gt;بنظر می رسد که فرایند تحول پرونده ی اتمی نیز برای رژیم ایران در روزهای گذشته به چنین مرحله ای رسیده باشد. نمود این نکته را دراین اظهار نظر احمدی نژاد دیدیم که گفت قطار هسته ای ایران «در حال حرکت است و ترمز و دنده عقب ندارد، چون ما ترمز و دنده عقب را کنده و دور انداختیم.» &lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn6" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn6" name="_ftnref6"&gt;[6]&lt;/a&gt; آنگاه وزیر امور خارجه ایران، منوچهر متکی، اظهار داشت که ایران برای همه ی احتمال ها ازجمله برای جنگ آماده است. و امروز نیز وی تاکید کرد که : «ایران هرگز روند غنی سازی اورانیوم را متوقف نخواهد کرد.»&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn7" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn7" name="_ftnref7"&gt;[7]&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;این فرایند که برای رژیم به مرحله ی غیر قابل خود بازگشته است واکنش ها و نتایج مشخصی را در برخواهد داشت. نخستین آنها قطعنامه ی دوم شورای امنیت دراین باره است که احتمال می رود از قطعنامه 1737 قاطع تر و دربرگیرنده&amp;shy;ی مجازات هایی شدیدتر درزمینه ممنوعیت سفرهای خارجی مقامات بلند پایه ی رژیم، تحریم تسلیحاتی و سخت گیری های مهم در زمینه ی صادرات به سوی ایران باشد. به عبارتی اقتصاد ایران و نیز حیات سیاسی رژیم با مشکلات جدیدی مواجه خواهد شد.&lt;br /&gt;اگر این موقعیت جدید را به عنوان چشم اندازی میان مدت برای ایران بنگریم باید بگوییم که سال 1386 سال بسیار سختی برای اقتصاد ایران و برای جامعه ی ایران خواهد بود. ما شاهد رشد کمی و چه بسا کیفی اعتراضات کارگری، معلمان، بازنشستگان, بیکاران و فقرا خواهیم بود. امری که شرایط سیاسی را دچار تشنج خواهد کرد و می تواند دانشجویان را وارد صحنه ی مبارزاتی سازد.&lt;br /&gt;از سوی دیگر، اپوزیسیون خارج از کشور نیز می تواند با هرچه فعال شدن خویش فشارهای تازه ای را در سطح بین المللی بر رژیم وارد سازد و عرصه را بر مانوورهای سیاسی، لوبی ها و تیم های تروریستی اعزامی جدید رژیم تنگ کند.&lt;br /&gt;با یک جمع بندی درمی یابیم که رژیم ایران به نوعی محاصره دچار شده است که می رود او را در دام فعالیت های هسته ایش فرو برد. اما فراموش نکنیم که این رژیم فقط به خاطر پرونده ی اتمی اش نیست که رو به بن بست می رود. جمهوری اسلامی درعرصه ی اقتصاد کلان نیز خطاهای محاسباتی استراتژیکی مرتکب شده است که اقتصاد دولتی را به سوی تنگناهای غیر قابل جبرانی می&amp;shy;کشاند. کارشناسان بر این باورند که اقتصاد ایران به طور غیر رسمی ورشکسته است.&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn8" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn8" name="_ftnref8"&gt;[8]&lt;/a&gt; تنها در یک مورد بیان شده که درعرصه صادرات به ایران، اروپا چیزی نزدیک به 15  تا 20 میلیارد دلار از سوی موسسات اعتباری خود بابت ورود کالاهای اروپایی به رژیم اعطا می کرده است، قرار است در قطعنامه ی جدید این امتیاز مهم اقتصادی زیر سوال رود.&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn9" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn9" name="_ftnref9"&gt;[9]&lt;/a&gt; شریان های اقتصادی رژیم در دست سرمایه داری جهانی است و اگر تحریم نفتی ایران عملی شود دولت احمدی نژاد حتی در تامین نان مردم با مشکل مواجه خواهد شد.&lt;br /&gt;رژیم ایران که با تیم جدید سپاهیان در قدرت، کشور را با سیستم پادگانی اداره می کند به زودی در مقابل پیچیدگی خطرساز اوضاع مجبور خواهد بود به تصفیه حساب های سخت داخلی دست زند. کنار زدن باند حاکم، که صاحبان قدرت نظامی در ایران هستند، جز از طریق یک پاکسازی خونین ناممکن خواهد بود. چند تلاش پیاپی برای حذف فیزیکی احمدی نژاد نمودی است از آغاز این پاکسازی.&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn10" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn10" name="_ftnref10"&gt;[10]&lt;/a&gt; اما نباید فراموش کرد که مافیای سپاه نیز می تواند دربرابر جناحی که می خواهد، با حذف سپاه سالاری، راه را برای مذاکره با غرب باز کند واکنش تندی از خود نشان دهد و با حرکتی شبه کودتایی تحت عنوان مبارزه با مفسدین یا خائنین دست به پاکسازی از نوع بدتری بزند. احمدی نژاد به طور مستقیم کسانی را که در پیشبرد پروژه ی اتمی رژیم در داخل نظام کارشکنی کنند با عنوان خائنین مورد تهدید قرار داده است. &lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn11" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftn11" name="_ftnref11"&gt;[11]&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;اما در کنار این موقعیت انفجاری خطر روزافزون جنگ را از یاد نبریم. سیاست های تنش آمیزغیر قابل کنترل همیشه به سوی نزاع می روند. جنگ ادامه ی منطقی این سیاست غیر منطقی رژیم است. جنگی که بی شک حذف رژیم را به بهای نابودی ایران با خود همراه خواهد داشت. اسرائیل و لوبی یهود برای آغاز این جنگ و نابودی دراز مدت ایران دست به هر دیوانگی خواهند زد.&lt;br /&gt;به عنوان نتیجه گیری باید گفت که سرانجام آنتی تز رژیم از دل خودش و در قالب دولت سپاه پاسداران بیرون آمده است. این دولت می رود با مدیریت پادگانی خویش و انباشت تصمیم گیری های پر خطا حیات رژیم و بقای ایران را زیر سوال برد. اینک این با ما ایرانیان در داخل و خارج از کشور است که از این بندبازی اجباری رژیم بر لبه ی پرتگاه استفاده ی هوشمندانه کنیم و با هل دادن رژیم به قعر دره ی تاریخ، کشورمان را نجات دهیم. برای این منظور هیچ ابزاری بهتراز وارد ساختن فشار و ضربات کاری به رژیم در درون و بیرون ایران نیست : در داخل کشور باید دست به تظاهرات، تحصن، اعتصاب، کارشکنی، خرابکاری در دستگاه دولتی، حرکت های ایذایی و تخریبی و عملیات قهرآمیز برعلیه مراکز و مهره های رژیم زد و در خارج باید با اتحاد نیروهای سیاسی همگون و شکل دهی به یک آلترناتیودمکراتیک وفراگیر با حرکت هایی مهم مانند راهپیمایی های عظیم، تحصن و یا تسخیر سفارتخانه های رژیم ضربه های کارآ بر رژیم ضد انسانی  وارد سازیم. فراموش نکنیم یگانه امکان پرهیز از جنگ خانمانسوز در راه، سرنگون ساختن نظام جمهوری اسلامی پیش از آغاز آنست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* *&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn1" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftnref1" name="_ftn1"&gt;[1]&lt;/a&gt;http://www.radiofarda.com/Article/2007/02/27/f5_blair_iran_miscalculation.html&lt;br /&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn2" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftnref2" name="_ftn2"&gt;[2]&lt;/a&gt;http://www.radiofarda.com/Article/2007/02/27/f5_blair_iran_miscalculation.html&lt;br /&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn3" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftnref3" name="_ftn3"&gt;[3]&lt;/a&gt;  بسیاری باتلاق کنونی آمریکا در عراق را ناشی از اتخاذ تصمیمی می دانند که بر اثر نبود مکانیزم های واقعی دمکراتیک در ساختار قدرت در این کشور بخصوص بعد از 11 سپتامبر و تصویب قانون مجوز جنگ در سال 2002 توسط کنگره ی آمریکا می دانند.&lt;br /&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn4" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftnref4" name="_ftn4"&gt;[4]&lt;/a&gt;Process&lt;br /&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn5" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftnref5" name="_ftn5"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;Irreversible&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn6" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftnref6" name="_ftn6"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt; http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2007/02/070225_an-ahmadinejad.shtmll&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn7" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftnref7" name="_ftn7"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;  تاکید از من است. http://www.radiofarda.com/Article/2007/02/27/f4_uranium_industrial.html&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn8" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftnref8" name="_ftn8"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt; http://www.jsmineset.com/cwsimages/Miscfiles/4034_iran.pdf&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn9" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftnref9" name="_ftn9"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt; http://www.lexpress.fr/info/infojour/reuters.asp?id=38364&amp;1807&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn10" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftnref10" name="_ftn10"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt; http://www.peiknet.com/1385/01esfand/05/page/ahmadi01.htm&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn11" href="http://www.didgah.net/admag/admin_alfa_logain_ok.php#_ftnref11" name="_ftn11"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;[11]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;  نقل از بی بی سی : « محمود احمدی نژاد با اشاره به اینکه سیاست های هسته ای ایران توسط رهبری ایران تدوین شده گفت که مسئولان باید این سیاست ها را به اجرا بگذارند و دشمنان را مایوس کنند و ما دست های خائنان به کشور را قطع خواهیم کرد.»  &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2007/02/070225_an-ahmadinejad.shtml"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2007/02/070225_an-ahmadinejad.shtml&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-7295051455744943792?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/7295051455744943792/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=7295051455744943792&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/7295051455744943792'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/7295051455744943792'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/02/blog-post_27.html' title=''/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-6523705857031470563</id><published>2007-02-11T14:07:00.000-08:00</published><updated>2007-02-08T10:17:01.493-08:00</updated><title type='text'>فردا دوباره سالروز انقلاب کبیر ماست</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;&lt;br /&gt;دکترزری اصفهانی&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;فردا دوباره سالروز انقلاب کبیر ماست !&lt;br /&gt;و ما،&lt;br /&gt; خشنود و پرغرور و سرافراز&lt;br /&gt;درکوچه ها وخیابان ها&lt;br /&gt;با نور  و شور و هلهله میخوانیم:&lt;br /&gt;ما انقلاب کرده ایم&lt;br /&gt;و این سرزمین&lt;br /&gt;دیگر بهشت برین است&lt;br /&gt;این مرز پرگهر&lt;br /&gt;پراست از خدا و آسمان و هرچه از این جنس است&lt;br /&gt;و این خداست&lt;br /&gt;که دستار بسته است و با شکم فربه اش &lt;br /&gt;برروی منبر مسجد نشسته است&lt;br /&gt;این انقلاب، انقلاب مهدی موعود است&lt;br /&gt;و این سرزمین اهورایی&lt;br /&gt;جای جلوس صدهزار رسول است&lt;br /&gt;و کعبه تما م جهان است&lt;br /&gt;اینجا تمام چاه ها پرازامام زمان است&lt;br /&gt;هرچارراه&lt;br /&gt;تصویر یک امام به جای علامت عبورپیاده*&lt;br /&gt;هرلحظه  سبز میشود&lt;br /&gt;و بنزهای ضد گلوله&lt;br /&gt;که درآن امام های شکم گنده&lt;br /&gt;سلفون بدست و با وقار و طمانینه&lt;br /&gt;زین چارراه های مقدس&lt;br /&gt;عبور میکنند&lt;br /&gt;و عابران گدا گشنه را بیک نگاه خدایی&lt;br /&gt;تقدیس میکنند&lt;br /&gt;از جنس پاک امامان اند&lt;br /&gt;وحتی&lt;br /&gt;شاید که نایب امام زمان اند&lt;br /&gt;ای قوم چرک و چیل و فلاکت زده!&lt;br /&gt;ای خیل کودکان گرسنه&lt;br /&gt;که برروی سنگ قبر میخوابید&lt;br /&gt;ای دختران فراری&lt;br /&gt;که بنگاه های شادمانی امام زمان هرشب&lt;br /&gt;جایی برای شما دارد&lt;br /&gt; دربستر تمیزپیرمرد مومن و با اخلاصی &lt;br /&gt;که بامحاسن سفید و با کتاب مقدس&lt;br /&gt;آماده است تا که شمارا&lt;br /&gt;محض رضای خدا صیغه اش کند&lt;br /&gt;و اجر این خلوص و همت و ایمان را&lt;br /&gt;باحوری جوان و باکره ای دیگر&lt;br /&gt;درآن جهان  دوباره باز ستاند&lt;br /&gt;فردا دوباره سالروز آنقلاب کبیرماست&lt;br /&gt;و ما ملتی&lt;br /&gt;که سال های سال منتظرش بودیم&lt;br /&gt;هرچند نان و آب نداریم&lt;br /&gt;اما چه باک&lt;br /&gt;برسرهرکوچه مسجدی داریم&lt;br /&gt;با منبر و خطابه و ختم و نماز و قاری قرآن&lt;br /&gt;اینجا دگر نه کشور ایران است&lt;br /&gt;این قبله تمام جهان است&lt;br /&gt;اینجا تمام چاه ها&lt;br /&gt;پرازامام زمان است&lt;br /&gt;وهرچه خواستید جوابش&lt;br /&gt;درچاه جمکران است&lt;br /&gt;ای کودکان گرسنه  !&lt;br /&gt;که در میان کوچه های پراز گرد  و خاک و لجن می چرخید  !&lt;br /&gt;درجستجوی لقمه نانی&lt;br /&gt;آنجا میان گربه های لاغر و خاک آلود&lt;br /&gt;هرجا زباله هست بگردید&lt;br /&gt;سهم شما از انقلاب کبیری که ما بپا کردیم&lt;br /&gt;پس مانده ای میان سطل زباله است&lt;br /&gt;فردا دوباره سالروز انقلاب کبیر ماست&lt;br /&gt;هرچند ما زانقلاب نان و راحت و شادی&lt;br /&gt;و حزب و روزنامه و آزادی&lt;br /&gt;و پیشرفت و علم و هنر می شناختیم&lt;br /&gt;و می خواستیم&lt;br /&gt;اما چه باک&lt;br /&gt;اینک که ربع قرن گذشته است&lt;br /&gt;فهمیده ایم که ما اشتباه میکردیم&lt;br /&gt;ما از برای خربزه و نان و هندوانه انقلاب نکردیم&lt;br /&gt;زیرا که اقتصاد مال خران است&lt;br /&gt;حالا به جای نان سرهرکوچه مسجدی داریم&lt;br /&gt;وین مرز پر گهر اگرچه پراز مرگ ومیر و فقر و تباهی است&lt;br /&gt;اما چه باک&lt;br /&gt;زیرا که قبله تمام جهان است&lt;br /&gt;اینجا تمام چاه ها&lt;br /&gt;پراز امام زمان است !&lt;br /&gt; ................................................................&lt;br /&gt;آیه الله خزئلی پیشنها د داده بود که به جای علامات غربی در راهنمایی و رانندگی از تصاویر امام ها استفاده شود*&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-6523705857031470563?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/6523705857031470563/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=6523705857031470563&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/6523705857031470563'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/6523705857031470563'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/02/blog-post_11.html' title='فردا دوباره سالروز انقلاب کبیر ماست'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-4378793206969891878</id><published>2007-02-08T10:15:00.000-08:00</published><updated>2007-02-08T10:13:56.484-08:00</updated><title type='text'>بهمن ، بهار ، صبح</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#333399;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;بهمن ، بهار ، صبح&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;جمشید پیمان&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;منشین به راه صبح&lt;br /&gt;در این نشستن و به تماشا نشستنت&lt;br /&gt;تا بی کرانه ی آفاق ، تیرگیست .&lt;br /&gt;شب ، رو به صبح ندارد&lt;br /&gt;نگاه کن !&lt;br /&gt;در راه صبح&lt;br /&gt;باید فرازوشیب اینهمه شب را گذرکنی !&lt;br /&gt;بی هوده دل مبند به روً یای سبز باغ&lt;br /&gt;دستی که شانه های ترا لمس می کند&lt;br /&gt;باد بهار نیست،&lt;br /&gt;سرمای بهمن ست .&lt;br /&gt;بهمن ، بهار بود&lt;br /&gt;روزی که برفراز دست بهارآفرین تو&lt;br /&gt;از ره رسید و خنده به دلهایمان نشاند .&lt;br /&gt;بهمن ، ولی گداخت درآژنگ چهر شیخ&lt;br /&gt;حیران و نا امید ازآن "هیچ " بی فروغ *&lt;br /&gt;از هم گسست به دستان بی بهار&lt;br /&gt;درهم شکست در قفس حیله و دروغ .&lt;br /&gt;بهمن ، بهار نیست&lt;br /&gt;بهمن،&lt;br /&gt;خبر نمی دهد دگراز ماه فرودین&lt;br /&gt;در راه فرودین&lt;br /&gt;باید که از دل بهمن سفر کنی !&lt;br /&gt;بهمن،&lt;br /&gt;طلیعه ی شهر بهار نیست .&lt;br /&gt;بهمن ،&lt;br /&gt;حضور روشنی و صبح و آب نیست&lt;br /&gt;بهمن، هر آنچه هست&lt;br /&gt;آغاز رویش سبز بهارنیست .&lt;br /&gt;در راه فرودین&lt;br /&gt;باید که از دل بهمن سفر کنی !&lt;br /&gt;در راه صبح&lt;br /&gt;باید فراز و شیب اینهمه شب را&lt;br /&gt;گذر کنی !&lt;br /&gt;                         جمشید پیمان&lt;br /&gt;* آن "هیچ" عاطفه کش که خمینی در بهمن پنجاه و هفت&lt;br /&gt;     به هنگام ورود به ایران بر نیشحندش نشانید.&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20013241-4378793206969891878?l=sardarjangal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sardarjangal.blogspot.com/feeds/4378793206969891878/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20013241&amp;postID=4378793206969891878&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/4378793206969891878'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20013241/posts/default/4378793206969891878'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sardarjangal.blogspot.com/2007/02/blog-post.html' title='بهمن ، بهار ، صبح'/><author><name>زری</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_8688T74mM10/SvTSlfwQPdI/AAAAAAAAF8s/gLrx_4QdSrY/S220/PictureParis+046.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20013241.post-117014179882738629</id><published>2007-01-29T23:20:00.000-08:00</published><updated>2007-01-29T23:44:03.220-08:00</updated><title type='text'>يادداشت هفته : همه تفنگها بسوی " دولت صفوی</title><content type='html'>&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;&lt;br /&gt;بيژن نيابتی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;يادداشت هفته :&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt; همه تفنگها بسوی " دولت صفوی"روند تحولات مربوط به ايران شتاب بيشتری گرفته است . زمان آشکارا به زيان رژيم " جمهوری اسلامی" در گذر است . مجموعه تحولات جهانی با نشانه هايی که هر روز واضح تر می شود ، نشانگر نزديک شدن نقطه تعيين تکليف نهايی در رابطه با معضل ايران می باشد . نزديک به سه سال است که علی رغم تمامی تحليلهای مبتنی بر احتمال سازش با " جمهوری اسلامی " و يا چرخش رژيم در دقيقه نود و .... ، برآنتاگونيک بودن رابطه ميان ايالات متحده و رژيم حاکم برايران و اجتناب ناپذير بودن درگيری نظامی با " جمهوری اسلامی" بی هيچ اعوجاجی تاکيد کرده ام . امروز ديگر کمتر کسی است که در حساسيت اوضاع و واقعی بودن احتمال وقوع يک جنگ خانمان سوز ديگر در منطقه ترديد داشته باشد . آرايش نظامی ناوگان آمريکا در خليج فارس ، مجهز کردن کشورهای منطقه به سيستمهای دفاع ضد موشکی در کنار پيشرفت آرام آرام روند قطعنامه تحريم به سمت ماده 42 بند هفت منشور ملل متحد ، يعنی ضرورت برخورد نظامی با دولتهايی که امنيت جهانی را تهديد می کنند و فاکتورهای متعدد ديگر، همه و همه حکايت از سناريوی سياهی می کند که عنق
